مرکز مجازی مهدویت

گونه شناسي اخلاق پژوهي مهدوي در كلام رضوي

مقدمه:

در اين زمانه فرو ريختگي و فضاي تقابل و مواجهه ميان باورهای بشري و الهي، مبنا قرار دادن ساحت هاي گوناگون ارزش هاي اخلاقي در گستره مباحث مهدوي مي­تواند به كار آمدي آموزه هاي اسلامي و به خصوص شيعي در اين روي آورد بيانجامد. تحليل جامع وخرد ورزانه مبتني بر عقل و وحي، عرصه هاي معرفتي بنياديني را در اين باره برروي ارباب دانش و بينش خواهد گشود. در اين ميان گفته هاي امام رضا(علیه السلام) در جايگاه وحي بياني در باره مرام و رفتار اخلاقي امام مهدي (علیه السلام) و منتظران او در فضاي عمومي جامعه ديني، مي تواند حقايقي ناب را بر روي دوستداران و باورمندان به دولت مهدوي بگشايد. در اين پژوهش به دور از تاويل و تحويلي نگري ناصواب، سعي شده با تبييني علمي، برخي از سخنان امام رضا (علیه السلام) در مساله اخلاق مهدوي طرح و بررسي گردد. عدالت محوري، ساده زيستي، تواضع، توجه به عبادت و نماز و انتظار فرج ارزش هاي اخلاقي مورد بحث در پژوهش پيش رو هستند.

طرح مساله  

آن چه بيش از همه در دنياي امروز مي تواند در تبليغ فرهنگ و آموزه هاي مهدوي موثر و راهگشا باشد بيان و ارائه عالمانه مباني اخلاقي مربوط به وجود مبارك امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و باورمندان به دولت دادگستر او مي باشد. همان چيزي كه بدون شك كمترين پژوهش و تحقيق را تا كنون در گستره مباحث مهدويت پژوهانه و حوزه مطالعات ديني به خود اختصاص داده است. در اين باره ديدگاه پروفسور محمد لگنهاوسن (دانشمند مسلمان شده امريكايي) در مصاحبه بايكي از سايت هاي اينترنتي قابل تامل است: به نظر بنده ما هر وقت مي‌خواهيم مهدويت را براي غرب مطرح كنيم خيلي بايد روي بُعد اخلاقي مهدويت اصرار و ابرام داشته باشيم و به آنها نشان بدهيم كه ما براي برداشتن موانع ظهور بايد اخلاق خودمان را اصلاح كنيم و به عنوان پيروان ائمه(علیهم اسلام) با تقوا شويم. فكر مي‌كنم اگر ما بتوانيم اين موضوع را به خوبي تبيين كنيم اثر زيادي داشته باشد.[1]دليل ديگر در رويكرد اين تحقيق به اثبات اولويت و اصالت اخلاق در فرهنگ و حكومت مهدوي آن  است كه در تمام جوامع آرمانی و آسمانی، حقوق و قانون جای خود را به اخلاق می داده و انسان ها به جای روش های قانون مند، به اخلاق روی می آورند زیرا اخلاق، نسبت به قانون هم تقدس دارد و هم ازمقبولیت عمومی بیشتری بر خوردار است. همان چيزي كه جوامع امروز خلاف آن را شاهد است وهيچ گاه از طريق قانون گذاري و قضايي نتوانسته است معضلات و ناهنجاري هاي اجتماعي و فردي  را مهار و مديريت نمايد. زيرا اخلاقي ترين حالت جامعه آرمان شهر كه گفته مي شود نظر افلاطون نيز چنين بوده است، اين است كه مردم قوانين را كنار گذاشته و به اخلاق روي آورند و همه باهم و برادر همديگر باشند و همه نوع جنگ وجدال ها بر چيده شود، همان چيزي كه در روايات ماثور از ائمه (علیهم اسلام) در وصف حكومت الهي مهدوي به ابعاد گوناكون آن اشاره شده است. در برخي روايات به صورت مطلق و عام به بر چيده شدن ناملايمات و فراگيري زيبائي ها در حكومت مصلح آخر الزمان اشاره شده است: حديث معروف و قابل تامل امام باقر(علیه السلام) درباره کمال اخلاقی انسان ها در حکومت مهدوی به زيبايي اين مساله را تبيين نموده است: «اذا ‌‌‌قام قائمنا وضع يده علي رئوس العباد فجمع به عقولهم و اكمل به اخلاقهم.»[2]كه درباره مراد امام از اين حديث، برداشت هاي مختلفي مطرح شده.[3]يا «الخير كلّه في ذلك الزمان يقوم قائمنا و يدفع ذلك كله»[4]در چنين جامعه ايست كه مردم دلبسته حاكمان خود خواهند شد و علاقه عمومی در اين باره فراهم خواهد آمد واين تنها در دولت هاي عدالت محور امكان تحقق مي يابد. پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) در وصف اين رضايت عمومي در دولت مهدوي فرمودند: «ساکنان آسمان و زمین از فرمانروایی او خشنودند.»[5]يا در بيان ديگر اشاره نمودند: «ساکنان زمین و آسمان به او عشق می ورزند.»[6]يا اين كه از  ويژگي هاي عصر ظهور، زنگار زدايي از دل مردم و كنار رفتن قهر و كينه ها است. در حديثي ازامام علی (علیه السلام) آمده است: اگر قائم ما قیام کند ... کینه ها و ناراحتی ها از دل بندگان خدا زایل می گردد.[7]در نهايت سوال اين تحقيق اين است كه آيا مي توان در بیان رفتار و گفتار امام رضا(علیه السلام) طرحي نو در انداخت كه معيار و مبناي افعال اخلاقي همه منتظران و مهدي باوران باشد؟ به خصوص  كه فرضيه نگارنده بر همين اصل است كه با استقصايي  كامل و با نگاهي عالمانه و انديشه ورانه، امكان ارائه ارزش هاي اخلاقي در  كلام امام رضا (علیه السلام) قابل دسترسي و تحقق است.

