مرکز مجازی مهدویت

شیخ مفید؛ روشنگر مکتب انتظار

مقدمه

نهم آذر ماه روز  بزرگداشت محمد بن محمد بن نعمان، معروف به ابن معلم در تقویم منتظران امام عصر علیه السلام است. روز گرامیداشت شخصیتی نامدار و اثر گذار که معلم و راهنمای چشم انتظاران امام عصر علیه السلام است؛ همان معلمی که با شمع وجودش روشنگر راه انتظار در دوران پرمخاطره ی تاریخ تشیع است.ابن معلم که با طلوعِ پر فایده اش، روشنگر مکتب انتظار در محافل و مجالس مهم شهر بغداد در قرن چهارم و پنجم هجری است؛ چنانچه علمای شیعه تا آن روز به آن محافل، راه نداشتند. او یگانه عالم مبرّز و سخنوری است که با نیروی علم و بیان و منطق محکم خود، در تمام موارد بر همگان غلبه می یافت. خطیب بغدادی که هم عصر شیخ مفید بوده است می گوید: او اگر می خواست می توانست ثابت کند که ستون چوبی از طلاست.

علی بن عیسی رمّانی و قاضی ابو بکر باقلانی قاضی القضاة بغداد، فاضل کتبی، و ابو عمرو شطوی، و ابو حامد اسفرائنی شافعی، و قاضی عبدالجبّار معتزلی، و غیره هم از دانشمندان بزرگی بودند که اغلب اوقات، شیخ مفید با آنها در بحث امامت و اصول عقاید، به گفت وگو می پرداخت و آنها را ملزم و محکوم می ساخت. داستان مناظرات آنها، بسیار شیرین و خواندنی است.[1]

امام زمان علیه السلام او را [ابن معلم] بزرگ داشته و «مفیدش» خوانده است ما نیز او را  بزرگ می داریم؛  و بر خود لازم می دانیم که زحمات ارزشمند این عالم مجاهد و نستوه، فقیه آگاه به زمانه و متکلم چیره دست که بسان ستاره ای در شب غبیت امام عصر علیه السلام، مسیر سبز انتظار و سعادت را به ما نشان داد؛ ارج نهیم. این اندک ادای دینی است که شاگردش باشیم؛ راهش را ادامه دهیم و در چنین روزی به یادش باشیم؛  با او بیشتر آشنا شویم؛ چشمانمان را با نظر بر توقیعات صادره از ناحیه مقدسه ی قطب عالم امکان به شیخ مفید، روشن و دلهایمان را با نور معرفت آن صحیفه های سبز مهدوی جلا دهیم. باشد که از خرمن معرفت او خوشه ای برگیریم؛ و در کسب رضایت امام زمانمان بکوشیم تا خداوند عالمیان بر ما رحم کرده و فرج موفور السرور صاحبمان را برساند.

چنانچه در یکی از نامه های امام عصر علیه السلام به شیخ مفید چنین آمده است:وَلَوْ أَنَّ أشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَی اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنَ بِلِقائِنا،وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا عَلی حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَصِدْقِها مِنْهُمْ بِنا، فَما یَحْبِسُنا عَنْهُمْ إِلاّ ما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نَکْرَهُهُ وَلا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ [2] اگر شیعیان ما که خداوند توفیق طاعتشان دهد در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می‌شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمی‌افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان می‌گشت، دیداری بر مبنای شناختی راستین و صداقتی از آنان نسبت به ما، علّت مخفی شدن ما از آنان چیزی نیست جز آن چه از کردار آنان به ما می‌رسد و ما توقع انجام این کارها را از آنان نداریم.

معرفی شیخ مفید

شیخ مفید[ره] در یازدهم ذیقعده 336 قمری در عُکبرای بغداد پای هستی بر جهان گذارد و «محمد» نام وی گردید. از آنجا که پدر او شخصی پارسا و مذهبی بود و به تعلیم و تربیت اشتغال داشت، «ابن المعلم» لقب وی شد. عشق و شور فراوان به تحصیل موجب شد که همراه پدر به بغداد رفته و فراگیری علم و دانش را آغاز کند. او از نشاط وافر و فرح بخش بسیاری در مطالعه برخوردار بود. عطر اخلاص در وجود محمد کار را بدانجا رسانید که در پنج سالگی برای او از این ابی الیاس اجازه روایت گرفته اند و در حالی که هفت سال و چند ماه داشت از این سماک نقل روایت کرده است.

