بسم الله الرحمن الرحیم
مقایسه تطبیقی بین میثم تمار و یاران منتظر
مقدمه
تاریخ تشیع، آیینهای است که در آن چهرههای درخشانی از «عبدِ ولایتمدار» منعکس شدهاند؛ انسانهایی که نه به خاطر موقعیت اجتماعی یا قدرت مادی، بلکه به واسطه کمالات درونی، شایستگی همراهی امام را یافتند. در این میان، میثم تمار از اصحاب خاص امیرالمؤمنین (علیهالسلام) جایگاه ویژهای دارد؛ کسی که حضرت اسرار الهی را با او در میان مینهاد. از سوی دیگر، روایات اسلامی برای یاران امام مهدی (علیهالسلام) در آخرالزمان اوصافی برشمردهاند که با دقت در آنها، تشابه ماهوی آشکاری میان این دو گروه مشاهده میشود. به گونهای که میتوان میثم تمار را «پیشنمونه» یاران امام زمان (علیهالسلام) دانست
بخش اول: میثم تمار؛ شاگرد راستین ولایت
میثم بن یحیی تمار، از موالی و آزادشدگان، در کوفه میزیست و خرما میفروخت. امام امیر مؤمنان (علیهالسلام) او را خریداری و آزاد نمود. شیخ مفید در الارشاد مینویسد که میثم از خواص اصحاب امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بود و امام اسرار غیبی را با او در میان مینهاد؛ از جمله شهادت آیندهاش را به او خبر داد: «إِنَّكَ تُؤْخَذُ بَعْدِي فَتُصْلَبُ وَ تُطْعَنُ بِحَرْبَةٍ فَإِذَا كَانَ الْيَوْمُ الثَّالِثُ ابْتَدَرَ مَنْخِرَاكَ وَ فَمُكَ دَماً فَيُخْضَبُ لِحْيَتُكَ فَانْتَظِرْ ذَلِكَ الْخِضَابَ وَ تُصْلَب.»؛[شیخ مفید، الارشاد، ج ۱، ص ۳۲۳] ای میثم! پس از من تو را دستگیر میکنند و بر دار میآویزند. با نیزهای به تو حمله خواهند کرد؛ روز سوم که فرا برسد، از بینی و دهانت خون جاری خواهد شد و محاسنت را خضاب خواهد کرد. پس منتظرِ آن خضاب باش، چرا که سرانجام تو به دار آویخته شدن است.»
میثم از پیش، درخت خرمایی را که بر آن به دار آویخته میشد میشناخت و بر آن درود میفرستاد. سالها بعد، عبیدالله بن زیاد او را دستگیر کرد و همان سرنوشت رقم خورد. میثم بر سر دار از فضائل امیرالمؤمنین (علیهالسلام) سخن گفت تا آنجا که جلادان ناگزیر شدند زبانش را ببرند اما صدای او پیش از آن به گوش تاریخ رسیده بود. [شیخ مفید، الارشاد، ج ۱، ص ۳۲۲]
سیره میثم آینهای است از آیاتی که خداوند «عباد الرحمن» را با آنها توصیف کرده است. در سوره فرقان(آیات 63-77)، خداوند از بندگان خاصش میفرماید که در برابر تهدید و جهل دیگران، با متانت و آرامش پاسخ میدهند؛ درست همانگونه که میثم در مقابل ابن زیاد با وقار ایستاد و نه تسلیم شد و نه از حق روی گرداند.
قرآن کریم در سوره احزاب از گروهی یاد میکند که عهد خود با خدا را صادقانه وفا کردند؛ برخی شهادت را پذیرفتند و برخی دیگر در انتظار آن نشستند. میثم مصداق تام کسی بود که «مَّن قَضَى نَحْبَهُ»؛ یعنی عهدش را با جان پرداخت: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ.» [سوره احزاب، آیه ۲۳]
بخش دوم: یاران امام مهدی (ع)؛ نخبگان آخرالزمان
قرآن کریم در جایجای خود به وعده الهی برای استقرار حکومت صالحان در آخرالزمان اشاره دارد. آیهای که مفسران شیعه آن را از بشارتهای روشن به ظهور امام مهدی (علیهالسلام) و یاران صالحش میدانند، آیهای از سوره انبیاء است که وراثت زمین را به بندگان شایسته خدا نوید میدهد: «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ.»[سوره انبیاء، آیه ۱۰۵] همچنین در سوره قصص، خداوند وعده میدهد که مستضعفان زمین را وارثان و پیشوایان خواهد ساخت؛ آیهای که زمینهساز فهم عمیقتر جریان ظهور است.[سوره قصص، آیه5؛ المیزان، ج14، ص330]
روایات معصومین (علیهمالسلام) اوصاف یاران امام مهدی (علیهالسلام) را با تعبیراتی کمنظیر بیان کردهاند. امام صادق (علیهالسلام) در روایتی که مرحوم نعمانی آن را نقل کرده است، از سیصد و سیزده یار ویژه امام سخن میگوید و آنان نخبگان و برگزیدگانی هست که قلبهایشان را به آهن تشبیه میکند؛ قلبهایی که هیچ شکی در آنها راه نمییابد: «فَيَخْرُجُ النُّجَبَاء... قُلُوبَهُمْ كَزُبَرِ الْحَدِيد»[الخصال، ج2، ص541] در مجموعه متون دینی، خصوصیات فراوانی برای یاران امام زمان (علیهالسلام) ذکر شده است: آنان مانند کوه استوار،[مناقب آل ابیطالب، ج2، ص347] شبزندهدار، شیران در روز و... [الاختصاص، ص208] این ویژگیها نشانگر ترکیب عبودیت و جهاد در شخصیت آنان است.