آموزه  هاي اخلاقي مهدوي

موضوع  اخلاق و مهدويت در گونه ها و عناوين متعددي مانند اخلاق در حكومت  مهدوي، در دو نگاه فردي و اجتماعي، اخلاق فضيلت و رذيلت انسان ها پيش و پس از ظهور و مباحث مشابه قابل طرح و بررسي است. در اين راستا بررسي اين مساله از زاويه نگاه معصومين اساسي و از اتقان و اعتبار بالايي برخوردار است. كه اين را مي توان آشنايي با مسلك معصوم در نگاه معصوم نام نهاد. در اين جستار تلاش بر اين است كه سخنان امام رضا (علیه السلام) كه به صورت مستقيم اوصاف و ويژگي هاي امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بر شمرده مورد توجه قرار دهیم، با اين نگاه كه يك منتظر معتقد و الگو گرا اين فضايل را مبناي اعمال و افعال خود قرار مي دهد. به خصوص اين كه يكي از مباني اساسي اخلاق ديني عدم گفتمان محض و تكيه بر عمل گرا بودن است. علاوه بر اين برخي از گفتار و رفتار هاي اخلاقي مربوط به شخص امام رضا (علیه السلام) نيز نمونه هاي خوبي در اين مساله براي منتظران راستين به حساب مي آيد. زيرا همه معصومين مانند شخص پيامبر اسلام (صلی الله علیه وآله و سلم) اخلاق فاضله و الهي آن ها موجب علاقه و جذب مردم به ایشان مي شد تا جايي كه اخلاق نبوي در اخلاق پژوهي معاصر به عنوان معجزه دوم خاتميت نام گذاري شده است. و اين مطلب در حقيقت وجه مشترك همه معصومين(علیهم السلام) است.[8]سامان مندي و فرآيند مباحث پيش رو از اين قرار است كه هركدام از عناوين اخلاقي كه سخني از  امام رضا (علیه السلام) در آن بدست آمده طرح و سپس پيرامون آن به صورت مورد پژوهانه بحث و بررسي خواهد شد.

