| بررسي و تحليل ديدگاههاي مهدوي شيخ عثمان بن فودي | ||
| عبدالله بلو - مهدي يوسفيان - محسن رحيمي جعفري | ||
![]() |
||
| چكيده «مهدويت» از مباحث مهم در كلمات انديشمندان شيعه وسني است. از دير زمان، دانشمنداني از اهل سنت همگام با عالمان شيعي در عرصه مهدويت دغدغه داشته و از اهميت اعتقاد به امام مهدي (عج) و ولادت و نسب سخن گفتهاند. در اين بين، ديدگاه «شيخ عثمان بن فودي» (از انديشمندان بزرگ و برجسته اهل سنت افريقا) به مهدويت، از جنبههاي مختلفي به ديدگاه اماميه شبيه است. آنچه در اين مقاله مورد كنكاش علمي قرار گرفته، عصمت، ولادت، طول عمر و نسب امام مهدي (عج) است كه بررسي ميشود اين مؤلفهها در چه سطحي مورد پذيرش شيخ عثمان بن فودي است. روش اين مقاله، رويكرد تحليلي، كتابخانهاي و بر كتابهاي عثمان بن فودي مبتني است. سوال اصلي مقاله، صحت سنجي باور مهدوي شيخ عثمان بن فودي در تطابق آن با ديدگاه مهدوي شيعيان است. بررسي اعتقاد شيخ عثمان بن فودي در بحث ولادت، ضرورت وجود امام، نسب و طول عمر حضرت مهدي (عج) در آثار وي از يافتههاي اين مقاله است. واژگان كليدي: مهدويت، عصمت، ولادت امام مهدي، طول عمر، عثمان بن فودي. مقدمه «مهدويت» از آموزههاي قابل توجه نزد مسلمانان و يكي از مسائل مورد اختلاف در ميان مذاهب اسلامي است؛ چون همه مسلمانان، منتظر اين شخصيت هستند تا آن حضرت با قيام خود، عالم را از عدل و داد پر كند. انتظار آمدن و اعتقاد به قيام آن حضرت در آثار اهل سنت همچون ابو داود ملاحظه ميشود؛ چنانكه حضرت علي (ع) از پيامبر اسلام (ص) چنين روايت كردهاند: «اگر فقط يك روز از زمان باقي مانده باشد، خداوند مردي را از خانواده من ميفرستد كه جهان را از عدل و داد پر كند؛ همان طور كه از ظلم و ستم پر شده بود» (ابوداود، 1421: ج2، ص309)؛ و در آثار شيعيان نيز اين نكته به صورت متواتر آمده است؛ چنانكه شيخ صدوق در روايتي از عبد الله بن عباس از رسول خدا (ص) آورده است: جانشينان من و اوصياي من وحجتهاي خدا بر خلق، بعد از من دوازده نفرند، كه اول از ايشان برادرم وآخرين از ايشان فرزندم خواهد بود. سؤال شد يا رسول الله! برادرتان كيست؟حضرت فرمودند: «علي بن ابي طالب.» سؤال شد: فرزندتان كيست؟ حضرت فرمودند: «مهدي، همان كه زمين را از عدل وداد پر كند؛ چنانكه از ظلم و جور پر شده است ...» (صدوق، 1380: ج1، ص 524). علاوه بر پذيرش اصل مهدويت، در مسئله ولادت نيز اگر چه بيشتر اهل سنت نظر سلبي دارند؛ برخي دانشمندان اهل سنت ولادت حضرت را پذيرفتهاند، و بر آن تصريح دارند (عليزاده، 1384: ص146-171). در ضرورت و اهميت ولادت حضرت، همين بس كه در صورت عدم پذيرش ولادت اصل ضرورت وجود امام در ابهام باقي خواهد ماند. لذا شيعيان در بحث ولادت در طول تاريخ داراي باور و نظر واحدي هستند (كليني، 1407: ج1، ص 168 و صافي گلپايگاني، 1430: ج2 ص 369). پرداختن به ديدگاه اهل سنت در پذيرش بحث اصالت و ولادت امام زمان (عج) (فقيه ايماني، 1418: ص81)؛ به اين دليل است كه پيشاپيش همسان بودن اعتقاد شيخ عثمان با ديدگاه شيعه تبيين گشته و ديدگاه وي دور از اذهان به نظر نيايد. پيشينه در مورد ديدگاه هاي شيخ عثمان بن فودي، تنها در مقدمه كتاب «من مؤلفات الشيخ عثمان بن فودي» (نجف علي ميرزائي، 1998: ص 43)؛ بحثي در زمينه ولادت امام زمان (عج) انجام گرفته و همچنين نوشتهاي در شرح و نقد كتاب «الخبر الهادي شيخ عثمان بن فودي» وجود دارد كه در آن، به موضوع ولادت حضرت اشاره شده است (عبد الله بلو، 1391: ص53) كه هر دو، بحثي كوتاه و عمومي است. در خصوص پيشينه عام موضوع نيز مقالاتي در مورد ولادت حضرت از ديدگاه گروهي از دانشمندان اهل سنت، مقاله «علل و زمينههاي پذيرش ولادت امام مهدي (عج) از سوي عدهاي از دانشمندان اهل سنت»، از سيد علي حسني (حسني، 1397: ص207-228) و غير آن نوشته شده است؛ ولي آنچه مقاله پيشرو را متمايز ميكند، تصوير مهدويت در خصوص ولادت، طول عمر و نسب حضرت مهدي (عج) از منظر شيخ عثمان بن فودي است. 1. شخصيت شناسي بن فودي 1-1. زيست نامه شيخ عثمان بن فودي درسال 1168 هجري در كشور نيجر ودر شهر مرت[1] به دنيا آمد (وزيرجنيد، بيتا: ص16). نام پدر او «محمد» و لقب پدرش، «وفوديو» ميباشد كه به زبان فولاني است و معناي آن به فارسي «فقيه» است (غلادنثي، 1993: ص51) و مادر او به نام «حوا» در فراگيري معارف اوليه او نقش داشتند. او در بيست سالگي حركت اصلاحي خود را شروع كرد، و بعد از مدتي حركت او در سطح وسيعي گسترده شد (وزيرجنيد، بيتا: ص32). شيخ عثمان بن فودي، در سال 1232 از دنيا رفت (وزيرجنيد، بيتا: ص56). مرقد او در شهر صكتو[2] در كشور نيجريه قرار دارد و آن را روزانه هزاران نفر از ارادتمندان وي زيارت ميكنند. البته زيارت وي در ماههاي ربيع الاول، و رمضان و ذوالحجه از اهميت خاصي برخوردار است (بلا، مصاحبه در تاريخ 08/11/2023). 