مرکز مجازی مهدویت

نواب اربعه امام زمان (علیه السلام)

 

مقدمه:

مسائل مرتبط با غیبت صغرای امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، معمولاً کمتر مورد بحث و بررسی واقع شده است. از جمله مباحث مطرح در حوزه‌ی مسائل موجود در غیبت صغری، مسئله‌ی نواب و سفیران امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آن دوره است. اهمیت این مسئله از اینجا روشن می‌شود که اولاً در آن عصر عده‌ای مدعی سفارت آنحضرت شده و ثانیاً در منابع شیعی تعداد روشن و مورد اجماعی برای سفیران ذکر نشده است. با وجود این، از میان نواب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چهار نفر به عنوان «نواب اربعه» مشهور می‌باشند. این افراد در واقع نائبان خاص و واسطه بین آن حضرت و شیعیان بوده‌اند. نوشتار حاضر به این بحث اختصاص یافته است.

 هدف از نيابت و سفارت

نمايندگى و نيابت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، با دو هدف عمده صورت مى‏گرفت :

يك) آماده كردن اذهان عمومى براى غيبت كبرى و عادت دادن تدريجى مردم به پنهان زيستى امام«علیه السلام» و جلوگيرى از غافلگير شدن در موضوع غيبت ؛ اگر امام معصوم«علیه السلام»، به طور ناگهانى غيبت مى‏كرد، چه بسا موجب انكار مطلق وجود مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و انحراف افكار عمومى مى‏شد. نمايندگان خاص امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوران غيبت صغرى، به اين هدف و غرض - كه آماده‏سازى افكار و اذهان عمومى براى «غيبت كبرى» بود- نايل آمدند و لذا لزومى به امتداد غيبت صغرى نبود.

دو) رهبرى دوستداران و طرفداران امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و حفظ مصالح اجتماعى شيعيان. بدين وسيله امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) توانست رهبرى خويش را در جامعه اعمال و خسارت‏هاى ناشى از عدم حضور مستقيم خود را تا حدودى جبران كند.[1]

وظایف نواب خاص

مهم‏ترين وظايف و فعاليت‏هاى نوّاب خاص عبارت بود از :

1. پنهان نگه‏داشتن نام و مكان زندگى امام مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و رفع شك و ترديد درباره آن حضرت ؛

2. جلوگيرى از تفرقه، اختلاف، فرقه گرايى و انشعابات شيعيان ؛

3. پاسخ گويى به پرسش‏هاى فقهى و مشكلات علمى و عقيدتى مردم ؛

4. مبارزه با مدعيان دروغين نيابت و افشا و رسوا كردن آن‌ها ؛

5. اخذ و توزيع اموال متعلق به امام ؛

6. سازماندهى‏هاى ديگر وكيلان و سفراى امام در شهرها و مناطق مختلف و... [2]

تعداد و اسامى نائبان خاص

در عدد نوّاب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اختلاف هست. سيد بن طاووس در كتاب ربيع الشيعه اسامى آنان را چنين ذكر كرده است : ابوهاشم داوود بن قاسم، محمد بن على بن بلال، عثمان بن سعيد، محمد بن عثمان، عمر الاهوازى، احمد بن اسحاق، ابو محمد الوجنان، ابراهيم بن مهزيار و محمد بن ابراهيم رجال ابو على.[3]

شيخ طوسى نيز وكلا را اين گونه معرفى كرده است : عمرى و پسرش، حاجز، بلالى و عطار از بغداد، عاصمى از كوفه، محمد بن ابراهيم بن مهزيار از اهواز، احمد بن اسحاق از قم، محمد بن صالح از همدان، شامى و اسدى از رى، قاسم بن العلاء از آذربايجان و محمد بن شاذان از نيشابور.[4]

اما وكالت چهار نفر در بين شيعيان معروف است : عثمان بن سعيد، محمدعثمان، حسين بن روح و على بن محمد سمرى. هر يك از آنها نيز در شهرهاى مختلف نمايندگانى داشتند.[5]