عدالت محوري

مهم ترين كليد واژه اخلاقي كه در حكومت مهدوي از آن ياد مي شود مفهوم عدالت و داد ورزي است كه از مقومات بنيادين دولت آن حضرت  به حساب مي آيد كه به ويژه در روايات نقل شده از معصومين (علیهم السلام) همواره  به چنين جامعه اي نويد داده شده است. كه آن مصلح يگانه پس از آن كه جهان پر از ظلم وجور خواهد شد آن را آكنده از قسط وعدل خواهد نمود.[9]و هيچ جاي زمين باقي نماند مگر اين كه پر از عدل و بركت و فيض او گردد حتي جانوران و گياهان نيز از اين عدالت و داد گستري بهره مند گردند.[10]در حكومت وي ذره اي بر كسي جفا وظلم نخواهد شد و رنجي بر دلي ننشيند.[11]امام رضا(علیه السلام) در اين باره فرمودند: هرگاه آن امام خروج کند زمین به نور پروردگارش روشن می شود و ترازوی عدالت میان مردم برقرار می گردد پس کسی به کسی ستم نخواهد کرد.[12]حاق سخن امام رضا (علیه السلام) اين است كه آن حضرت واقعيت عدل را به تمام معنا براي مردم جلوه‌گر خواهد ساخت و آنان نيز با بصيرت خود، آن را مشاهده خواهند كرد: «‌فيريكم كيف عدل السيرة»[13]پس از فراگير شدن گستره عدالت كه در مملكت آن حضرت رخ مي نمايد «ابشروا بالمهديّ ... يملأ قلوبُ العباد عبادةً و يسعهُم عدلُه»[14]بشارت باد به آمدن مهدي او دل‌هاي بندگان را با عبادت و اطاعت پر مي‌كند و عدالتش همه را فرا مي‌گيرد. البته نكته مهم و قابل اهميت اين است كه مراد از عدالت در دولت مهدوي چيست  به خصوص اين كه امروزه همه مكاتب اخلاقي مدعي عدل گرايي هستند و عملا  اين واژه به يك مشترك لفظي تبديل شده كه هر مكتبي در تلاش براي مصادره آن به نفع خويش است. كه بحث تفصيلي آن از اين مجال بيرون است اما به نظر نگارنده پس از كنكاش و بررسي معاني مختلف لغوي و اصطلاحي ارائه شده در اين ميان حد وسط جامع ترین مفهوم عدل و وجه مشترک میان تمام معانی آن بوده كه مراد از آن اعتدال در امور است. امام رضا (علیه السلام) در حديثي اهل بيت(علیهم اسلام)را مصداق اين حد اعتدال مي داند: «نحن آل محمد النمط الاوسط الذي لايدركنا الغالي و لايسبقنا التالي»[15]در اين بيان تندروي و كندروي دو طرف راه ميانه است. در واقع حكومت الهي و آرمان شهر مهدوي با اعمال ميانه روي در امور، رعايت مساوات وحکم به حق، زمينه ساز پيدايش اعتدال در ابعاد فكري و عملي مردم خواهد شد.[16]كه اين از ويژگي هاي انسان كامل و خاتم انبيا و پس از او خاتم اوليا است. امام خمینی در اين باره پس از آنکه عدل را به معنای حدّ وسط ميان افراط و تفريط معنا می کنند،[17]معتقدند: عدالت در مظهریت اسما و صفات، استقامت مطلقه است، و مختص به انسان کامل است. که برترین آن حضرت خاتم(صلی الله علیه وآله و سلم) است که بر حد اعتدال تام است.[18]چنانچه صراط مستقيم كه انسان در نماز طالب آن است، نيز همين سير اعتدالي است.[19]