1-2. شخصيت علمي عثمان بن فودي شيخ در خانوادهاي اهل علم بزرگ شد. وي قرآن را در بيست سالگي حفظ كرد و كتابهاي فقه و معارف اسلامي موجود در سرزمين هوسا را در مدت كوتاهي فرا گرفت (ابن فودي، 2013: ج1، مقدمه). در آن سرزمين، برخلاف آنچه در بلاد آسيايي مرسوم است، براي پيشرفت علمي، مهاجرتي صورت نميگيرد و لذا شيخ عثمان بن فودي تمام مراحل و درجات علمي را در همان سرزمين نيجريه و نيجر در 230 سال قبل فرا گرفت. شيخ عثمان در سير مطالعات و تحصيل خود، به مرحله اجتهاد در مذهب مالكي رسيد. يكي از محققان راجع به اين قضيه ميگويد: «لقد كتب الشيخ عثمان بن فودي رسالة سماها «هداية الطلاب» أودع فيها آرائه في التقليد والإجتهاد ومع ذلك فهو مجتهد في المذهب المالكي؛ شيخ عثمان بن فودي رسالهاي به نام «هداية الطلاب» نوشته و در آن ديدگاه خود را در مورد تقليد واجتهاد آورده است. وي از مجتهدان مذهب مالكي است (الإلوري، 1435ق-2014م). تعداد صد و پنجاه و دو اثر داراي عنوان مشخص از شيخ عثمان فودي در مقالهاي به نام «مخطوطات الفوديين» احصا شده است (احمدسعيد و عبد القيوم، 1996: ص 389). موضوع مهدويت نزد عثمان فودي از اهميت قابل توجهي برخوردار بوده، شاهد بر اين كتابهاي جزوه مانند و شعري است كه در اين زمينه به زبان عربي و زبان محلي نوشته است: 1-2-1. «الخبر الهادي إلي أمور الإمام المهدي (عج)»: اين جزوه خطي است كه كپي از نسخه موجود در موزه شهر صكتو[3] (موزه وزير جنيد صكتو) به دست آمد. در اين كتاب، بحث ولادت حضرت مهدي در صفحه شش آمده است (موجود در كتابخانه مركز تخصصي مهدويت قم)؛ 1-2-2. «تحذير الإخون من ادعاء المهدية الموعودة في آخر الزمان»: نسخهاي است استفاده شده از مجموعه مختارات من مؤلفات الشيخ عثمان (ابن فودي، 2013: ج2، ص249)؛ 1-2-3. «تنبيه الأمة علي قرب هجوم أشراط الساعة»: نسخهاي مخطوط از آن در دسترس است (موجود در كتابخانه مركز تخصصي مهدويت قم)؛ 1-2-4. «نصيحة اهل الزمان» (ابن فودي، همان، ص37)؛ 1-2-5. «المحذورات من علامات المهدي آخر الزمان»: يك كپي از نسخه دستنويس موجود در موزه وزير جنيد صكتو در اختيار است (موجود در كتابخانه مركز تخصصي مهدويت قم)؛ 1-2-6. «بنغاري مهدي» (شان والاي مهدي): جزوهاي است مخطوط كه يك كپي از نسخه موجود در موزه وزير جنيد صكتو در اختيار است (همان)؛ 1-2-7. «تناسبوج»[4] (علاقات): جزوهاي است مخطوط كه يك كپي از نسخه موجود در موزه وزير جنيد صكتو در اختيار است (همان). بيشتر مسائل مهدوي مطرح از او در اين آثار آمدهاند، اگرچه در بعضي آثار به صورت اشاره مطالبي در اين زمينه ملاحظه ميشوند؛ مانند كتاب «وصية الشيخ» (جزوه خطي است). در ادامه، ديدگاههاي عثمان بن فودي را بر اساس اين آثار مورد بررسي قرار خواهيم داد. عثمانبن فودي، نزد شخصيتهاي علمي سرشناس آن روزگار در مصر و عربستان و غيره تلمذ نكرد و فقط از استادان وطني بهره برده كه بارزترين آنها شيخ جبريل بن عمر[5] بوده است و شيخ عثمان راجع به وي گفته است: ان قيل فيّ بحسن الظن ما قيل فموجة أنا من أمواج جبريل اگر آنچه درباره من گفته ميشود با حسن ظن گفته شود، پس من موجي از امواج جبريل هستم (محمد بلو، بيتا: ص55). وي شاگردان بسياري تربيت كرده كه يكي از بارزترين آنها برادر كوچك او شيخ عبدالله بن فودي است (غلادنثي، 1993: ص 73). ايشان بيش از دويست اثر علمي از خود به جاي گذاشته است. تفسير قرآن ادبي وي به نام «ضياء التأويل في معاني التنزيل والبحر المحيط» كه متشكل از چهار هزار بيت در علم نحو است، يكي از آثار فاخر او به شمار ميآيد (أغاك، 2005: ص56). اثر بعدي وي «الحصن الرصين في علم التصريف» است كه از كتابهاي درسي مصوب دانشگاه الازهر مصر بوده و محقق اين كتاب در اهميتش ميگويد: «اين كتاب از لامية الأفعال وألفيه ابن مالك كمتر نيست» (صالح حسين، 1404: ص13). 1-3. ابعاد شخصيتي سياسي- اجتماعي ابن فودي شيخ عثمان بن فودي در ميان مذاهب اربعه اهل سنت مالكي مذهب بود (ابن فودي، 2013: ج2، ص133)؛ و از لحاظ جغرافيايي، در غرب افريقا، دور از معارف شيعي ميزيست؛ با اين حال، بر عقايد مردم در افريقا، بهخصوص غرب افريقا شخصيت تأثيرگذاري، داشت. اگرچه وي در شمار عالمان برجسته اهل سنت در جهان اسلام قرار نگرفته است؛ بدون شك يكي از چهرههاي مشهور و شناخته شده سياسي _ اجتماعي در جهان اسلام است كه پس از فعاليتهاي سياسي- اجتماعي در ميان مردم كشورهاي نيجريه و نيجر وكامرون پس از ساليان طولاني مبارزاتي سرانجام در سال 1218هجري توانست خلافت اسلامي را برپا كند. اين اقدام منحصر به فرد، در اين سرزمين پهناور جغرافيايي كه در حدود 230 سال قبل، 20 الي 25 ميليون جمعيت را در خود جاي داده بود؛ و امروزه بيش از سه كشور را شامل ميگردد و بيش از 300 ميليون جمعيت دارد؛ در نوع خود اگر نگوييم بينظير، قطعا كم نظير است. شخصيت سياسي- اجتماعي عثمان بن فودي در نظر كشورهاي اسلامي اهل سنت آنچنان برجسته و براي چند صد ميليون آنچنان تأثيرگذار بوده است كه بعد از دو قرن از درگذشت وي، در سال 1995 ميلادي توسط جامعۀ افريقا[6] العالمية ومنظمۀ ايسيسكو[7]، بزرگداشت جهاني راجع به شيخ عثمان بن فودي در خرطوم سودان برگزار شد و مقالات متعددي در ابعاد مختلف شخصيت او ارائه شد. مجموعه اين مقالات در سال 1996 ميلادي به نام «بحوث الندوة العالمية» به چاپ رسيد.[8] 1-4. ارتباط نهضت شيخ زكزاكي با نهضت شيخ ابن فودي در امتداد حيات سياسي- اجتماعي شيخ عثمان بن فودي، همين بس كه بعد از دويست سال، شيخ ابراهيم زكزاكي كه نهضت خود را بر گرفته از نهضت انقلاب اسلامي ايران توسط امام خميني ميداند؛ براي پيشبرد بهتر حركت سياسي _ اسلامي خود و آمادگي قلوب مردم غرب افريقا از اول نهضت خود، شيخ عثمان بن فودي را الگو قرار داد. لذا در اعلان رسمي نهضت كه بعدا به «اعلان فنتوا» مشهور شد و پيام آن، اعلان بيزاري از نظام جاهليت مدرن و آماده شدن براي مبارزه با آن بود و اين نهضت در سال 1980 ميلادي اتفاق افتاده؛ آمده است: در زمان گذشته، نظام اسلامي را در اين سرزمين، گروهي از جهادگران با رهبري شيخ عثمان بن فودي برپا كردند؛ ولي در طول زمان بهسبب سستي و ضعف خلفاي حاكم بر آن نظام، استعمار آمد و نظام اسلامي را پايان داد و به جاي آن، نظام جاهليت بر پاكرد (زينت دين، 2022: ص26). شيخ زكزاكي، در سخنرانيها در دانشگاها واماكن عمومي و شهرهاي گوناگون مكرر نهضت خود را با نهضت شيخ عثمان بن فودي پيوند ميزند و آن را استمرار حركت شيخ عثمان شمرده است؛ حتي مدرسههايي را كه شيخ زكزاكي پايگذاري كرد بهنام «مدرسههاي فوديه» خواند تا يادآور آن حركت اسلامي باشد. اين مدارس كه تعداد آنها بيش از سيصد مدرسه در سراسر كشور نيجريه وكشورهاي همسايه بود، نقش مؤثري در نهضت اسلامي نيجريه داشتند. همچنين انجمن دانشجويان حركت اسلامي نيجريه، احياگر ياد بود شيخ عثمان بن فودي بود كه هر سال همايشي به نام «هفته عثمان بن فودي» بر قرار ميكند.