مرکز مجازی مهدویت
غدير همين‌جاست … درست همين‌جا
آفتاب لحظه‌اي ايستاد، همه ديدند كه به احترام تو، لحظه‌اي خورشيد روي نتابيد تا همه ببينند،نور تو از آفتاب...
سلام اي طلوع تماشا
از بي‌قراري اندوه دوري تو، گاه ديوانه وار سر به بيابان مي‌گذارم، گاه از حاجيان سفر مكه، مني و...
کمي فکر!!
به راستي او كجاست و چرا از ديده‌ها پنهان گشته؟ چرا نمي‌آيد و درد دردمندان را شفا نمي‌دهد؟ چرا...
به دنبال توأم
كي انتظار آمدن آن بهاري كه در خود شكفتن شكوفه نرگسي را به همراه دارد، به پايان مي‌رسد؟!...
عشق
مسيرمان را يافته‌ايم: مصلح بودن اما پيش شرط آن، بر دوشمان سنگيني مي‌كند: صالح گشتن. و چيزي غريب و...
مولاي من!
اي كاش آن اوايل كه زبان گشودم، نزديكانم مرا به گفتن يا مهدي وا مي‌داشتند. اي كاش مهد كودكم،...
براي آمدنت زود هم دير است
گفتند يار رفته  سفر باز مي رسد                        بيش از هزار سال گذشت و خبر نشد...
از پلک هایم خورشید می ریزد
ديشب، باز هم خواب تو را ديدم. خواب ديدم قيامت شده و همين نامه‌هاي شبانه، شفاعت مرا کردند. به...
عهدنامه
در آن‌جا تو مي‌تواني صميمانه با آقاي خود عهد ببندي؛ البته اين غرفه نمادين است و صرفاً براي تفكر...
RSS