مرکز مجازی مهدویت

رهبران الهى مصلحان بزرگ

مقدمه:

در جوامع مختلف فرد حاكم در تصميمات كلى كه براى اجتماع تحت حاكميت خود مى‌گرفت، ناگزير از مشورت با جادوگر، كاهن و طبيب بود كه هر سه به امرى ماورايى و قدسى دعوت مى‌كردند. هر چه جلوتر مى‌آييم اين نياز در جوامع بشرى بيشترى، جلوه گرى مى‌كند.

در اديان الهى نيز اين دو ضرورت ـ نياز به امام و رهبر و فراخوانى به امر قدسى و ماورايى ـ به روشنى نمايان است. براى اختصار به ذكر آيه‌اى كه در بردارنده هر دو موضوع است اكتفا مى‌كنيم. قرآن كريم با نقل قسمتى از زندگى حضرت موسى(عليه السلام) و سفر چند روزه آن حضرت، اين دو مهم را اين گونه بيان مى‌فرمايد:

{ و قال موسى لاخيه هارون اخلفنى فى قومى و اصلح ولا تتبع سبيل المفسدين}؛[1] « و موسى به برادرش هارون گفت: جانشين من در ميان قومم باش و از راه مفسدان تبعيت مكن».

موضوع جانشينى، اهميت مسأله رهبرى و نياز لحظه به لحظه امّت به امام و رهبر را مى‌رساند. تاريخ اسلام هم مشمول اين قضيه است كه حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) در سفرها و غزوات خود، هميشه كسى را در مدينه جانشين خود قرار مى‌داد.

اما مهم‌ تر از اصل قضيه جانشينى، دستورالعملى است كه جانشينان از رهبران الهى و پيامبران دريافت كردند؛ چنان كه حضرت موسى(عليه السلام) براى آن سفر چند روز يك دستور كار به برادرش مى‌دهد  { واصلح ولاتتبع سبيل المفسدين}. اين يك مسأله عقلايى است كه انسان معمولا در اين گونه موارد مهم ترين مطلب را يادآور مى‌شود. حضرت موسى(عليه السلام) هم با دو تعبير « واصلح» و « لا تتبع سبيل المفسدين» از برادرش تنها يك چيز مى‌خواهد و آن اينكه مهم ترين وظيفه هارون اصلاح بنى اسرائيل است. نوشتار حاضر موضوع رهبران الهی مصلحان بزرگ را مورد بحث و بررسی قرار داده است.

الف) معناى اصلاح

« صلاح» در فرهنگ قرآنى و لغت به معناى « شايسته»، « سزاوار» و « درخور» آمده‌است كه درست در مقابل « فساد» است. با توجه به اين مى‌توان گفت: « ولا تتبع» بيان ديگرى از اصلاح در آيه مورد بحث است.

با توجه به بيان اين دو نكته مهمّ در اين آيه شريفه؛ يعنى « ضرورت امامت» و « وظايف امام» برآنيم تا در اين نوشتار، عرض ارادتى از سر عشق و محبّت به ساحت مقدس همه رهبران الهى داشته باشيم؛ به خصوص به ساحت حضرت سيدالشهداء(عليه السلام) كه در مقابل سياه ترين حكومت و هولناك ترين فسادهاى جاهلى زمان خود ايستاد واز بلنداى قله انسانيت، سرود اصلاح طلبى خود را به گوش همه نسل‌ها در همه اعصار رساند. همچنين عرض ارادتى داشته باشيم به ساحت آن مصلح بزرگ كه بانگ صلح و اصلاح طلبى خود را در زمانى خواهد سرود كه انسان، بيش از امروز اسير و در بند آزادى بى قيد و بند خواهد بود.

قرآن كريم به عنوان كتاب هدايت و سازندگى، در بعد فردى و اجتماعى به اصولى اشاره دارد كه خطر جدى و بزرگ براى اصلاحات انجام شده از سوى پيامبر(صلى الله عليه وآله) محسوب مى‌شود.