ظاهراً نمايندگان اصلى امام، همين چهار نفر بودند و افراد ديگر، يا نماينده اين چهار تن در شهرستان‏ها و بلاد بودند و يا اگر هم نماينده امام بودند، از طريق اين چهار تن، امور مردم را به عرض امام مى‏رساندند و يا به گفته سيد محسن امين، سفارت اين چهار تن مطلق و عام بود ؛ ولى سفارت و نيابت ديگران در موارد خاص بود.[6]

در روايتى از غياث بن اسد، تعداد و اسامى نائبان امام، چنين آمده است :

«... نماينده آن حضرت، عثمان بن سعيد بود. عثمان هنگام مرگ، نمايندگى را به پسرش ابو جعفر محمد بن عثمان سپرد و او اين منصب را براى ابوجعفر ابو القاسم حسين بن روح وصيت كرد. او نيز منصب نمايندگى را به ابوالحسين على بن محمد سمرى... واگذار كرد. وقتى هنگام وفات على بن محمد سمرى رسيد، از او خواستند كه براى نمايندگى وصيت كند، او گفت : خدا را امرى است كه خود آن را به انجام مى‏رساند. غيبت تامّه (كبرى)، همان غيبتى است كه بعد از سمرى(ره) واقع شد».[7]

اينان يكى پس از ديگرى، برنامه نيابت و نمايندگى از طرف امام«علیه السلام» را اجرا مى‏كردند و تعيين آنان به دست خود امام«علیه السلام» بود كه به وسيله توقيع مبارك، كه در آخر عمر يكى از اين نوّاب صادر مى‏شد، نايب بعدى تعيين مى‏گرديد. ملاك اساسى و اصلى در تعيين نايب عبارت بود از:  تقوا و خدا ترسى، زهد و ديانت، درك صحيح و فهم عميق درباره مسائل اجتماعى و سياسى، حسن سابقه و خوش نامى (كه موجب اطمينان و اعتماد كامل مردم شود)، شجاعت، قدرت تحمل و استقامت و شكيبايى در برابر پيشامدهاى غيرمنتظره و بالاخره دوستى و دشمنى در راه خدا و براى رضاى او و فدا كردن همه چيز در راه اقامه حق و اجراى تعليمات اسلام.

معرفی نائبان چهارگانه

در اينجا به معرفى اجمالى نايبان چهارگانه پرداخته مى‏شود :

1. ابو عَمرو عثمان بن سعيد عَمرى

عثمان بن سعيد، نخستين نايب خاصّ و سفير امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و داراى مقامى والا در نزد شيعيان است.[8]

 او از شاگردان و وكيلان مرقد شریف نایب اول امام زمان ( ابو عمرو عثمان بن سعيد عمرى )مورد اعتماد امام دهم و يازدهم و مردى جليل‏ القدر و مورد اطمينان بوده است.

كنيه وى «ابو عمرو» و لقب‏هاى پر افتخارش، عبارت بود از : عمرى، اسدى، عسكرى، سمّان و زيات. اين لقب‏ها به جهت انتساب او به قبيله بنى‏اسد، نام جد مادرش (عمرى)، سكونت در عسكر (سامرا)، روغن فروشى به دستور امام«علیه السلام» جهت استتار در فعاليت‏هاى سياسى - مذهبى و... بوده است.

امام عسكرى«علیه السلام» به احمد بن اسحاق فرمود : «عمرى و پسرش، هر دو ثقه و مورد اعتمادند ؛ هر آنچه از سوى من براى تو آوردند، ترديد مكن كه از سوى ما است و هر چه مى‏گويند از جانب ما است. بنابراين سخنان آن دو را بشنو و از آنان پيروى كن و بدان كه هر دو امين و مورد اعتمادند».[9]

پس از رحلت امام يازدهم، حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) جناب عمرى را در وكالت ابقا و به سفارت خويش برگزيد. بر اين اساس او نخستين سفير و نايب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، رابط ميان او و شيعيان و دوستانش در رسانيدن نامه‏ها و مسائل و حلّ مشكلات آنان بود ر.ك : امام مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)[10]

2. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعيد عَمرى

بعد از وفات عثمان بن سعيد، فرزندش محمد به جاى پدر نشست و به وكالت ناحيه مقدسه منصوب شد. كنيه وى ابو جعفر و القابش، عمرى، عسكرى و زيّات بوده است.

حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، محمد بن عثمان مرقد شریف نایب دوم امام زمان ( ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمرى ) را به جاى پدر برگزيد تا همان نقش حساس و اساسى را كه پدرش در دوران پر افتخار خود بر عهده داشت، ايفا كند و طى نامه‏هاى متعددى به بزرگان شيعه، به همه اطلاع داد كه محمد را به عنوان نايب دوم برگزيده است.

يعقوب بن اسحاق گفته است : به وسيله محمد بن عثمان، نامه‏اى خدمت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرستادم و از برخى مشكلات دينى سؤال كردم ؛ جواب نامه به خط مبارك امام واصل شد و در ضمن آن نوشته بود : «محمد بن عثمان عمرى، موثّق و نامه‏هايش، نامه‏هاى من است».[11]

محمد بن عثمان همانند پدر، از بزرگان شيعه و از نظر تقوا، عدالت و موقعيت اجتماعى، مورد قبول و احترام خاص شيعيان و از ياران مورد اعتماد امام عسكرى«علیه السلام» بود.

محمد بن عثمان، بسان پدرش سفير و رابط ميان حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با تمامى شيعيان آن حضرت بود ؛ چه شيعيانى كه در عراق مى‏زيستند و چه دوستداران و ارادتمندانى كه از قم و ديگر شهرهاى اسلامى در پى امام خويش بودند و از سفير و نايب خاصّ او، سراغش را مى‏گرفتند. محل خدمت و سفارت اودر بغداد بود.[12]

 او اموال و حقوق شرعى را از شيعيان دريافت مى‏داشت و به صورت نهانى، همه را به حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تقديم مى‏كرد و يا به گونه‏اى كه امام، مقرّر مى‏فرمود، به مصرف مى‏رساند.

محمد بن شادان درباره او گفته است :

«480  درهم مال امام، نزدم جمع شده بود. چون خوش نداشتم آن را ناتمام نزد امام بفرستم، بيست درهم از مال خودم رويش گذاشته، توسط محمد بن عثمان خدمت امام فرستادم ؛ ولى از اضافه كردن بيست درهم چيزى ننوشتم. رسيد آن مال از ناحيه امام واصل شد كه نوشته بود : پانصد درهم - كه بيست درهمش مال خودت بود - واصل گشت».[13]

محمد بن عثمان، حدود پنجاه سال متصدّى نيابت بود و در سال (304 ه .ق) درگذشت. وى بارها به شايستگان خبر داد كه پس از رحلتش، حسين بن روح نوبختى، به جاى او منصوب شده و انجام وظيفه خواهد كرد.[14]

در زمان وى، مدعيان دروغين زيادى پيدا شدند و به همين جهت يكى از كارها و فعاليت‏هاى مهم او، مبارزه مستمر با اين مدعيان دروغين نيابت بود. او با سعى و تلاش بى‏وقفه، توانست عموم شيعيان را از چنگال آنان برهاند....

3. ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى‏

وى، سومين وكيل امام زمان و داناترين فرد عصر خويش بود. كنيه وى ابوالقاسم و لقبش نوبختى است. در جامعه شيعه آن روزگار، شخصيتى پرآوازه، انديشمند و معروف داشت و پيش از افتخار تصدّى نيابت خاص، وكيل دومين سفير حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) جناب محمد بن عثمان بود. حسين بن روح هم به املاك او نظارت داشت و هم رابط ميان او و بزرگان شيعه در نقاط مختلف كشور پهناور اسلامى بود و از اين راه، دستورات و تعليمات اهل بيت و اخبار نهانى را به آنان مى‏رساند. وى به خردمندى و فرزانگى و رشد فكرى و دينى، شهرت بسزايى داشت و موافق و مرقد شریف نایب سوم امام زمان ( ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى )مخالف بر اين واقعيت گواهى مى‏دادند تا جايى كه اهل سنت نيز او را تكريم و احترام مى‏كردند.[15]

پيش از رحلت دومين نايب خاص، فرمانى از جانب ولى‏عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) صادر گرديد كه به موجب آن، محمد بن عثمان دستور يافت تا حسين بن روح را به جاى خويش معرفى كند و چنين كرد. مجلسى نوشته است : وقتى مرض محمدعثمان شدت يافت، گروهى از بزرگان و معروفين شيعه - مانند ابو على بن همام، ابو عبداللَّه بن محمد كاتب، ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى و... - خدمتش رسيده، از جانشينش سؤال كردند ؛ جواب داد : حسين بن روح جانشين من و وكيل و مورد اعتماد حضرت صاحب الامر است. در كارها به وى رجوع كنيد. من از جانب امام، مأمورم كه حسين بن روح را به نيابت منصوب كنم».[16]

 شيخ طوسى درباره حسين بن روح مى‏گويد : «ابو القاسم، از عاقل‏ترين مردم نزد مخالف و موافق بود و به تقيه رفتار مى‏كرد». وى در ميان شيعيان بغداد، از موقعيت اجتماعى خوبى بهره‏مند بود و حتى نفوذ و احترام قابل ملاحظه‏اى نزد مقامات بالاى مملكتى داشت و از سوى آنان، به وى كمك‏هاى مالى مى‏شد. [17]

حسين بن روح، بعد از وفات محمد بن عثمان، امور وكالت را در دست گرفت. در همان آغاز كار، ذكاء (خادم محمد بن عثمان عمرى)، به نزدش آمد و امانت‏هايى از قبيل عصا و كليد صندوقچه ابوجعفر را به وى تحويل داد و گفت : ابوجعفر به من فرمود : اين اشياء را بعد از خاكسپارى من، به ابوالقاسم حسين‏روح، جانشين من، تحويل بده.[18]

سفارت حسين بن روح تا حدودى بين شيعيان به صورت آشكار مطرح بود و حكومت هم هيچ مشكلى براى او به وجود نمى‏آورد. وى به مدت 21 سال (از سال 305 ه .ق تا سال 326 ه .ق)، منصب سفارت از ناحيه مقدسه را بر عهده داشت و در تاريخ هجدهم، شعبان چشم از دنيا فرو بست. پيكر اين سفير گرامى حضرت را در بغداد به خاك سپردند. مقبره‏اش زيارتگاه شيعيان است و مردم به زيارت او، تبرّك مى‏جويند.

محمد بن على اسود نقل كرده است : على بن حسين بن بابويه (پدر شيخ صدوق) به وسيله من، به حسين بن روح، پيغام داد كه از حضرت صاحب الامر تقاضا كند برايش دعايى بفرمايد ؛ شايد خداوند پسرى به او مرحمت كند. من خواسته او را خدمت حسين بن روح عرض كردم. بعد از سه روز اطلاع داد كه امام برايش دعا فرمود (و گفت:) به زودى خداوند پسر پربركتى كه نفعش به مردم مى‏رسد، به وى عطا خواهد كرد. در همان سال، محمد برايش متولد شد و بعد از او هم، فرزندان ديگرى پيدا كرد.

صدوق(ره) بعد از نقل اين داستان، مى‏نويسد : هر وقت محمد بن على اسود، مرا مى‏ديد كه در مجالس درس محمد بن حسن بن احمد، شركت مى‏كنم و شوق زيادى به خواندن و حفظ كتاب‏هاى علمى دارم ؛ مى‏گفت : چندان تعجّب ندارد كه اين قدر به تحصيل علم، علاقه دارى ؛ تو به بركت دعاى امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دنيا آمده‏اى.[19]

بنا به وصيت حسين بن روح و به دستور امام مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، مقام نيابت خاص بعد از او، به «ابوالحسن على بن محمد سمرى» رسيد.