وی فرزانه ای تلاشگر گردید به طوری که پیش از دوازده سالگی از برخی محدثان روایت اخذ کرده و از استاد خویش، شیخ صدوق قبل از بیست سالگی حدیث شنیده است.«ابن المعلم» سر و جان خود را از چشمه دانش بغداد طراوت و شادابی بخشید و از محضر بیش از هفتاد نفر از بزرگان بهره علمی برد. از محضر مظفر بن محمد، ابو یاسر و ابن جنید اسکافی، «کلام و عقاید» آموخت و از درس حسین بن علی بصری و علی بن عیسی رمانی بهره جست. «فقه» را نزد جعفر بن محمد بن قولویه فرا گرفت و از محضر ادیب و مورخ چیره دست محمد بن عمران مرزبانی «علم روایت» آموخت.

ابن حمزه طبری، ابن داود قمی، صفوان و شیخ صدوق دیگر اساتید « محمد » بودند که شهد شیرین دانش را در کام جان او ریختند.شیخ مفید در  قرن چهارم «فتح الفتوح» تاریخ شیعی را رقم زد، 50 سال پرچمدار عرصه های فکری-  فرهنگی مسلمانان گردید و «معلم امت» لقب یافت!

شیخ مفید بر کرسی زعامت شیعه

او در عصری پر التهاب و دورانی پر اضطرار- که بحث ها، مناظرات، جدال ها و گفتگوهای بسیار رایج بود، سکانداری حرکت شیعه را برعهده داشت و در یک جمله می توان آن عصر را «عصر پیکارهای عقیدتی» نامگذاری کرد.ریاست جهان شیعه در چنین عصری پرتلاطم و آشوب زده کاری بس طاقت فرسا بود که شیخ مفید با تدبیر عالمانه و دقیق، آن را به انجام رساند. دوره ای که درگیری های سیاسی و مبارزات علمی معرکه آرای زمان بود.این عالم فرهیخته بود که با چشمانی بصیرت امیز به اطراف نگریست. اوضاع زمان خویش را مسیری  به سوی پرتگاه فرهنگی و اعتقادی می دانست و نقش فسادانگیز قدرت های سیاسی را به خوبی درک می کرد.

لقب مفید را چه کسی به شیخ داد؟

در اواخر ماه صفر سال 416 هجری، نامه‌ای از طرف حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برای شیخ مفید فرستاده شد که در آن ضمن ستایش و تکریم وی، برای اولین بار، لقب [مفید] به وی داده شد. شیخ اشک شوق بر آن ریخت و بوسه سپاس به آن زد.

چون نامه شریف را گشود دستخط مبارکش رخ نمود:«لِلْأَخِ السَّدِیدِ وَ الْوَلِیِّ الرَّشِیدِ الشَّیْخِ الْمُفِیدِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ أَدَامَ اللَّهُ إِعْزَازَهُ مِنْ مُسْتَوْدَعِ الْعَهْدِ الْمَأْخُوذِ عَلَى الْعِبَادِ:أَمَّا بَعْدُ سَلَامٌ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْوَلِیُّ الْمُخْلِصُ فِی الدِّینِ الْمَخْصُوصُ فِینَا بِالْیَقِینِ فَإِنَّا نَحْمَدُ إِلَیْکَ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَ نَسْأَلُهُ الصَّلَاهَ عَلَى سَیِّدِنَا وَ مَوْلَانَا وَ نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ نُعْلِمُکَ أَدَامَ اللَّهُ تَوْفِیقَکَ لِنُصْرَهِ الْحَقِّ وَ أَجْزَلَ مَثُوبَتَکَ عَلَى نُطْقِکَ عَنَّا بِالصِّدْقِ...»برادر گرامی، استوار و دوست راه یافته شیخ مفید، ابی عبدالله، محمد بن محمد بن نعمان- که خدا شوکتش را پاینده بدارد- از گیرنده عهدی که از بندگان- آن پیمان- گرفته شده است:به نام خداوند بخشنده مهربان، اما بعد، سلام بر تو ای دوست مخلص در دین، همانا ما حمد و سپاس می گوییم خدایی را که هیچ معبودی جز او نیست و از او درخواست درود بر آقا و مولایمان و فرستاده الهی حضرت محمد و آل او می نماییم و تو را- خداوند توفیقش را بر تو مستمر فرماید- آگاه می کنیم بر یاری حق...

ما تو را اعلام می داریم که اذن داده شده است به ما در مشرف کردن تو به مکاتبه و تکلیف کردن تو به چیزی که ادا کنی آن را از جانب ما به دوستان و موالی ما، آنها که پیش از تو، از دوستان ما بوده اند خداوند آنان را به طاعت خود عزیز گرداند و مهمّات آنان را به رعایت کردن و حفظ کردن آنها کفایت کند، خداوند تو را به یاری خود تأیید کند...