انتظار فرج 

از آن جا كه انتظار فرج جامعه منتظر و مهدوي را به جامعه اي فعال و پويا تبديل مي كند و با ركود و تحجر در تضاد است مهم ترين عامل رشد و شكوفايي اخلاقي برشمرده مي شود. و همواره مورد تاكيد و توجه تمام حضرات معصومين از شخص پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله و سلم) تا حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده است.[20]پيامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) و امام علي (صلی الله علیه وآله و سلم) انتظار فرج را بهترين و برترين اعمال امت معرفي نمودند.[21] و آن چه از شخص امام مهدي در منابع روايی آمده است اين كه: «و اكثرو ا الدعا بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم»[22]جنبه اخلاقي انتظار فرج از آن روست كه نوع خاصي از تبار صبرو بردباري است كه به عنوان يكي از برترين فضائل اخلاقي به حساب مي آيد، كه در حقيقت انتظار فرج   هم صبر بر مصيبت است و هم صبر در عبادت، در كلامي، امام رضا(علیه السلام) انتظار فرج  را اين گونه تبيين نمودند: «ما احسن الصبر و انتظار الفرج.... فعليگم بالصبر فانه انما يجي الفرج  علي الياس ...» [23]علاوه بر اين كه انتظار فرج زمينه اميد و كنار گذاشتن ياس و پوچ گرايي است كه تا به امروز اين مهم ترين عامل شكوفايي و درخشندگي مكتب و تفكر اهل بيت (علیهم اسلام)بوده است. در حقيت امام با اين بيان تفاوت ميان صبر مذموم وممدوح را به شيعيان گوشزد نمودند و در حقيقت انتظار فرج صبري توام با حركت به سوي مقتدا و در نتيجه متلبس شدن به صفات امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) معرفي شده. كه يكي از ثمرات باور به آن را مي توان  مقابله با ظلم و بيدادگري بر شمرد. از اين رو استاد مطهري انتظار را به دو قسم مثبت و منفي تقسيم مي كند.و معتقد است: درباره آسیب شناسی انتظار باید گفت دو نوع انتظار وجود دارد: انتظار ويرانگر و انتظار سازنده.

انتظار ويرانگر: برداشت  قشرى از مهدويت  و قيام و انقلاب  مهدى اين است كه صرفا ماهيت  انفجارى دارد، فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها و تبعيضها و اختناقها و حق كشيها و تباهيها ناشى مى شود؛ آن گاه كه اصلاح به نقطه صفر برسد، اين انفجار رخ مى دهد و دست غيب براى نجات حقيقت از آستين بيرون مى آيد عليهذا هر اصلاحى محكوم است؛ زيرا هر اصلاح يك  نقطه روشن است تا در صحنه اجتماع نقطه روشنى هست دست غيب ظاهر نمى شود؛ برعكس، هر گناه هر فساد و هر ظلم و هر تبعيض و هر حقكشى، هر پليدي به حكم اين كه مقدمه صلاح كلى است و انفجار را قريب الوقوع مى كند رواست، اين نوع انتظار فرج به هيچ وجه با موازين اسلامى و قرآنى وفق نمى دهد.

انتظار سازنده: در انتظار سازنده، ظهور مهدى موعود حلقه اى است از حلقات  مبارزه اهل حق و اهل باطل كه به پيروزى نهائى اهل حق منتهى مى شود، سهيم بودن يك فرد در اين سعادت موقوف به اين است كه آن فرد عملا در گروه اهل حق باشد نه این که هنگام ظهور همه اهل باطل باشند.[24] در كلام امام رضا(علیه السلام) از جمله مسائلي كه در مورد امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مورد توجه خاص بوده مساله انتظار فرج است كه مي تواند براي محققين مهدويت و آخرالزمان پژوهان دست مايه تحقيقات علمي باشد. نقل است كه ايشان خود در هنگام شنيدن نام قائم از جاي بر می خاست و دست بر سر مي نهاد و مي فرمود: خدايا فرجش را برسان و قيامش را آسان گردان.[25]در سخن ديگري به فلسفه وجودي انتظار فرج اشاره مي كنند و ارتباط اين باور شيعي و قرآن را طرح مي كنند: آيا انتظار فرج خود از فرج نيست ؟«اليس انتظار الفرج من الفرج؟ ان الله تعالي يقول: فانتظرو ا اني معكم من المنتظرين»[26] [27]نتيجه آن كه انتظار فرج زيباترين و مهم ترين خصيصه و علامت دوستداران و باورمندان به امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دولت داد گستر او بوده است[28]و داراي آثا تربيتي فراواني است.[29]و بهترين راه اتصال به آن حضرت و اتصاف به اوصاف و تخلق به خلق الهي ايشان خواهد بود. و عالمان شيعه نيز همواره در طول قرون گذشته از زمان غيبت كبري تا كنون همواره مشوق و انگيزاننده مردم در اين باره بوده اند ودر حقيقت اين مساله را شناسنامه شيعه معتقد و حقيقي بر شمرده اند.