بخش سوم: محورهای تطبیقی
۳.۱ بصیرت در برابر جهل عمومی
یکی از برجستهترین ویژگیهای مشترک میثم تمار و یاران امام مهدی (علیهالسلام)، «بصیرت» است؛ یعنی توانایی دیدن حقیقت با چشم دل، نه تبعیت از موج جامعه. میثم در فضایی که اکثریت جامعه ولایت را انکار میکردند یا سکوت اختیار کرده بودند، با بصیرت تمام حقیقت را شناخت و آشکارا اعلام کرد. قرآن کریم این راه را «دعوت بر اساس بصیرت» مینامد و آن را ویژگی پیروان راستین پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) معرفی میکند[سوره یوسف، آیه108]
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمود: «فَإِنَّمَا الْبَصِيرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَكَّرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِ ثُمّ سَلَكَ جَدَدا واضِحا يَتَجنّبُ فيهِ الصَّرْعَةَ في المَهاوِي.»؛[نهج البلاغه، صبحی، ص213] انسان بصير كسى است كه بشنود و بينديشد، نگاه كند و ببيند، از عبرتها بهره گيرد، آن گاه راه روشنى را بپيمايد كه در آن از افتادن در پرتگاهها به دور ماند.
این ویژگی در روایات برای یاران امام مهدی (علیهالسلام) نیز بیان میکنند. این یاران کسانی معرفی شدهاند که اهل حق و اهل باطل را بهخوبی میشناسند و در آشوب فتنههای آخرالزمان فریب نمیخورند: «فَيَخْرُجُ النُّجَبَاءُ مِنْ مِصْرَ وَ الْأَبْدَالُ مِنَ الشَّامِ وَ عَصَائِبُ الْعِرَاقِ رُهْبَانٌ بِاللَّيْلِ لُيُوثٌ بِالنَّهَار.»؛ «پس برگزیدگان از مصر و أبدال از شام، و گروههایی از عراق خروج میکنند که راهبان شب هستند و شیران روز.» هر دو گروه انسانهای بینا، بصیر و تابع حقیقت هستند و تابع موج جامعه نیستند.
۳.۲ وفاداری به ولایت
وفاداری میثم به ولایت، یک موضعگیری عقلانی و باوری راسخ بود. نه فقط یک احساس محبتآمیز نسبت به امام خویش. او «ولایت» را به معنای حقیقی درک کرده بود و تا پای جان بر آن ایستاد. این خلوص نیت، همان چیزی است که قرآن درباره اهل حق میفرماید؛ «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّريقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقا.»؛[سوره جن، آیه16] «و اینکه اگر آنها [جن و انس] بر طریقه [ولایت] استقامت ورزند، قطعاً آنان را با آبی فراوان سیراب خواهیم کرد.
در روایات نیز یاران امام مهدی (علیهالسلام) با همین روح توصیف شدهاند؛ کسانی که در اطاعت از امام هیچ تردیدی ندارند و هیچ عوضی از دنیا نمیطلبند.[االاختصاص، ص208] در هر دو، محور شخصیت «ولایتپذیری» است.
۳.۳ شجاعت برخاسته از ایمان
شجاعت میثم از نوعی خاص بود: نه برخاسته از تهور یا قدرت جسمانی، بلکه از یقین به لقاء الله. او میدانست که شهادت سرنوشت اوست و آگاهانه و با شوق آن را پذیرفت. درباره یاران امام مهدی (علیهالسلام) نیز آمده است که «رَقِيقَةٌ قُلُوبُهُمْ رَاسِخٌ إِيمَانُهُم.»؛[الغیبة، نعمانی، ص39] دلهایشان رقیق (نرم و مهربان) و ایمانشان استوار و محکم (ریشهدار) است. میتوان گفت که سرچشمه شجاعت، ایمان راسخ و یقین و باور آنهاست.