آگاه باش بر آن چند در مکان دوری قرار گرفته ایم- از سکونت با ستم کاران به حسب آنچه خدای تعالی برای ما اراده فرموده، از صلاح ما و شیعیان مؤمن ما، تا مادامی که دولت دنیا در دست فاسقین است- در عین حال ما از اخبار و حالات شما آگاهیم و چیزی از شما بر ما پوشیده نیست، هر یک از شما باید به چیزی که مایه محبت ماست، عمل کند و از آن چه به کراهت و غضب ما نزدیک است دوری کند. چون امر ما یک مرتیه و ناگهانی واقع شود که دیگر توبه سودی ندهد و پشیمانی از گناه او را از عقوبتِ ما آزاد نسازد. خداوند رشد و دانایی به شما دهد و توفیق از سر رحمتش به شما لطف کند...»  

جایگاه رفیع شیخ مفید

از مسائل بسیار مهم در خصوص شیخ مفید که نشان از جایگاه رفیع او در بین عالمان شیعه دارد آن است که او در طول سه سال، مشرف به دریافت سه نامه از محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شده است.

امام زمان[عجل الله تعالی فرجه الشریف] در این نامه ها او را اینگونه خطاب می کند:

1- للاخ الاعزا السدید الشیخ المفید: برادر عزیز و استوار شیخ مفید.

2- سلام علیک ایهاالعبد الصالح الناصر للحق الداعی الیه. سلام بر تو ای بنده شایسته خدا و ای یاری دهنده حق و دعوت کننده بسوی آن. [3]

مفید از دیدگاه دانشمندان شیعه:

1-گفتار  نجاشی:

نجاشی، شاگرد  نامدار و مورد اعتماد شیخ مفید در حق اوگوید:«محمد بن محمد بن نعمان بن عبد السلام بن جابر بن نعمان بن سعید بن جبیر،شیخ و استاد ما-که رضوان خدا بر او باد-فضل او در فقه و حدیث،و ثقه بودن اومشهورتر از آن است که توصیف شود.او تالیفات متعددی دارد که از آنهاست: المقنعة،الارکان فی دعائم الدین،الایضاح و الافصاح در امامت،الارشاد العیون و المحاسن و...» [4]

2-گفتار طوسی:

شیخ طوسی شاگرد ارزنده مکتب او،درباره او در فهرست می نویسد:«محمد بن محمد بن نعمان،معروف به ابن المعلم، از متکلمان امامیه است. درعصر خویش ریاست و مرجعیت شیعه به او منتهی گردید.در فقه و کلام بر هر کس دیگر مقدم بود .حافظه خوب و ذهن دقیق داشت و در پاسخ به سؤالات حاضر جواب بود.او بیش از 200 جلد کتاب کوچک و بزرگ دارد...» [5]

3-گفتار ابویعلی جعفری:

فقیه بزرگوار ابویعلی جعفری که عنوان دامادی وجانشینی شیخ را نیز دارد،در حق استاد خویش گوید:«او اندکی از شب را می خوابید و باقی شبانه روز را یا نماز می خواند یا مطالعه می کرد یا درس می گفت یا قرآن تلاوت می کرد...» [6]

تمام دانشمندان که به نوعی به شرح حال او پرداخته اند،او را با جلالت قدر وعظمت علمی توصیف نموده اند.

نظر دانشمندان اهل سنت:

علاوه بر دانشمندان شیعه، بزرگان و مورخین اهل سنت نیز او را با علم و فضل وتقوی ستوده اند:

1-گفتار ابن حجر عسقلانی:

ابن حجر عسقلانی درباره او گوید:«او بسیار عابد و زاهد و اهل خشوع و تهجد بود و مداومت بر علم و دانش داشت.جماعت بسیاری از محضر او بهره بردند. او بر تمام شیعیان حق دارد. پدرش در واسط زندگی می کرد و به آموزگاری می پرداخت. او در عکبری کشته شد.گفته می شودکه عضد الدوله به ملاقات او می شتافت و هنگام مرض به عیادت او می رفت.» [7]

2-گفتار ابن عماد حنبلی:

عماد حنبلی،یکی دیگر از دانشمندان اهل سنت ازتاریخ ابن ابی طی حلبی در مورد او نقل کرده است:«او بزرگی از بزرگان امامیه و رئیس بخش فقه و کلام و مباحثه می باشد. او باپیروان هر عقیده به مباحثه و مناظره می پرداخت. موقعیت شایان توجهی در تشکیلات دولت آل بویه داشت. او صدقه فراوان می داد. بسیار اهل خشوع و تهجد، و اهل نماز و روزه و خوش لباس بود. او مورد زیارت و ملاقات عضد الدوله قرار می گرفت. جثه اوچهار شانه و لاغر و گندمگون بود. نزدیک 76 سال عمر کرد و بیش از 200 جلد تالیف دارد. تشییع جنازه او شهرت دارد. در تشییع او بیش از 80 هزار نفر از شیعیان شرکت جستند و درگذشت او در ماه رمضان بود. رحمت خدا بر او باد...» [8]