ساده زيستي

زي ساده و سازوار با توده هاي پايين جامعه، مهم ترين رمز ماندگاري حاكمان و دولت مردان در حفظ دايره حكومتي آن هاست. امام علي(علیه السلام) نمونه بر جسته اين فضيلت اخلاقي است كه همواره از واليان خويش چنين خواسته است و آن ها را بخاطر عدم توجه به این صفت، ملامت و مذمت نموده است. ايشان در نامه اي به عثمان بن حنيف انصاري والي بصره كه در ميهماني اغنياء بدون حضور نيازمندان شركت كرده بود، بعد از آن كه مي فرمايد گمان نمي كردم تو در چنين مهماني شركت كني مي فرمايد: بدان كه پيشواي شما بسنده كرده از دنياي شما به دو جامه فرسوده و دو قرصه نان را خوردني خويش نموده.... به خدا از دنياي شما زري نيندوختم و از غنيمت هاي آن ذخيره ننموده و بر جامه كهنه ام كهنه اي نيفزودم.[30]در باره همساني امام رضا (علیه السلام) با توده مردم آمده است كه تابستان فرش او حصير و بوريا بود و روى آن مى‏نشست، و در زمستان روى نمد، و پيراهنى زبر و خشن مى‏پوشيد، مگر آنكه ميخواست پيش مردم آيد كه در آن وقت لباس سنگين و بهتر در بر مي نمود.[31]يا اين كه هر وقت سفره براى ايشان مى گستردند ظرفي نزديك آن جناب ميگذاشتند از هر غذائى بقدرى برميداشت و در آن قدح ميريخت بعد دستور ميداد آن را به فقراء بدهند.[32]همين گونه درباره حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده است «لو خرج قائمنا لم يكن الا العلق و العرق و النوم علي السروج و ما لباس القائم الا الغليظ  و ما طعامه الا الجشب» او جامه هاي خشن مي پوشد و نان جو مي خورد.[33]و مانند امير المومنين(علیه السلام) زندگي مي كند و قوت او نان خشك خواهد بود.[34]يكي از عناصر اصلي شيفتگی و شيدايي مردم به دولت مهدوي نيز همين است كه او نيز در عين كمال قدرت و تمكن حكومتي و دنيوي به ساده ترين زندگي بسنده كرده. امام رضا(علیه السلام)  نيز درباره اين خصيصه اخلاقي امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف)مي فرمايند: «و ما لباس القائم الا الغليظ و ما طعامه الا الجشب»[35]لباس آن امام نيست مگرپارچه اي خشن و غذاي او نيست جز قوتي ساده. اين سخن امام رضا(علیه السلام) صرفا بيان نمايي كوچك از فضايل اخلاقي آن منجي آخرالزمان است، كه حتي شايد بين اين خصلت مشترك او و  امام علي(علیه السلام) تمايزي نيز بتوان قائل شد از آن رو كه امام علي (علیه السلام) خود را موظف مي داند كه با نيازمند ترين فرد در قلمرو حكومت اسلام در خوراك و پوشاك همانند قرار دهد. اما در دولت مهدوي بنابر روايات متعدد و متواتر كسي در فقر و فلاكت مادي به سر نمي برد تا آن حضرت بخواهد به همساني با آن ها بكوشد، بلكه توجه امام مهدي به ساده زيستي به عنوان يك اصل ثابت اخلاقي است نه صرف همگوني با رده هاي پايين جامعه. توجه به اين اصل براي دولت مردان جامعه اسلامي در دوران غيبت مي تواند آن ها را از بسياري آفات به دور نگهدارد. امام خميني خطاب به نمايندگان مجلس در توجه به اين مسله مي فرمايند: اگر بخواهيد بي خوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع كنيد و ابرقدرتها و سلاح هاي پيشرفته آنان و شياطين و توطئه هاي آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان به در نكند خود را به ساده زيستن عادت دهيد. و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد. مردان بزرگ كه خدمت هاي بزرگ براي ملت هاي خود كرده اند اكثر ساده زيست و بي علاقه به زخارف دنيا بوده اند.[36]

