معنای انتظار چرا دیر کرده ای؟
تا دست کردگار تو را بی نشان نوشت گفتم مگر که می شود از آسمان نوشت؟
غروب جمعه که مي ياد
غروب جمعه که مي ياد دلم ميخواد پر بزنمبرم تو اوج اسمونها به کهکشون سر بزنم
تا دست کردگار تو را بی نشان نوشت گفتم مگر که می شود از آسمان نوشت؟
غروب جمعه که مي ياد دلم ميخواد پر بزنمبرم تو اوج اسمونها به کهکشون سر بزنم