4. ابو الحسن على بن محمد سَمَرى

چهارمين و آخرين نايب خاص امام مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ابوالحسن على بن محمد سمرى است. او بعد از درگذشت حسين بن روح، به دستور آن حضرت، عهده دار امر نيابت شد. وى از تاريخ هجدهم شعبان سال (326 ه .ق) تا پانزدهم شعبان سال (329 ه .ق)، وكالت و نيابت را رهبرى كرد.

او از خاندانى متدين و شيعه بود كه در وكالت اماميه، به حسن خدمت‏گزارى شهرت داشت. همين گذشته نيكوى وى و حسن اعتماد و امانت دارى‏اش، مرقد شریف نایب چهارم امام زمان ( ابو الحسن على بن محمد سمرى )موجب شد تا در پذيرش امر سفارت خود از سوى شيعيان با مشكلى رو به رو نشود. وكيلان و خواصّ شيعه، او را به عنوان سفير راستين امام مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به رسميت شناختند و وجوهات شرعى خود را به وى تحويل مى‏دادند تا او آن را به ناحيه مقدسه برساند.[20]

ابوالحسن على بن محمد سمرى، فرصت زيادى براى فعاليت نداشت ؛ هم به جهت كوتاه بودن مدت نيابت و هم به جهت وضعيت خاصّ سياسى او. بدين جهت نتوانست فعاليت‏هاى گسترده‏اى انجام دهد و يا اگر هم موفق به فعاليت‏هاى گسترده‏اى شده بود، به جهت شدّت رعايت تقيه و احتياط و استتار، آن فعاليت‏ها براى آيندگان نقل نشده است.

احمد بن ابراهيم بن مخلّد گفته است : روزى على بن محمد سمرى، بدون مقدمه فرمود : خداوند، على بن بابويه قمى را رحمت كند. حاضران، تاريخ اين كلام را يادداشت كردند. بعدها خبر رسيد كه على بن بابويه، در همان روز از دنيا رفته است، خود سمرى هم در سال (329 ه .ق) وفات كرد.[21]

با پايان يافتن زندگى چهارمين نايب خاصّ امام عصر، «غيبت صغرى» به پايان رسيد و از آن روز، غيبت طولانى امام«علیه السلام» آغاز گرديد و تاكنون نيز ادامه دارد.

شيخ طوسى در كتاب الغيبة به سند خود، نقل مى‏كند : سمرى، چند روز قبل از وفاتش، اين توقيع امام‏عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به بزرگان شيعه ارائه داد :

«بسم الله الرحمن الرحيم يا علىّ بن محمد السمرى! اَعظم الله اجر اخوانك فيك فَاِنّكَ مَيّتٌ و بين ستّة ايّام، فاجمَعَ اَمرَكَ و لا تُوصِ الى اَحَد فَيَقومُ مقامَكَ بعد وفاتك...»؛[22]؛ «اى على بن محمد سمرى! خداوند اجر برادرانت را در سوگ تو بزرگ گرداند ؛ تو تا شش روز ديگر، حيات را وداع مى‏گويى. پس به كارهاى خود رسيدگى كن و به احدى وصيت مكن كه مقام تو را در اختيار گيرد. به تحقيق كه غيبت تامه (كبرى) شروع شد، و ظهورى نخواهد بود ؛ مگر بعد از اذن خداى بلندمرتبه و آن بعد از گذشت دورانى طولانى و قساوت قلب‏ها و پر شدن زمين از جور و ظلم مى‏باشد. در ميان شيعيان من، كسانى پيدا مى‏شوند كه ادعا مى‏كنند مرا مشاهده مى‏نمايند. آگاه باش كه هر كه قبل از خروج سفيانى و صيحه آسمانى مدعى مشاهده شود، دروغ‏گو است».