تواضع و فروتني

    تواضع نقطه مقابل تكبر است بدين معنا كه انسان در نزد خويش خود را برتر از ديگران نداند و عملا در ارتباط با ديگران به شاني كمتر از ان چه مردم براي امثال او قائل اند بسنده كند[37]در آيات متعددي خداوند، متواضعان را مصداق بندگان واقعي بر شمرده [38]و به پيامبر(صلی الله علیه وآله و سلم) نيز خطاب مي كند كه براي مومنان بال خود را از روي فروتني بگستران.[39]امام صادق(علیه السلام)نيز مي فرمايند: از مصاديق تواضع اين است كه انسان به پايين تر از جايگاهش راضي باشد و به ديگران سلام كند و بحث و جدل را ترك نمايد اگر چه حق با او باشد. دوست نداشته باشد كه او را به تقوي و خدا ترسي بستايند.[40]نفس فروتني و تواضع خلقي نيكو و پسنديده است به خصوص آن جايي نمود بيشتر و ماندگاري خواهد داشت كه يك مدير اجتماعي و حاكم جامعه متخلق به اين صفت انساني باشد. امام رضا(علیه السلام) درباره اين فضيلت اخلاقي امام مهدي مي فرمايند: او برترين انسان در فروتني و كوچك نفسي در كسب رضايت خداوند است. «يكون اشد الناس تواضعا لله عز وجل»[41]فلسفه سخن امام رضا (علیه السلام)در برتری امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در تواضع و فروتني اين است كه زمينه براي رواج ديگر ارزش هاي اخلاقي است. این مطلب در سخن امام علي(علیه السلام)اين گونه تبلور يافته است كه آن را برترين فضيلت اخلاقي دانسته.[42]كه موجب گسترش ديگر فضيلت هاي اخلاقي مي گردد.[43]

توجه به عبادت و نماز

در فرآيند ارتباط با خدا، عبادت رتبه و اهميت خاصي دارد تا جايي كه عبد واژه مترادف انسان گرديده يعني مطلوب اين است كه آدمي به گونه اي مانوس و مطيع خدا شده كه تجسم و تجلي عبادت گردد. همان گونه كه عبادت به نهايت فروتني و طاعت تعريف شده و از سوي مقابل تنها كسي مستحق عبادت دانسته شده كه نهايت كمال و فضيلت از اوست.[44] و به تعبير علامه طبا طبائی در المیزان: عبادت این است که عبد خودش را در مقام مملوکیه قرار می دهد به همین علت عبادت منافی با استکبار و غیر منافی با اشتراک است.[45]بیان استاد مطهري در این باره چنین است: «پرستش آن حالتى را مى گويند كه در آن انسان يك توجهى مى كند از ناحيه باطنى خودش به آن حقيقتى كه او را آفريده است و خودش را در قبضه قدرت او مى بيند، خودش را به او نيازمند و محتاج مى بيند، در واقع سيرى است كه انسان از خلق به سوى خالق مى كند.»[46]محور مسائل اخلاقى، خود را فراموش كردن و از خود گذشتن و از منافع خود صرف نظر كردن است. در اخلاق يك مسئله وجود دارد كه اساس همه مسائل اخلاقى است و آن رهائى از خودى و رها كردن و ترك انانيت است.[47]بر اساس جهان‌بيني قرآن انسان فقر محض است و هر چه در جهان هست از آن خداوند است.[48]در اين ميان نماز در فرهنگ رفتاري و گفتاري معصومان از ارزش و اهميت برجسته و بي بديلي برخوردار است در مورد شخص امام رضا(علیه السلام) كه معرف امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف)در اين پژوهش است نمونه هاي  زيبا و قابل توجهي در زندگي ايشان نسبت به عبادت و نماز ديده مي شود. به خصوص در رفتار ايشان و آن چه ديگران در اين باره نقل مي كنند اين مساله بيشتر هويداست. دو نمونه تاريخي آن ترك جلسه مناظره به هنگام نمازاست و ديگري داستان مفصل رجاء بن ابى ضحّاك است ازآن چه از امام در طول سفر از مدينه تا خراسان مشاهده كرده بود. امام در مناظره بايكي از ماديگرا ها به نام عمران صابي در حضور مامون  وقتي هنگام اذان شد جلسه را ترك كرد  عمران گفت دلم در حال آمادگي پذيرش حقيقت است امام فرمود: «نصلي و نعود»[49]نماز مي خوانيم و بر مي گرديم. رجاء بن ابى ضحّاك گويد: مأمون مرا فرستاد كه امام رضا(علیه السلام) را از مدينه بخراسان نزد او آورم، و سفارش نمود كه من شخصا مراقب و مواظب او باشم و مرا امر كرد كه از راه بصره و اهواز و فارس حركت دهم نه راه قم، و شبانه‏روز هم از او جدا نشوم و محافظ او باشم تا وى را بر مأمون وارد كنم، و من پيوسته با او بودم و جدا نمى‏شدم از مدينه تا مرو، و بخدا قسم احدى را نديدم كه از او متّقى‏تر نسبت بخداى تعالى باشد، و يا از او بيشتر ياد خدا باشد و ذكر خدا گويد، در تمامى اوقاتش، و يا خدا ترس و پارساتر از او باشد، .......[50]امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف)به عنوان خاتم اولياء و مصداق انسان كامل عابدترين و عارف ترين انسان است و همانند پيامبر(صلی الله علیه وآله و سلم) مهم ترين صفت او عبوديت و خضوع به درگاه احديت است. امام كاظم(علیه السلام)در باره ايشان مي فرمايد: پدرم فداي كسي باد كه شب ها در حال سجده و ركوع ستارگان را شباني  مي كند.[51] امام رضا (علیه السلام) وقتي علائم امام  رابيان مي كند مي فرمايد: او بايد با تقواترين، بردبارترين و عابدترين انسان ها باشد. و آنچه به مردم امر و نهي مي كند خود بايد بيش از همه عامل و تارك  آن ها باشد.[52] نكته قابل توجه در دوران غيبت امام زمان نيز آن كه يكي از بهترين راه هاي ارتباط با امام زمان خواندن نماز مخصوص است كه استاد جوادي آملي برداشت لطيفي از اين نماز ارائه مي دهند: «در اين نماز جمله توحيد كه واسطه العقد و بيت الغزل سوره مباركه فاتحه الكتاب است: «اياك نعبد و اياك نستعين» صدبار تكرار مي شود كه گوياي سري عميق است: نماز گزاري كه صد بار توحيد تلقي مي كند و آن را به گونه اي كه اياك را  كه مفعول است بر نعبد و نستعين مقدم دارد به قلب خويش تلقين سازد به توحيد ناب بار مي يابد ... آن گاه به چنين كسي دستور مي دهند دعاي بعد از نماز را بخواند و عارفانه بگويد يا محمد ياعلي، ياعلي يا محمد اكفياني فانكما كافيان اين دستور در پي توحيد مي آموزاند كه اول هر امر مهم، باور و عمل بر اساس توحيد است و سپس در جهت توحيد، توسل به وسائل و توسط به وسائط»[53]