[9] ارتباط نهضت شيخ زكزاكي با جنبش اسلامي شيخ عثمان فودي را در ساليان قبل بايد جست و جو كرد؛ چنانكه شيخ زكزاكي در اين زمينه در مصاحبه خود ميگويد: ترجع علاقة الشيخ إبراهيم الزكزكي بالفوديين إلي زمن قيام الشيخ بن فودي من أجل الإصلاح علي ممالك هوسا المتحالفة ضده بحيث شارك جده الحسين وابنه تاجالدين في عملية الإصلاح والذي بعد الإنتصار وإرسال الوُلات الجدد إلي إمارات الهوسا التابعة للثورة، إختار ابن فودي محمد تاج الدين وأرسله مع الشيخ موسي إلي إمارة زكزو(زاريا) بعنوان عالم دين و مستشار خاص له، رزق محمد تاج الدين بخمسة أبناء... وعلي، (الذي هو الجد المباشر لإبراهيم الزكزكي)كما رزق علي بأربعة أبناء...و يعقوب والد الشيخ زكزكي؛ رابطه شيخ ابراهيم زكزاكي با فوديها به زمان قيام شيخ بن فودي براي اصلاحات عليه پادشاهي هوسا كه عليه او متحد شده بودند، باز ميگردد؛ به طوري كه جدش(شيخ زكزاكي) حسين و پسرش، تاج الدين در جريان اصلاحات شركت كردند. پس از پيروزي و اعزام واليان جديد به اماراتهاي هوسا وابسته به انقلاب ابن فودي، محمد تاج الدين را برگزيد و با شيخ موسي فرستاد و او را با عنوان عالم ديني و مستشار ويژه به امارت زكزو(زاريا) فرستاد (أمين آدم، 1442: ص191، مصاحبه شبكه هنري، 1391). 2. محورهاي اتصال شيخ عثمان بن فودي با مهدويت 2-1. گرايش صوفيانه و مذهبي وي شيخ عثمان بن فودي، با توجه به گرايش صوفيانه خود، به آموزههاي مورد پذيرش آنان در مورد امام زمان (عج)، از جمله عصمت، انسان كامل و ضرورت وجود او و نيز به ولادت و نسب آن حضرت معتقد بود. وي از نظر مذهبي، هم شخصيتي باطنگرا داشت و هم صوفي بود (ابن فودي، 1997: ص360) و هم صاحب فيض و جذب كشف بود (محمدبلو، بيتا: ص57)؛ وهم اشعري بود (ابن فودي، 2013: ج2، ص133). 2-1-1. عصمت امام زمان (عج) منش صوفي گرايانه شيخ عثمان بن فودي، مهمترين حلقه اتصال وي با بحث مهدويت است؛ چرا كه با مطالعه منابع اهل سنت در بحث مهدويت، اين نكته انكار شدني نيست كه تشابه نظريات مهدوي شيعه و سني در بحث عصمت، ولادت، ضرورت وجود و نسب آن حضرت در ميان دانشمندان صوفي مسلك اهل سنت به چشم ميخورد و در بين اهل سنت عالماني كه منش صوفي گرايانه ندارند، به ندرت، در اين مباحث با شيعه همگام هستند. در بين صوفيها، عثمان بن فودي پيرو مكتب شيخ محيالدين بن عربي(م638ق) و شيخ عبدالوهاب الشعراني(م898ق) است كه حضرت مهدي را معصوم ميدانند (ابن عربي، 1418: ج3، ص335) و شيخ عثمان بن فودي به تبع استدلال ابن عربي بر عصمت حضرت مهدي (عج)، همان استدلال را معتبر دانسته و در تاييد آن چنين گفته است: يبطل في عصره التقيّد بالعمل بقول من قبله من المذاهب كما صرّح به أهل الكشف و يلهم الحكم بشريعة محمد (ص) بحكم المطابقة بحيث لو كان رسول الله (ص) موجودا لأقرّه على جميع أحكامه كما أشار في حديث ذكر المهدي «يقفو أثري ولا يخطأ؛ در عصر او [=امام زمان (عج)] عمل به آموزههاي مذاهب قبلي باطل ميشود؛ چنانكه اهل كشف به آن تصريح كردهاند و حكم به شريعت حضرت محمد (ص) را به عينه الهام ميبخشد؛ به طوري كه اگر شخص رسول الله (ص) حاضر شوند، بر تمام احكام او اقرار خواهند فرمود؛ همانطور كه در حديثي كه [رسولالله (ص)] حضرت مهدي (عج) را ياد كرده، فرموده است: «جاي پاي من ايستاده و اشتباه نميكند» (ابن فودي، بيتا: ص92). منظور او از اهل كشف همين صوفيه است. ابن فودي، حضرت مهدي (عج) را تبعيت كننده از پيامبر (ص) و مصون از اشتباه دانسته؛ اگر چه از بهكار بردن واژه معصوم در مورد آن حضرت اجتناب ورزيده است؛ چرا كه در تضاد با عقايد اشعري است؛ ولي در اينجا توضيحي آورده كه دال بر عصمت است و در موارد ديگري نيز از واژه «محفوظ» استفاده كرده است (ابن فودي، 2013: ص 256)، كه ظاهرا بار واژه معصوم را ندارد؛ ولي حقيقتا معناي معصوم را ميرساند؛ چون در بحث مفهوم شناسي واژه محفوظ چنين گفته شده است: «به كسي اطلاق ميشود كه در گفتار و كردار و اراده غير از رضاي خدا چيزي از او صادر نميشود» (عجم، 1999: ص 847). 2-1-2. خليفة اللهي امام زمان (عج) يكي از مسائلي كه عرفا به آن پرداختهاند، مسئله خاتم اولياست؛ مانند ابن عربي كه در برخي از آثار او مصداق آن را حضرت مهدي دانسته (ابن عربي، 1426: ص4) و شيخ عثمان بن فودي با تاثير گرفتن از ابن عربي به اين مسئله پرداخته و در شعري راجع به اولياي كامل الاهي چنين سروده است: حُسَامُ اُون كَم وَدُيَا خِتَامُ اَلوَلُئي تِمُّبِ دُو مَقَامُ يعني از شيخ عثمان پرسيدند: اين حسام الدين كه لقب خاتم اوليا به او داده شده، كيست؟ فرمود: امام مهدي منتظر است.