مرکز مجازی مهدویت

از شناخت خداوند تا شناخت امام زمان(علیه السلام)

 

مقدمه:

شناخت خداوند متعال و صفات و اسمای او راهی برای شناخت اولیاء الهی و امامان معصوم(علیهم السلام) است، زیرا آنان آینه تمام‌نماى صفات جمال و جلال حضرت حق‌اند و در تسمیه به اسماى الهى، از تمامى موجودات عالم امکان برترند. بر این اساس، با شناخت خدا و صفات او، مى‌توان به اوصاف و ویژگى‌هاى ائمه معصومین(علیهم السلام) نیز واقف گشت. در نوشتار حاضر به این موضوع پرداخته شده است.

از وظایف مهم انسان

هدف از آفرینش، بندگی خداوند متعال است[1] و اساس و پایه بندگی، شناخت او است.[2] عالی‌ترین تبلور این معرفت، شناخت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و اوصیای اوست. بی‌گمان یکی از وظایف مهم بندگان در مقابل پروردگار، شناخت آن وجود مقدس است. این معرفت زمانی به کمال می‌رسد که پیامبران خداوند -به ویژه پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله و سلم) را به خوبی شناخته باشند. این مهم نیز حاصل نمی گردد، مگر با شناخت اوصیای او -به خصوص آخرین حجّت الهی.

امام حسین بن علی(علیهما السلام) به اصحاب خود فرمود: «أَیهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلا لِیعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاهُ»؛ ای مردم! همانا خداوند متعال بندگان را نیافرید، مگر برای آنکه او را بشناسند. پس در آن هنگام که او را شناختند، بندگی او را خواهند کرد. و آن هنگام که او را بندگی کردند، با عبادت او از عبادت غیر او بی‌نیاز می‌گردند. شخصی پرسید: «ای پسر رسول خدا! پدر و مادرم به فدایت، معنای شناخت خدا چیست؟ سالار شهیدان(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «مَعْرِفَةُ أَهْلِ کلِّ زَمَانٍ إِمَامهم الَّذِی یجِبُ عَلَیهِمْ طَاعَتُهُ»؛[3] معرفت خدا عبارت است از اینکه اهل هر زمان، امامی را که اطاعتش بر آنان واجب است، بشناسد.

بنابراین به روشنی معلوم می‌شود که شناخت امام، از معرفت خداوند جدا نیست؛ بلکه یکی از ابعاد آن است. در دعایی صادر شده از ناحیه مقدسه آمده است:

«اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَک لَمْ أَعْرِفْ نَبِیک اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَک لَمْ أَعْرِفْ حجّتک اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حجّتک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی»؛[4] خدایا! خودت را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، پیامبرت را نمی شناسم. خدایا! رسول خود را به من بشناسان که اگر رسول خود را به من نشناسانی، حجّت تو را نمی شناسم. خدایا! حجّتت را به من بشناسان که اگر حجّت خود را به من نشناسانی، از دین خود گمراه می‌شوم.

امامت نقش اساسی در حفظ نظام و کمال بشر و حرکت او به سوی خدا و اجرای احکام الهی دارد و اطاعت امر امام، از نظر شرع و عقل واجب است. از این رو در وجوب شناخت امام -بر حسب حکم عقل و شرع - جای هیچ گونه تردید و شبهه‌ای نیست؛ زیرا هم مقدمۀ اطاعت است و بدون وجوب آن، اطاعت و نصب امام بیهوده خواهد بود، و هم بر حسب آنچه در روایات استفاده می‌شود، بالخصوص واجب است.[5]

امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در این باره فرمود: «...وَ إِنَّمَا الائِمَّةُ قُوَّامُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ عُرَفَاؤُهُ عَلَی عِبَادِهِ و لایدْخُلُ الْجَنَّةَ إلا مَنْ عَرَفَهُمْ وَ عَرَفُوهُ وَ لایدْخُلُ النَّارَ إِلامَنْ أَنْکرَهُم»؛[6]‏ پیشوایان، مدیران الهی بر مردم‌اند و رؤسای بندگان او هستند. هیچ کس -مگر شخصی که آن‌ها را بشناسد و آنان نیز او را بشناسند- وارد بهشت نخواهد شد و کسی -جز آنکه آن‌ها را انکار کند و آنان نیز او را انکار کنند- داخل دوزخ نگردد.

اگر برای کسی این معرفت به دست آمد، هرگز تقدیم یا تأخیر ظهور مهدی آل‌محمد(عجل الله تعالی فرجه) گرد ملال بر خاطرش نمی‌نشاند.

وقتی ابوبصیر از حضرت صادق(علیه السلام) پرسید: «آیا برای من افتخار حضور در محضر قائم آل‌محمد(عجل الله تعالی فرجه) حاصل می‌شود؟» آن حضرت فرمود: «أَ لَسْتَ تَعْرِفُ إِمَامَک»؛ آیا امام خود را نمی‌شناسی؟ عرض کرد: می‌شناسم؛ به خدا سوگند شما هستید. پس آن حضرت فرمود: «وَ اللَّهِ مَا تُبَالِی یا أَبَا بَصِیرٍ أَلا تَکونَ مُحْتَبِیاً بِسَیفِک فِی ظِلِّ رِوَاقِ الْقَائِمِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ»؛[7] به خداوند سوگند [در این صورت] هیچ جای نگرانی نیست اگر توفیق نیابی که به همراه قائم(عجل الله تعالی فرجه)، شمشیر به دست گیری. یعنی با این شناخت، به درجۀ کسی رسیده‌ای که در جوار حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه)، در راه خدا به جهاد برمی‌خیزد.

امام همچنین می‌فرماید: «...اعْرِفْ إِمَامَک فَإِنَّک إِذَا عَرَفْتَ إِمَامَک لَمْ یضُرَّک تَقَدَّمَ هَذَا الاَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ وَ مَنْ عَرَفَ إِمَامَهُ ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ أَنْ یقُومَ صَاحِبُ هَذَا الاَمْرِ کانَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ کانَ قَاعِداً فِی عَسْکرِهِ لا بَلْ بِمَنْزِلَةِ مَنْ قَعَدَ تَحْتَ لِوَائِهِ...»؛[8] امام خود را بشناس! پس همانا هنگامی که امام خود را شناختی، هیچ آسیبی -از اینکه امر ظهور جلو بیفتد و یا اینکه عقب بیفتد- به تو نخواهد رسید.

نتیجه:

هر کس که امام خویش را شناخت و پیش از آنکه صاحب‌الامر قیام فرماید، از دنیا رفت، بسان کسی است که در سپاه آن حضرت حضور پیدا کرده است؛ نه! بلکه بسان کسی است که زیر پرچم ایشان حاضر شده باشد.

 پی‌نوشت‌ها:

[1]. {وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}. (ذاریات(15):56).

[2]. {أَوَّلُ عِبَادَةِ اللَّهِ مَعْرِفَتُهُ}. (شیخ صدوق: توحید، ص34؛ شیخ طوسی: امالی، ص22).

[3]. شیخ صدوق: علل الشرایع، ج1، ص9.

[4]. شیخ کلینی: کافی، ج1، ص 342 .

[5]. آیت‌الله صافی گلپایگانی: پیرامون معرفت امام (علیه السلام) ، ص69.

[6]. نهج‏البلاغه، ص212، خطبۀ152.

[7]. کافی، ج1، ص371.

[8]. نعمانی: الغیبة، ص329؛ کافی، ج1، ص371.