نتيجه 

در اين تحقيق بدست آمد بررسي مساله اخلاق در گستره مهدويت پژوهي در ارائه منطقي و عالمانه ترويج فضائل اخلاقي و نفي رذائل در دولت آرمان شهر آن امام موعود ضرورت و اهميتي فراوان دارد. در روايات ماثور از امام رضا(علیه السلام) درباره ويژگي هاي اخلاقي و معنوي حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و آن چه در رويكردهاي اجتماعي حكومت آن حضرت پديد مي آيد، امكان ارائه نظام مند ارزش هاي اخلاقي مهدوي قابل دسترسي و تحقق است. عدالت محوري، ساده زيستي، تواضع و انتظار فرج از جمله اصول اخلاقي بوده كه هم در سيرت اخلاقي شخص امام مهدي در كلام رضوي آمده است و هم وظيفه منتظران را در عصر غيبت تعيين مي كند. خلاصه تحليل در اصول ارزشي فوق چنين بود: انتظار فرج، به عنوان صبر خاص و ممدوح، عدالت، بنيادي ترين اصل در حكومت هاي الهي، ساده زيستي و تواضع، تاثير گذارترين اصول جذب و شيدايي مردم به حاكميت دادگستر و در نهايت توجه ويژه به عبادت و نماز  به عنوان تنها راه اتصال  و قرب به ذات لايتناهي الهي مورد كنكاش و بررسي قرار گرفت.

پی نوشت ها:

[1]  - پايگاه اطلاع رساني حوره www.hawzah.net

[2]  - قطب الدين راوندي، الخرائج و الجرائح، ج2، ص 841؛ مجلسي، بحار الانوار، ج52، ص 336

[3]- در اين باره رجوع شود، به مقاله واكاوي مورد پژوهانه اكمال اخلاقي و عدالت طلبي در عصر ظهور ،اثر نگارنده، مجله مشرق موعود، ش 14.