شيخ صدوق(ره) به نقل از ابومحمد حسن بن احمد مى‏نويسد :

«ما در سال درگذشت ابوالحسن على بن محمد سمرى، در مدينة السلام بغداد بوديم. چند روز قبل از درگذشت او، به حضورش رسيديم، او اين توقيع حضرت را به ما نشان داد و ما از روى آن نوشتيم و نسخه بردارى كرديم و از نزدش خارج شديم. چون روز ششم (روز موعود) فرا رسيد، به نزد سمرى رسيديم و او را در حالت احتضار مشاهده كرديم. ديديم كه وى در حال جان دادن است ؛ به وى گفتند: وصىّ و جانشين تو چه كسى است؟

در پاسخ گفت: خدا را مشيّتى است كه خود انجام خواهد داد (يعنى دوره غيبت صغرى به پايان رسيده و كسى نايب امام نيست). اين مطلب را گفت و آن گاه جان به جان آفرين تسليم كرد. اين آخرين سخن بود كه از وى شنيده شد».[23]

از اين تاريخ به بعد، ارتباط بين نوّاب خاص با امام مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به پايان رسيد و دوره غيبت كبرى، آغاز شد.[24]

نتیجه:

نوّاب خاص امام کسانی بودند که با راهنمائی های امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر مشکلات و سختی‌های آن دوران غلبه کرده و شیعیان را از سرگردانی و پراکندگی رهایی بخشیدند و ایشان را در مسیر روشن حق نگه داشتند. آنان از جمله با تقوا ترین افراد جامعه بوده و در ایمان و دینداری سرآمد افراد روزگار خویش بوده و از ذکاوت و درایت بالائی برخودار بودند. آن‌ها کسانی بودند که رضایت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) که رضای الهی است را جلب کرده و افتخار نیابت خاصه را نصیب خود نمودند.

پی‌نوشت‌ها:

[1]. تاريخ غيبت صغرى، ص 426.

[2]. ر.ك: زندگانى نوّاب خاص امام زمان(عج)، ص 84 - 89.

[3]. سید ابن طاووس، ربیع، ص 312.

[4]. شیخ طوسی، رجال مامقانى، ج 1، ص 200 ؛ اثبات الهداة، ج 7، ص 294.

[5]. ر.ك: ابراهيم امينى، دادگستر جهان، ص 136.

[6]. اعيان الشيعه، ج 4، ص 21 (بخش 3...)

[7]. بحار الانوار، ج 51، ص 15، ح 15..

[8]. تاريخ غيبت صغرى، ص 379 و 395.

[9]. اصول كافى، ج 1، ص 330 ؛ الغيبة، ص 219.

[10]. از ولادت تا ظهور، ص 272.

[11]. بحار الانوار، ج 51، ص 349، ج 2.

[12]. امام مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از ولادت تا ظهور، ص 276.

[13]. بحار الانوار، ج 51، ص 325، ح 44.

[14]. ر.ك : كمال الدين و تمام النعمه، ج 2، ص 503 ؛ كتاب الغيبة، ص 226.

[15]. امام مهدى از ولادت تا ظهور، ص 277.

[16]. بحار الانوار، ج 51، ص 355.

[17]. الغيبة نعمانى، ص 236.

[18]. تاريخ عصر غيبت، ص 296 و 297 ؛ تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ص 195.

[19]. كمال الدين و تمام النعمه، ج 2، ص 502.

[20]. تاريخ عصر غيبت، ص 298 (به نقل از : كمال الدين و تمام النعمه، ص 517..).

[21]. بحار الانوار، ج 51، ص 36.

[22]. الغيبة نعمانى، ص 242 و 243 ؛ كمال الدين و تمام النعمه، ج 2، ص 516.

[23]. كمال الدين و تمام النعمه، ص 516.

[24]. تاريخ عصر غيبت، ص 300.

پدیدآونده: رحیم کارگر

 

نظر شما :