[10] 2-1-3. ضرورت وجود امام يا قطب الاقطاب تعبير بعدي كه عرفا آن را بر امام مهدي (عج) تطبيق ميدهند «قطب الاقطاب» است. شيخ عثمان ابن فودي نيز قطب اقطاب را در لسان عرفا بر حضرت تطبيق داده است، و منظور او از اين لقب، بالاترين مرتبهاي است كه سالك ميتواند به آن برسد، و به عبارتي، قطب الاقطاب، همان انسان كاملي است كه زمين از وجود او نميتواند خالي باشد (ابن فودي، 2013: ج2، ص251). كلام ديگري كه اعتقاد ابن فودي را در ضرورت وجود امام زمان (عج) تقويت ميكند، اين مطلب است: «اين مرد عامي (خود عثمان بن فودي) به مقام سالك نرسيده تا چه برسد به مقام مريد و به مقام محقق و به مقام اقطاب، و مهدي قطب اقطاب زمانش است» (ابنفودي، 2013: ج2، ص251). اين كلام ابن فودي در برابر كسي است كه ادعا كرده ابن فودي مهدي است كه او در پاسخ ميگويد او كجا و مهدي كجا!؟ لذا لازمه اين منظومه فكري عرفاني ضرورت وجود امام، اين است كه بايد در عالم امكان، يك «انسان كامل»، «خليفةالله» يا «قطب الاقطابي» در اين زمان داشته باشد و نيز اين كه مصداق خليفةالله در اين زمان كيست و لذا از باب ضرورت وجوب وجود امام، اعتقاد شيخ عثمان بن فودي به ولادت حضرت مهدي نيز معنا پيدا ميكند.[11] وي همچنين ميگويد: «وصاحب الوقت في كل زمان و لا يخلو كل زمان عنه إلى النفخة الأولى؛ و صاحب زمان در هر زمان كه تا روز قيامت هيچ زماني از وجود او خالي نيست» (ابن مجيل، بيتا: ص275). 2-1-4. امام مهدي (عج) آخرين خليفه الاهي همچنين شيخ عثمان در يكي ديگر از نوشتههاي خود به خاتميت حضرت در خلفاي الاهي تصريح و از حضرت به عنوان آخرين فرد از خلفاي اثنا عشر ياد ميكند و پيروي از ايشان را واجب دانسته است: «في امور الإمام المهدي الذي هو آخر الخلفاء؛ در مورد امام مهدي (عج) كه آخرين فرد از خلفاي [اثنا عشر] است، ميگويد: «وهو ممن يجب اتباع سنته؛ لأنه من الخلفاء الراشدين المهديين وهو آخرهم؛ او از كساني است كه بايد به سنت او عمل كرد؛ زيرا او از خلفاي راشدين مهدي است وآخرين آنهاست» (ابن فودي، بيتا: ص36). اين ويژگيها كه شيخ عثمان براي حضرت مهدي (عج) ذكر ميكند از مباني عرفاني وي نشأت گرفته كه متأثر از عرفايي چون ابن عربي است (ابن فودي، بيتا: ص 92). 2-2. اعتقاد شيخ عثمان به فرقه قادريه ظاهرا شيخ عثمان عضو طريقه «قادريه» نيز بوده است. اين انتساب، بر تصريح وي در شعري مبتني است كه براي شيخ طريقه خود، عبد القادر گيلاني سروده است. البته وي شعر را به زبان محلي سروده و برادرش، شيخ عبدالله بن فودي به عربي ترجمه كرده است: يا ربّ عالم باطن كالظاهر أجب الذي يدعو بعبد القادر بركات أحمد في بلادالله قد عمّت وجمّت عند عبد القادر يا ربّ يا متفضلا لعباده صلني بفضلك عند عبد القادر إن المسيء لدى الأكابر يلتجي فلجأت عند الشيخ عبد القادر إن كنت لم أحسن فشيخي محسن إني لمنتسب لعبد القادر اي خدايي كه باطن را همچون ظاهر ميداني! اجابت كن كسي را كه عبد القادر را واسطه قرار داده است. نعمتهاي احمد در زمينهاي خدا با عبد القادر گسترده و فراوان شده است. اي خدا، اي دهنده فضل به بندگانش! مرا نيز مورد لطف خود به واسطه عبد القادر قرار بده! همانا گناهكار نزد بزرگان درخواست ميبرد؛ پس من به شيخ عبد القادر دست نياز بردم. اگرچه خوبي نكردهام؛ شيخ من نيكو است. همانا منتسب به عبد القادر هستم (ابن فودي، 1997: ص360) و گفته شده است: «جذبه الاهي شامل حال او شد، به بركت صلوات فرستادن به واسطه شيخ عبد القادر الجيلي» (محمد بلو، بيتا: ص58 و الإلوري، 2014: ص140). 2-2-1. اعتقاد قادريه به ولادت حضرت مهدي (عج) فرقه «قادريه»[12] اهل سنت هستند؛ ولي در پذيرش آموزههاي مهدوي، عقايد نزديكتري به شيعه دارند. پيروان اين فرقه، خلافت خلفاي سهگانه قبل از خلافت ظاهري امام علي (ع) را قبول دارند؛ ولي با پذيرش ولايت اهل البيت (ع) خلافت را به ظاهري و باطني تقسيم ميكنند. شيخ كونتي ميگويد: و بقيت الخلافة الباطنة التي هي عين ارث النبوة علي حالها عند أهلها، أهل بيت النبوة المطهرين الذين أذهب الله عنهم الرجس؛ خلافت باطن كه عين ميراث نبوت است، با اهلش كه پاكان اهل بيت نبوت كه خداوند نجاست را از آنها دور كرده بود، ماند (الكونتي، 2002: ص 533 و شاهدي، 1397: ص270). بر اين اساس، فرقه مذكور ولادت حضرت مهدي (عج) را پذيرفتند؛ چون زمين هيچ زماني از ولي خالي نيست. شيخ كونتي راجع به ابو محمد الحسن الخالص(العسكري) و پسر او {امام مهدي (عج)} ميگويد: ... إلي أن مات بسر من رأي، و عمره ثمانية و عشرون سنة، و لم يخلف غير ابنه: محمد الحجة، و عمره عند وفاة أبيه خمس سنين، وأتاه الله فيها الحكمة، و يسمي القائم المنتظر؛ تا اين كه در بيست وهشت سالگي در سامرا وفات كرد و جز پسرش، محمد حجت بر جا نگذاشت و عمر او هنگام وفات پدر، پنج سال بود و خداوند حكمت را در آن سن كودكي به او عطا كرد، و قائم و منتظر ناميده ميشود (همان، ص273). بنابراين، شيخ عثمان بن فودي از اين طريق نيز به ولادت امام زمان (عج) معتقد است و اين اعتقاد ناشي از گرويدن وي به اين فرقه است. البته كه او در فقه و احكام تابع مذهب مالكي است؛ ولي غرض ما مؤلفههايي است در مورد ابن فودي كه بر سلوك او به سمت مهدويت تاثيرگذار بوده است. 3. عمر طولاني حضرت مهدي (عج) در مورد قضيه طول عمر حضرت مهدي (عج)، نكات شيخ عثمان بن فودي قابل تامل است و اعتقاد وي را به وجود امام زمان (عج) تقويت ميكند. وي سخني را نقل كرده كه عدم نفي آن دال بر پذيرش طول عمر است: وكلام الحسن العراقي هذا يوذن أن المهدي معمّر؛ لأنه سأله عن عمره فقال له ست مائة وشيء ولم أقف على كونه معمّرا في الأحاديث النبوية، وكل من وقف على ذلك فاليلحقه بهذا المحل، ولم اورد كلام الحسن العراقي هذا للإعتماد عليه؛ لأنا لا نعتمد إلا على ما جاءنا من أدلة الشريعة؛ و اين كلام حسن عراقي اشاره دارد كه حضرت مهدي (عج) داراي عمري طولاني است؛ چون از حضرت سوال كردند كه چند سال داريد؟ حضرت فرمود: «ششصد و اندي.» البته در احاديث نبوي مطلبي دال بر طول عمر نيافتم و هر كس چنين مطلبي از پيامبر دال بر طول عمر يافت، به اينجا اضافه كند. كلام حسن عراقي را به عنوان دليلي كه به آن اعتماد كنم، نياوردم؛ چرا كه ما فقط به قولي كه از دلايل شرعي صادر شود، اعتماد داريم (ابن فودي، بيتا: ص 39). البته خودش گفته است: عدم اعتماد به كلام حسن عراقي، به معناي انكار آن نيست؛ چون وقوف نكردم بر دليلي از دلايل شرعي بر عدم امكان زنده ماندن حضرت و دليل ديگري بر عدم انكار، قول حسن عراقي است كه قول وي، قول ولي است و اقوال اولياي خدا داراي اسرار محفوظي است و كسي غيراز آنها آن را كشف نميكنند (همان، ص40).[13] در اينجا فهميده ميشود كه در بُعد عرفاني، او از عرفا متأثر شده است و مسائلي را ياد ميكند؛ حتي اگر به دلايل آن دست پيدا نكرده باشد؛ چون احتمال وجودش هست؛ لذا نه انكار ميكند ونه اعتراض، وتوصيه ميكند به هر كس به دلايل آن، دسترسي پيدا كرد، براي تاييد اين مطلب بياورد. در جاي ديگر، شيخ عثمان، در مورد عمر حضرت مهدي تا زمان خود گفته است: قد تقدم أن مولده رضي الله عنه سنة خمس وخمسين ومئتين، وعمره الآن علي هذا تسع مئة سنة وإحدي وسبعون؛ گذشت كه ولادت آن حضرت؟رض؟ در سال 255 هجري بوده و سنش اكنون 971 سال است (ابن فودي، بيتا: ص 39). حساب كردن عمر حضرت مهدي از تاريخ ولادت تا زمان نوشتن اين كتاب (كه شيخ عثمان در آخر آن، سال 1226 ياد كرده است) گوياي اطمينان شيخ به ولادت وطول عمر حضرت ميباشد. يكي از محققان در اين باره ميگويد: يتضح من خلال هذه النصوص أن الشيخ أثبت طول عمر الإمام المهدي عبر سلسلة شيوخه المتصوفة لما عندهم من المنزلة والإعتبار لدي القوم كي يتفادي إنتقاص المطالبين بأدلة من كتب أهل السنة علي طول عمره، إلا أنه آسكتهم منطقيا بقوله: «لأني لم أقف علي دليل من أدلة الشريعة يمنع كونه معمرا» فعدم وجود دليل مانع لذلك يعني أنه ممكن، والشيء الممكن ليس بمحال عقلا، فلازمه أن طول عمر الإمام ليس بمحال نصا وعقلا؛ از اين متون مشخص ميشود كه شيخ، از طريق شيوخ صوفي خود _ به دليل جايگاه واحترامي كه در ميان مردم دارند _ عمر طولاني امام مهدي را ثابت كرده است تا از اين طريق، نقص كتابهاي اهل سنت را در مورد عمر طولاني، براي افرادي كه از او دليل ميخواهند، جبران كند؛ اگر چه بهصورت منطقي آنها را ساكت كرد وگفت: چون از زمره دلايل شرعي، هيچ دليلي نيافتم كه مانع معمّر بودن او [=امام] باشد؛ پس فقدان دليل براي جلوگيري از اين امر [=طول عمر] به معناي امكان آن است، و هرچيز ممكن از نظر عقل محال نيست؛ در نتيجه طول عمر امام از نظر نص و عقل محال نميباشد (أمين آدم، 1442: ص 176). 4. ديدگاه ابن فودي در باب ولادت امام مهدي مطالعه در آثار شيخ عثمانبن فودي در باب مهدويت، گوياي اين حقيقت است كه شيخ عثمان با اين كه سني بوده و در غرب افريقا و به دور از مناطق شيعه نشين زندگي ميكرد؛ در خصوص ولادت حضرت مهدي (عج) با ديدگاه شيعه موافق بوده است، مبني بر اين كه حضرت مهدي در نيمه شعبان سال 255 هجري متولد شده و پدر ايشان، امام حسن عسكري (ع) بوده و امام مهدي تا كنون زنده است و تا روز موعود، حيات ايشان امتداد خواهد يافت (ابن فودي، بيتا: ص 6 و نصيحة أهل الزمان، ص37). آنچه گفته شد، اعتقاد كل اماميه و عدهاي از علماي اهل سنت است (فقيه ايماني، 1420: ص81). شيخ عثمان بن فودي در نوشتههاي خود ميگويد: «وي [=امام مهدي] از عترت رسول خدا است؛ از فرزندان فاطمه است؛ جدش حسين بن علي بن أبي طالب، و پدرش حسن عسكري است، پسر علي نقي با حرف نون، پسر محمد تقي با حرف تا، پسر امام علي رضا، پسر امام موسي كاظم، پسر امام جعفر صادق، پسر امام محمد باقر، پسر امام زين العابدين علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب» (ابن فودي، بيتا: ص38؛ شعراني، 1418: ص 562 و ابن عربي، 1418: ص ج6 ص51). وي سپس براي توفيق ديدار امام زمان (عج) در زمان ظهور حضرت اينگونه دعا كرده است: «اللّهم قدر لنا لقاءه والإجتماع به الإجتماع الحسي الذي يحصل بالأبدان، كما قدرت لنا الإجتماع به الإجتماع المعنوي، الذي يحصل بسلاسل الأسانيد بجاه جده عليه الصلاة والسلام؛ خدايا! ديدار ايشان و بودن در كنارش [در زمان ظهور] را براي ما با همين بدنها مقدر بفرما! همانطور كه اجتماع معنوي با ايشان را براي ما مقدر كردي؛ ظهوري كه به سندهاي متعدد ثابت شده است، به مقام جد بزگوارش عليه الصلاةوالسلام» (ابن فودي، همان، ص 22). 