[4] - شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 437.

[5] - العاملي، اثبات الهداه، ج3،ص524

[6] - مسلم بن حجاج ، صحیح ،ج51، ص 104

[7] - مجلسي، بحار الانوار ج52 ص316

[8]   - قراملكي، معجزه انگاري اخلاق نبوي، مجله انديشه نوين ديني، شماره 11

[9] -  حديث متواتر و معروف يملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا

[10] -  مجلسي، بحار الانوار ج10

[11] - المهدي الموعود، ج1، ص283

[12] - مجلسي، بحار الانوار ، ج52،ص321، شيخ صدوق، کمال الدین، ج3،ص 372

[13] - نهج البلاغه، خطبه 138.

[14] - شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص179.

[15]- شيخ صدوق، توحيد، ص 114

[16] - در اين باره رجوع شود، به مقاله واكاوي مورد پژوهانه اكمال اخلاقي و عدالت طلبي در عصر ظهور ،اثر نگارنده، مجله مشرق موعود، ش 14.

[17] - امام خميني، عقل و جهل، ص 147

[18] - امام خميني، عقل و جهل ،ص147-148           

[19] - امام خميني، عقل و جهل ص152

[20] - نك: صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، صص 626- 634

[21] - صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص629 و 631

[22] - شيخ صدوق، كمال الدين، ج2، ص 485

[23]- مجلسي، بحار، ج 52، ص129، ح 23

[24] - مطهري، قيام و انقلاب مهدي4،صص61-65

[25] - منتخب الاثر، ص506

[26] - اعراف ، 71

[27] - عياشي، تفسير عياشي، ج2، ص20، ح 52

[28] - نظامي گنجوي چه زيبا و از سر  عشق و محبت انتظار فرج را سروده است.

منتظران را به لب آمد نفس           اي شه خوبان تو به فرياد رس

ماهمه موريم سليمان تو باش        ما همه جسميم  بيا جان تو باش

لب بگشا تا همه شكر خورند        زآب دهانت همه رطب تر خورند

خطبه تو خوان تا خطبا دم زنند      سكه تو زن تا امرا كم زنند

[29] - در اين باره رجوع شود به كتاب خورشيد مغرب استاد محمد رضا حكيمي كه به تفصيل فوايد و آثار انتظار و فلسفه هاي اخلاقي و اعتقادي آن را ( از ص 258 تا ص 334 )  طرح و بررسي نموده اند.

[30]-  نهج البلاغه، نامه 45

[31]- شيخ صدوق، عيون أخبار الرضا 7 ، ص 178

[32] -  مجلسي، زندگانى حضرت امام رضا 7، ص: 89

[33] - جمعي از نويسندگان ، معجم احاديث الامام المهدي 7، ج5، ح 1227، ص 46

[34] - مجلسي، بحار الانوار، ج52، ص 359

[35]- نعمانی، الغيبه، باب 15، ح15

[36] - امام خميني،  ضحيفه امام، ج 18، ص471

[37] - جمعي از نويسندگان، اخلاق اسلامي ، مباني و مفاهيم، ص 227

[38] - فرقان، 63؛ مائده، 54

[39] - شعرا، 215

[40] كليني، كافي، ج2، ص122

[41]-  مجلسي ، بحار الانوار، ج25، ص116، ح1

[42] - آمدي، غرر الحكم، ح 5142

[43] -  آمدي، غرر الحكم، ح 5131

[44] - راغب اصفهاني، مفردات الفاظ قرآن ، واژه عبد

[45] - طبا طبائی، المیزان، ج1، ص24

[46] - مطهري،  اسلام ومقتضيات زمان ج1، ص 292- 293 

[47]   - مطهري،  گفتارهاى معنوى،ص 80

[48] - فاطر/15

[49]- شيخ صدوق،  عيون اخبار الرضا ع، ج1، ص182

[50] - شيخ صدوق، عيون أخبار الرضا 7 ،ج‏2، ص 182

[51] - فلاح السائل، ص200

[52] - شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا7، باب 19،ح 1

[53] - جوادي آملي، امام مهدي 4موجود موعود، صص 101- 102

منبع: مجله مقالات مهدوی؛ http://mahdimag.ir/fa

نويسنده: مسلم محمدي