۳.۴ غربتپذیری در راه حق
میثم در دوران خود در اقلیت بود؛ حق میگفت اما بسیاری او را نمیپذیرفتند. او غربت حق را چشید حقیقتی که در زمانهای که اکثر مردم از ولایت روی گرداندند، تنها و بییاور مانده بود. پیامبر اکرم (ص) این واقعیت را در حدیث مشهوری پیشبینی کرده بودند: «بَدَأَ الْإِسْلَامُ غَرِيباً وَ سَيَعُودُ كَمَا بَدَأَ فَطُوبَى لِلْغُرَبَاء.» [منتخب الأنوار المضيئة في ذكر القائم الحجّة عليه السلام، ص41] اسلام در آغاز غریب (ناشناخته و تنها) بود و دوباره همانگونه که آغاز شد، به غربت بازخواهد گشت؛ پس خوشا به حال غریبان.
یاران امام مهدی (علیهالسلام) نیز در عصر غیبت با غربت دین و حق روبهرو میشوند و در فضای بییاوری عمومی جامعه، به ولایت اهلبیت (علیهمالسلام) وفادار میمانند. امام کاظم (علیهالسلام) فرمود: «یَغِیبُ عَنْ أَبْصَارِ النَّاسِ شَخْصُهُ وَ لَا یَغِیبُ عَنْ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ ذِکْرُهُ.»[کمال الدین، ج2، ص 221] شخص امام از دیدگان مردم پنهان میشود ولی یاد او از دلهای مؤمنان مخفی نمیشود». اینها همان کسانی هستند که در دوران غیبت به امام وفادار باقی میمانند.
۳.۵ آمادگی برای فداکاری تا سرحد جان
میثم تمار جانش را از سر انتخاب آگاهانه و اختیار عاقلانه در راه ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فدا کرد. او میتوانست سکوت کند، میتوانست ادعای برائت کند، اما روح ایثار و فداکاری به او چنین اجازهای را نداد. در روایات برای یاران امام مهدی (علیهالسلام) نیز همین خصوصیت بیان شده است.[الغیبة، طوسی، ص477]
بخش چهارم: تفاوت اصلی؛ بارِ افزونترِ عصر غیبت
با همه شباهتهای ماهوی که برشمرده شد، یک تمایز اساسی وجود دارد که نباید از آن غافل ماند. میثم تمار، یارِ امامی بود که در برابرش میایستاد، سخنش را میشنید، از نگاهش بهره میبرد، و اسرار غیب را مستقیم از لبان مولا امیر مؤمنان (علیهالسلام) دریافت میکرد. پیوند او با امام، پیوندی حضوری و زنده بود.
اما یاران امام مهدی (علیهالسلام) در دوران غیبت کبرا زیستهاند آنان باید بدون دیدار با امام، ایمان خود را در طولانیترین دوران انتظار حفظ کنند. این یک سختی مضاعف است؛ باری که بر دوش میثم تمار نبود. امام موسی کاظم (علیهالسلام) عظمت این انتظار را چنین بیان فرمودهاند: «طُوبَى لِشِيعَتِنَا الْمُتَمَسِّكِينَ بِحَبْلِنَا فِي غَيْبَةِ قَائِمِنَا الثَّابِتِينَ عَلَى مُوَالاتِنَا وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ قَدْ رَضُوا بِنَا أَئِمَّةً وَ رَضِينَا بِهِمْ شِيعَةً فَطُوبَى لَهُمْ ثُمَّ طُوبَى لَهُمْ وَ هُمْ وَ اللَّهِ مَعَنَا فِي دَرَجَاتِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ.»؛[کمالالدین، ج2، ص361] خوشا بر احوال شيعيان ما كه در دوران غيبت قائم ما به ما تمسّك میکنند و بر دوستى ما و بيزارى از دشمنان ما ثابت قدم هستند، آنها از ما و ما از آنها هستیم، آنها ما را به امامت و ما نيز آنان را به عنوان شيعيان پذيرفتهايم، پس خوشا بر احوال آنها و خوشا بر احوال آنها بخدا سوگند آنان در روز قيامت هم درجه ما هستند.
این روایت نشان میدهد که «انتظار خالص در عصر غیبت» خود یک جهاد مستقل است که ارزشش همتای حضور در رکاب امام است.[کافی، ج1، ص382] پس میتوان گفت: میثم تمار کسی است که در تاریخ، برخی از ویژگیهای یاران حضرت را بالفعل نشان داد. اما یاران آخرالزمان، علاوه بر همه این کمالات، باری اضافهتر نیز بر دوش دارند: حفظ ایمان در دوران طولانی و سخت غیبت است.