5. بررسي و تحليل شبهه انكار تولد امام مهدي از جانب ابن فودي 5-1. رجوع شيخ عثمان از اعتقاد به ولادت ذكر اين نكته لازم است كه باتوجه به شخصيت شناخته شده سياسي- اجتماعي شيخ عثمان بن فودي، و جايگاه وي در بين بزرگان اهل سنت افريقا، بديهي است كه وقتي او مسائلي همچون ولادت و طول عمر حضرت مهدي (عج) را در آن محيط بيان كند، افرادي در صدد به انحراف كشيدن اين عقايد برآمده و به هر طريقي به دنبال حذف اين مطالب باشند؛ چون اعتقاد جمهور غير از اماميه مهدي غير از محمد بن حسن عسكري، و او در آخر زمان ميباشد (السمهودي، 1415: ص313). در مورد شبهه عدول وي از ولادت برخي گفتهاند، شيخ عثمان از باور تولد حضرت مهدي (عج) و طول عمر ايشان عدول كرده و تغيير عقيده داده است. در ادامه، به بررسي دلايل شبهه كنندگان و پاسخ آنان پرداخته خواهد شد: 1-5-1. گفتهاند شيخ عثمان در نوشتههاي بعدي خود، از اعتقاد به ولادت حضرت مهدي عدول كرده است، نظير عبارت كتاب تحذير الإخوان: آنچه در كتاب «الخبر الهادي» راجع به محمد بن الحسن ذكر كردم، نه براي اعتماد، بلكه براي توضيح ديدگاه شيخ عبد الوهاب شعراني بوده است؛ زيرا ما اعتماد نميكنيم مگر چيزي را كه بر اساس دلايل شرعي ثابت شده باشد (ابن فودي، 2013: ص252). در پاسخ گفته ميشود كه اگرچه كتاب «تنبيه الأمة» بعد از دو كتاب «الخبر الهادي» و كتاب «نصيحة أهل الزمان» نوشته شده است؛ به اعتبار تصريح در متن كتاب تنبيه الأمة كه در آن آمده است: «آنچه ياد كردم در كتاب الخبر الهادي»، يعني در اين كتاب كه قبلا نوشتهام (همان)؛ و اين را قرينهاي بر عدول عنوان كردهاند؛ اما آيا اين عبارت شيخ عثمان ثابت ميكند كه وي از اعتقاد اولش صرف نظر كرده است؟ اگر از شيخ عثمان در مورد ولادت و بقاي حيات حضرت مهدي (عج) فقط همين كلام وجود داشت، اشكال وارد بود؛ ولي در آثار مختلف شيخ عثمان مطالب گونا گوني دال بر اعتقاد به ولادت حضرت مهدي (عج) وجود دارد، تاجايي كه برخي از پژوهشگران درباره حرف شيخ عثمان راجع به اين كه مهدي موعود، همين پسر امام حسن عسكري (ع) است، گفتهاند: «لا شك أن اعتقاد الشيخ عثمان هذا يدخل في إطار معتقد الشيعة الإمامية؛ شكي نيست كه اين اعتقاد شيخ عثمان در عِداد اعتقادات شيعه اماميه است» (احمدسعيد و عبد القيوم، 1996: ص254). درست است كه شيخ عثمان اين اعتقاد را به عبد الوهاب شعراني و ابن عربي نسبت داده است؛ كسي كه در صدد تأليف است و قصد دارد به مردم مسائل علمي را بياموزد، قولي را مطرح ميكند؛ اما اگر به آن باور نداشته باشد، عكس العملي بايد ديده شود و دلايل نقض يا رد آن را بايد بياورد، و يا حداقل قول ديگري در مقابل آن مطرح كند، و حال آن كه نهتنها شيخ عثمان اين كار را نكرده است، بلكه در جاهاي ديگري اين مطلب را قبول و تاييد ميكند. والّا بايد مانند برخورد صريح خود در مسئله توقيت ظهور كه در ابتدا به احتمالات توقيت ظهور تمايل داشت؛ ولي هنگامي كه به بطلان آن رسيد، صريحا گفت: «حكمتُ ببطلانه؛ به طور قطع توقيت را باطل ميدانم» (ابن فودي، بيتا: ص13). در بحث ولادت نيز عدول خود را صريح ميگفت. دو. به سرودههايي از شيخ عثمان استناد شده است كه در آنها عدول وي از باورهاي مهدوي وي ثابت شده است. اين ابيات بر دو مطلب اشاره ميكنند: مطلب اول: دور كردن مهدويت از خود با بيان صفات حضرت مهدي (عج): من يدعي أنني المهدي سيظهركذبه عندما اوضح صفات المهدي أحذركم واستحلفكم بالله العظيم أن تكفوا عن القول بأنني المهدي هر كس ادعا كند كه من مهدي هستم، بهزودي دروغ او آشكار ميشود. من شما را برحذر ميدارم و به خداي بزرگ سوگندتان ميدهم، همانا از گفتن اين كه من مهدي هستم، دست برداريد (أبو منقا، 1995: ص257). مطلب دوم: رسوا كردن وقتگذاري براي ظهور: إن أمور الساعة لا يعلمها إلا الله كفوا عن القول بأن هذا هو عام المهدي كفوا عن تعيين مالم يعينه النبي فقط عليكم بالتصديق بحقيقة مجيء المهدي امور قيامت را فقط خدا ميداند. ديگر نگوييد امسال سال مهدي است؛ ديگر مشخص نكنيد چيزي را كه پيامبر تعيين نكرده است؛ فقط واقعيت تحقق ظهور مهدي را تصديق كنيد (أبو منقا، 1995: ص257). در پاسخ گفته ميشود، اولا، خود مستشكل در بيان نتيجه اين قصيده شيخ عثمان ميگويد: شيخ عثمان دو چيز را بيان كرد: اول. توصيف دقيق شخص مهدي (عج)، تا مردم را متقاعد كند كه اين خصوصيات در مورد او(شيخ عثمان) صادق نيست؛ دوم. تعيين وقت براي ظهور مهدي باطل است (همان، ص255).[14] پس اين نكته دليل بر عدول شيخ عثمان از عقايد مهدويت (كه با شيعه هم نظر است) نيست؛ چون خود مستشكل اعتراف كرده كه اين قصيده، گوياي دو مطلب است كه از هيچكدام عدول وي برداشت نميشود. علاوه بر آن، خود ابن فودي احتمال ظهور امام مهدي (عج) را كه، نعيم بن حماد و سيوطي عنوان كرده بودند: «يقوم المهدي في سنة مائتين بعد ألف من الهجرة النبوية؛ در سال 1200 هجري ظهور مهدي اتفاق خواهد افتاد» (ابن حماد، 1423: ص465) و سيوطي گفته است: «وهذه الآثار تشعر بتأخره إلي بعد الألف بمائتين؛ اين نشانهها اشاره دارند به تاخير ظهورش به بعد از 1200 هجري» (سيوطي، 1407: ص47)؛ شامل بدا و باطل دانسته، و اين كلام سيوطي را تشويق مردم براي امر ظهور حضرت عنوان كرده است (ابن فودي، عثمان، بيتا: ص10)، و در جاي ديگر صراحتا همين مطلب سيوطي را دليل بر بطلان تعيين وقت ظهور دانسته است: «آنچه از سالهاي ظهور ياد كردند، گذشت، و حضرت مهدي (عج) ظهور نكرد. پس ظاهر شد كه اين تشخيص وقت ظهور باطل است» (ابن فودي، بيتا: ص13). دليل بالاتر بر تطبيق اعتقاد ابن فودي در مورد امام مهدي (عج) با ديدگاه شيعه اماميه؛ اين است كه در هر دو مسئله نهي از مهدي بودن و نهي از تعيين وقت هم عقيدگي ملاحظه ميشود؛ زيرا در آموزههاي شيعه شديدا از ادعاي مهدويت و تعيين وقت ظهور نهي شده است (كليني، 1407: ج1، ص368 و 372). 6. ادعاي مهدويت درباره وي كساني كه ادعاي مهدويت شيخ عثمان بن فودي را مطرح كردهاند، به چند مطلب اشاره ميكنند: يك. هم زماني حيات وي با برخي احاديث توقيت ظهور صادره از ابن حماد (ابن حماد، نعيم، 1423، ص465)؛ باعث طرح ادعاي مهدويت او توسط خودش از سوي برخي افراد شده است (احمدسعيد وعبد القيوم، 1996: ص255 و ابن فودي، بيتا: الخبر 12). دو. حاكميت شيخ عثمان ابن فودي (پس از موفقيت او در نهضت اسلامياش) كه به برپايي حكومت منجر شد. ولي شيخ با قاطعيت اين گمانها را رد كرد و گفت: إنني لست بالإمام المهدي، ولا ادعيت المهدوية قط ...