اولين اين چالش‌ها، مسأله « رجعت به ما قبل» است كه قرآن كريم از آن با اين تعبير ياد مى‌كند:   {انقلبتم على اعقابكم}.[2]

اين رجعت ممكن است معلول يكى از اين عوامل زير باشد:

1. پيروى كوركورانه از اجداد و بزرگان: { انّا اطعنا ساداتنا و كبرائنا}.[3]

2. نمادينه شدن ارزش ها در ميان امت: { ولمّا يدخل الايمان فى قلوبكم}.[4]

3. قرار گرفتن افراد سازشكار در كادر رهبرى، شبهه افكنى مخالفان و... بسيارى عوامل ديگر كه در قرآن كريم، به تك تك آن‌ها اشاره فرموده و تاريخ اسلام هم مشحون از اين دغل بازى‌ها و دغل بازها بوده‌است.

دومين اين چالش‌ها، رسوخ و نفوذ افكار، اعمال و باورهاى جاهلى در پيكره اسلام است كه قرآن كريم از همه اينها با پسوند جاهليت ياد مى‌كند:

1. ظن الجاهلية: { يظنون بالله غير الحق ظن الجاهليةز).[5]

2. حكم الجاهلية: { افحكم الجاهلية يبغون}.[6]

3. تبرّج الجاهلية: { وقرن فى بيوتكن ولاتبرجن تبرج الجاهلية الاولى}.[7]

4. حمية الجاهلية: { اذجعل الذين كفروا فى قلوبهم الحمية حمية الجاهلية}.[8]

اين چهار آيه، با لحن خطابشان، پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) را در اصلاحات سه گانه خويش در بخش اعتقاد، اخلاق و عمل، يارى مى‌كنند.

به راستى آيا جامعه‌اى را مى‌توان يافت كه با وجود اين چهار امر، روى سعادت را به خود ديده باشد؟ آيا نفوذ حتى يك مورد از اين امور چهارگانه، قادر نيست بزرگ ترين تمدّن و اجتماع را از درون بپوساند و امارت عزتش را بر سر مردمش خراب كند؟.

به هر حال پيامبر (صلى الله عليه وآله) از باب اينكه { انك ميّت و انهم ميّـتون}.[9] دار فانى را وداع فرمود و قائلين به { شاعر نتربص به ريب المنون}.[10] را بعد وفات حضرتش، به تكاپو انداخت كه اصلاحات اين بزرگ پيامبر الهى را به چالش بكشانند و اينجاست كه نقش اصلاحى ائمه(عليهم السلام) ـ كه همان نگه دارى امّت اسلامى! در حالت و شأنى كه سزاوار آنان است ـ با توجه به معناى اصلاح روشن تر مى‌شود.

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) خود تا آخرين لحظات عمر مباركش، بر آتش همه مواريث جاهليت آب خاموشى پاشيد تا جايى كه امام باقر (عليه السلام)مى‌فرمايد: « انّ رسول الله(صلى الله عليه وآله) كان يغير الاسماء القبيحة فى الرجال و البلدان»؛ پيامبر اسامى مردمان و مناطق را تغيير مى‌داد؛ حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) در حديثى، نقل قضايا و مسائل دوران جاهليت را نفى فرمود كه: « اذا رأيتم الشيخ يوم الجمعة يحدث باحاديث الجاهلية فارموا رأسه ولو بالحصى»؛ « اگر پيرى را در روز جمعه [زمان و مكان اجتماع مردم] ديديد كه اقوال و خاطرات زمان جاهليت را بازگو مى‌كند، او را رمى‌كنيد اگر با يك سنگريزه باشد».

به هر حال پيامبر(صلى الله عليه وآله) از دنيا رفت و احقاد بدر، اُحد، خيبر و حنين سر باز كرد و آيه:   { ولمّا يدخل الايمان فى قلوبكم}.[11] مصداقى دوباره يافت و طبق حكم جاهليت تنها دختر و يادگار پيامبر، محكوم به حكم جاهلى شد و از حق مسلّم خود محروم ماند! حضرت زهرا(عليها السلام) خود فرمود: « يابن ابى قحافه! افى كتاب الله ان ترث اباك ولم ارث ابى لقد جئت شيئاً فريّا»؛

کلمات کلیدی :
شجاعتعاشورا و انتظارامام حسینامام علیاصلاحقیام اصلاح طلبانه