3-گفتار یافعی:

یافعی، یکی دیگر از دانشمندان اهل سنت، در وقایع سال 413 نوشته است:«در آن سال بود که عالم بزرگ شیعه وفات نمود. او صاحب تالیفات فراوان و شیخ بزرگ امامیه، معروف به «مفید» و «ابن المعلم »بود. او در علم کلام، فقه و جدل تبحر داشت و در مناظرات با هر صاحب عقیده شرکت می جست و در تشکیلات آل بویه با جلالت و احترام زندگی می کرد.» [9]

اساتید او:

مرحوم نوری در خاتمه مستدرک،50 تن از استادان مفید را نام می برد. البته تعداد آنها بیش از اینهاست. از معروف ترین آنان: ابن قولویه قمی، صدوق، ابن ولیدقمی، ابوغالب، ابن جنید اسکافی، ابو علی صولی بصری، ابو عبد الله صفوانی و... می باشند.

شاگران:

شیخ مفید شاگردان بسیاری تربیت نمود. که از آن جمله سید رضی و سيد مرتضی علم الهدی، شيخ طوسى و نجاشی از جمله آنانند.

تألیفات:

بنابر نقل شيخ طوسى، شاگرد برجسته ی شيخ مفيد، وى بالغ بر 200 عنوان كتاب تأليف نموده است. نجاشی 171 جلد كتاب از تالیفات شیخ را ذكر كرده است. [10]جامع ترین نوشتارِ شیخِ مفید در موضوعِ غَیْبَت کتاب «الفُصول العَشْرَة فی الغَیْبَة» است، زیرا در پاسخ به پُرسشهایِ متعدّد و باریک و متنوّعی تألیف گردیده که مسأله غَیْبَت را از جمیعِ جهات و باتمامِ احتمالاتِ مفروض مورد بحث و بررسی قرار داده است. [11]

شیخ مفید در سال 413 در بغداد، پس از 77 سال تلاش و خدمت ارزنده درگذشت. سید مرتضی علم الهدی بر او نمازگزارد و در حرم مطهر امام جواد علیه السلام پائین پای آن حضرت و نزدیك قبر استادش ابن قولویه مدفون گردید. [12]

شیخ مفید در آیینه کلام رهبری

مقام معظم رهبری به مناسبت برگزاری کنگره جهانی شیخ مفید، در پیامی از مقام والای این عالم و دانشمند فرزانه تجلیل کرد. در متن این پیام آمده است: «شیخ مفید در سلسله علمای امامیه، فقط یک متکلم و فقیه سرآمد و برجسته نیست، بلکه فراتر از این، وی مؤسس و سرحلقه جریان علمیِ رو به تکاملی است که در دو رشته کلام و فقه، تا امروز در حوزه های علمی شیعه امتداد یافته است و با وجود بر کنار نماندن از تأثرات تاریخی و جغرافیایی و مکتبی، ویژگی های اصلی و خطوط سیاسی آن همچنان پابرجا مانده است.

شیخ مفید نقش مؤثر و تعیین کننده ای در تثبیت هویت مستقل مکتب اهل بیت (علیهم السلام) ، بنیان گذاری شکل و قالب علمی صحیح برای فقه شیعه، آفرینش شیوه جمع منطقی میان عقل و نقل در فقه و کلام داشت». [13]

پی نوشت:

[1]. رک:«سرائر» ابن ادریس حلّی و«مجالس المؤمنین» و«روضات الجنّات» و«رجال» مامقانی

[2]. احتجاج، ج2، ص315 ; بحارالأنوار، ج53، ص177، ح8 .

[3].کتاب شیخ مفید معلم امت

[4]. رجال نجاشی،ص 399،چاپ جامعه مدرسین قم.

[5]. معجم رجال الحدیث،ج 17،ص 206.

[6]. فهرست ابن ندیم،ص 266 و239،چاپ الاستقامه.

[7]. لسان المیزان،ج 5،ص 368.

[8]. شذرات الذهب،ج 3،ص 199.

[9]. مرآة الجنان یافعی.

[10]. کتاب شیخ مفید معلم امت

[11]. پایگاه اطلاع رسانی حوزه https://hawzah.net

[12]. کتاب شیخ مفید معلم امت

[13]. مجله گلبرگ آذر 1386، شماره 93  بزرگداشت شیخ مفید رحمه الله

تهیه و تنظیم: بناوند