؛ من امام مهدي نيستم و هرگز چنين ادعاي نكردم... و اين گمان نادانان به احاديث پيامبر است (ابن فودي، 2013: ج2، ص248). سه. برداشت از اين سروده شيخ عثمان: يعرف المهدي بالرايات الطويلة أحمد الله بأن هذا شأن رايتي لقد كتب عليها «أن البيعة لله» أحمد الله هكذا كتب في رايتي حضرت مهدي (عج) با پرجم هاي بلند شناخته ميشود. سپاس خدا را كه پرچم من اين جوري است. در پرچم آن حضرت نوشته شده كه بيعت از آن خدا است. خدا را شكر در پرچم من اينطور نوشته شده است (أبو منقا، 1995: ص 255). در پاسخ گفته ميشود كه در نقد باورهاي اعتقادي شخصيتهاي بزرگ نبايد به يك مطلب بسنده شود، بلكه بايد از ابعاد گوناگون و با اطلاع و احاطه از تمام باورهاي اعتقادي وي، عقيدهاش را تاييد يا رد كرد؛ والّا قضاوت درست نيست. وقتي با اين رويكرد نوشتههاي شيخ عثمان بن فودي مطالعه شود، ملاحظه ميشود كه وي صراحتا بيان كرده حضرت مهدي (عج) كجا وما كجا؟ وللإمام المهدي أوصاف وأسرار لا يتصف بها غيره، وأين دوي الزنبور من نغمة الزبور؛ امام مهدي (عج) ويژگيها و اسراري دارد كه كسي ديگري به آن متصف نيست، و صداي زنبور كجا و صداي مزامير كجا (ابن فودي، 2013: ج2، ص248). لذا خود را از چنين ادعاهايي مبرّا دانسته است. نتيجه گيري در آثار شيخ عثمان بن فودي درباره ولادت حضرت مهدي (عج) در نيمه شعبان 255هجري و طولاني بودن عمر حضرت مطالبي دال بر اشتراك اعتقاد وي با شيعه وجود دارد. البته به نظر ميرسد اين اعتقاد بر اساس رويكرد عرفاني وي به ضرورت وجود انسان كامل وخليفةالله است. نظر ايشان ظاهرا از شخصيتهايي مانند شيخ ابن عربي، وشيخ عبد الوهاب شعراني متأثر است. برخي به عدول شيخ عثمان از اين اعتقاد معتقد بودند، به استناد كلام وي كه گفته است: «لأنا لا نعتمد إلا على ما جاءنا من أدلة الشريعة؛ قول به عدم اعتماد، مگر اين كه دلايل شرعي وجود داشته باشد.» در پاسخ گفته شد اين، نميتوان عدول را ثابت كند؛ چون عدم اعتماد، نه انكار است ونه اعتراض، بلكه به معناي عدم دسترسي به احاديث طول عمر حضرت است. لذا توصيه كرده است هر كسي به آن احاديث دسترسي يابد، به درستي اين مطلب اعتراف كند. اين پاسخ در مورد شبهه اشتراك او در صفات حضرت مهدي (عج) و بطلان تعيين زمان ظهور نيز جاري است؛ چرا كه وقتي شيخ عثمان به بطلان احتمالات توقيت ظهور رسيد، قاطعانه آن را باطل دانست. گروهي نيز ادعاي مهدويت را به شيخ عثمان نسبت دادند كه پاسخ داده شد كه اولاً، اين ادعا با بيانات ديگر او در مورد عظمت حضرت مهدي (عج) در تناقض است و ثانياً، با يك يا دو بيت شعر نميتوان اعتقادي را به كسي نسبت داد يا از او سلب كرد. منابع 1. ابن حماد، نعيم (1423ق). كتاب الفتن، بيروت (لبنان)، دار الكتب العلمية. 2. ابن فودي، عبد الله بن محمد (1418ق). تزيين الورقات، ملحق بكتاب «من مؤلفات الشيخ عثمان بن فودي» تدوين: نجف علي ميرزائي، كانو – نيجيريا، مؤسسة الدار الثقلين الثقافية. 3. ___________________________ (1404ق-1984م). الحصن الرصين في علم التصريف، محقق: محمد الصالح حسين، بيروت، ناشر دار الفكر. 4. ابن فودي، عثمان (بيتا). نصيحة أهل الزمان للشيخ عثمان بن فودي قائد النهضة الإسلامية الكبرى في القارة الإفريقية، طبع على نفقة الحاج محمد طن إغي ظامير يرو صكتو- نيجيريا. 5. __________________ (بيتا). الخبر الهادي إلى أمور الإمام االمهدي، نسخة المتحف التاريخي الوزير جنيد صكتو(موجود در كتابخانه مركز تخصصي مهدويت قم). 6. __________________ (بيتا). تنبيه الأمة على قرب هجوم أشراط الساعة، طبع على نفقة الحاج محمد مرتضى ابن معلم المصطفى قوفر مركي صكتو(موجود در كتابخانه مركز تخصصي مهدويت قم). 7. __________________ (2013م). مختارات من مؤلفات الشيخ عثمان بن فودي، محقق: مركز الدراسات الإسلامية جامعة عثمان ابن فودي، غسو نيجيريا، طبعة دار إقرأ للطباعة والنشر. 8. __________________ (بيتا). وصية الشيخ عثمان ابن فودي، الناشر منجو مصطفى جوكولو ابن أمير غواند الحاج هارون الرشيد، زاريا- نيجيريا، مطبعة غسكيا كوفريشن ليميتد. 9. __________________ (بيتا). المحذورات من علامات المهدي آخر الزمان، نسخة المتحف التاريخي الوزير جنيد صكتو(موجود در كتابخانه مركز تخصصي مهدويت قم). 10. ابن عربي، محيي الدين (1418ق-1998م). الفتوحات المكية، محقق: دار إحياء التراث الإسلامي، بيروت لبنان، الناشر دار إحياء التراث العربي. 11. _______________________ (1426ق-2005م). عنقاء مغرب في ختم الألياء وشمس المغرب، مصحح: الشيخ الدكتور عاصم إبراهيم الكيالي، بيروت لبنان، دار لاالكتب العلمية. 12. آدم، محمد أمين (1442ق-2021م). دور العقل في انتصار الثورة الإصلاحية للشيخ عثمان بن فودي في بلاد هوسا، نيجريا ونيجر، بينا. 13. أغاك، عبد الباقي شعيب (1426ق-2005م). أساليب بلاغية في ديوان الآستاذ عبد الله بن فودي، صكتو – نيجيريا، بينا. 14. الإلوري، آدم (1435ق-2014م). الإسلام في نيجيريا والشيخ عثمان بن فودي الفولاني، مصر-لبنان، الناشرون دار الكتاب المصري، دار الكتاب اللبناني. 15. بلو، محمد بن عثمان بن فودي (بيتا). الإنفاق الميسور في تاريخ بلاد التكرور، طبع غلي نفقة الحاج محمد طن إغي ظامير يرو صكتو- نيجيريا. 16. ثنب، ابن مجيل (بيتا). كنز الأولاد والذراري في تاريخ الأجداد والديار من قبائل الفلان، نسخة مكتبة الشيخ بشير براء صكتو- نيجيريا. 17. حسني، سيدعلي (بهار1397). «علل و زمينههاي پذيرش ولادت امام مهدي (عج) از سوي عدهاي از دانشمندان اهل سنت»، فصل نامه مشرق موعود، شماره 1/45. 18. الزركلي، خير الدين (1407ق-1987م). الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين، بيروت لبنان، دار العلم للملايين. 19. زينة الدين، إبراهيم (2022م). خلاصه تاريخ نهضت اسلامي نيجريه، مترجم: فاطمه جي يوسف، بيجا، بينا. 20. السمهودي، علي بن عبدالله،(1415ق-1995) جواهر العقدين في فضل الشريفين، محقق: مصطفي عبدالقادر عطا، بيروت، دار الكتب العلمية. 21. السيوطي، جلال الدين (2006م). العرف الوردي في أخبار المهدي، محقق: أبي يعلى البيضاوي، بيروت، دار الكتب العلمية. 22. ___________________ (1407ق-1987م). الكشف عن مجاوزة الأمة الألف، محقق: جاسم بن محمد بن مهلهل الياسين، الكويت، دار الدعوة. 23. شاهدي، سيد محمد (1397). تصوف در غرب افريقا وتآثير پذيري از مكتب اهل البيت، قم، ناشر ذوي القربي. 24. الشعراني، عبد الوهاب (1418ق-1997م). اليواقيت والجواهر فيى بيان عقائد الأكابر، بيروت لبنان، دار إحياء التراث العربي. 25. صافي الگلپايگاني، لطف الله (1430ق). منتخب الأثر في الإمام الثاني عشر، قم، مركز نشر وتوزيع الاثار العلمية سماحة آية الله الصافي الگلپايگاني. 26. عجم، رفيق (1999م). موسوعة مصطلحات التصوف الإسلامي، لبنان- بيروت، مكتبة لبنان ناشرون . 27. عمر أحمدسعيد و عبدالقيوم عبدالحليم (1417ق-1996م).الشيخ عثمان بن فودي بحوث الندة العالمية التي عقدتها جامعة إفريقيا العالمية، خرطوم، إصدار جامعة إفريقيا العالمية ومنظمة الإيسيسكو. 28. غلادنثي، شيخو أحمد سعيد (1414ق-1993م). حركة اللغة العربية و آدابها في نيجيريا، بيجا، بينا. 29. فقيه إيماني، مهدي (1420ق). أصالة المهدوية في الإسلام، قم، الناشر مؤسسة معارف الإسلامي. 30.الوزير، جنيد (بيتا). ضبط الملتقطات، نيجريه، نسخة المتحف التاريخي الوزيرجنيد صكتو. 31. هسكت، مروين (1369). گسترش اسلام در غرب افريقا، مترجم: احمد نمايي ومحمد تقي اكبري، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي. 32. بلا، شيخ ابراهيم، توليت مرقد شيخ عثمان، مصاحبه در تاريخ 08/11/2023 ميلادي. [1]. Meretta [2] . Sokoto [3] . (WAZIRI JUNAIDU HISTORY BUREAU SOKOTO STATE). [4]. شعري است درباره صفات امام مهدي (عج) به نام Tanasabooj. [5]. محمد بلو در شرح حال اين شيخ ميگويد: «ومنهم الأستاذ جبريل بن عمر، شيخ الإسلام، العلامة المحقق، القدوة النظار الصالح البركة... أنه كان ممن حمل لواء العلم في زمانه؛ از جمله استاد جبريل بن عمر، شيخ اسلام، عالم برجسته، الگو ناظر صالح بركت است... و او از كساني بود كه پرچم علم را به دوش كشيده است» (محمد بلو، بيتا: ص54). و شيخ جبريل از شاگردان محمد بن سالم بن أحمد الحفناوي (ابن فودي، بيتا: ص21)؛ كه در الازهر تحصيل وتدريس داشت، صاحب الثمرة البهية في أسماء الصحابة البدرية - خ) و (حاشية علي شرح الأشموني) (الزركلي، 1407-1986: ج2، ص135). [6]. مجموعهاي شبيه جامعة المصطفي العالميه است كه زير نظر كشورهاي اسلامي اداره ميشود و علاوه بر علوم اسلامي در آن علم طب و علوم طبيعي تدرسي ميشود (اتحاد جامعات العالم الإسلامي ( https://www.fumi-fuiw.org › member. [7]. سازمان جهاني اسلامي براي آموزش و پرورش، علوم و فرهنگ (آيسيسكو)تحت حمايت سازمان همكاري اسلامي(OIC) فعاليت ميكند WWW.ISESCO.ORG. [8]. الشيخ عثمان بن فودى (دان فوديو): بحوث الندوة العالمية التى عقدتها الجامعة بالتعاون مع المنظمة احتفاء بذكراه : الخرطوم، ٢٦-٢٨ جمادى الآخرة ١٤١٦ ه/١٩-٢١ نومبر ١٩٩٥م. [9]. يكي از نويسندگان در مورد تأثيرپذيري نهضت اسلامي نيجريه از جنبش اصلاحي شيخ عثمان ابن فودي چنين مينويسد: «فإن الحركة الإسلامية تحت قيادة الشيخ إبراهيم يعقوب الزكزكي قد اقتبست نورها الأولي من تلك الحركة الإصلاحية الفودية التي أقامت حكومة إسلامية وأصلحت حياة شعب المنطقة إجتماعيا وسياسيا وإقتصاديا وفق نهج تعاليم الإسلامية؛ نهضت اسلامي به رهبري شيخ ابراهيم زكزاكي نور اوليه خود را از آن جنبش اصلاحي گرفت كه حكومت اسلامي تأسيس و زندگي مردم منطقه را از نظر اجتماعي، سياسي و اقتصادي با رويكرد تعاليم اسلامي اصلاح كرد» (أمين آدم، 1442: ص190). البته به گفته خود شيخ زكزاكي به فعليت رسيدن اين انگيزه ابتدايي توسط انقلاب اسلامي ايران و ديدار وي با امام خميني و آمدنش به حوزه علميه قم صورت گرفته است. [10]. «وأما حسام المذكور هو الذي أُعطي ختام الأولياء الكاملين على مقامات الدين فقد سئل الشيخ عثمان عن حسام هذا فقال هو الإمام المهدي المنتظر» (ابن مجيل، ثنب، كنز الأولاد، ص 276)؛ نسخه خطي است كه نگارنده از شيخ بشير براء يك كپي گرفته است. [11]. اين بيت از سرودههاي شيخ عثمان بن فودي بر اين اعتقاد ناظر است: «أن من هؤلاء الأولياء من يبلغ مقام قطب الأقطاب الذي هو الغوث صاحب الوقت في كل زمان، ولا يخلو كل زمان منه إلى النفخة الأولى؛ از جمله اين اوليا كسي است كه به مقام قطب الاقطاب ميرسد كه در هر عصري امدادگر و صاحب وقت است و هيچ زماني نفخه اوليه بدون او نيست» (ابن مجيل، بيتا: ثنب، كنز الأولاد، ص277). [12]. طريقه صوفيان قادريه را شيخ عبد القادر جَيلاني(جيلاني؛ گاه گيلاني) در قرن 6 هجري (12 ميلادي) در بغداد پايه گذاري كرد. اين طريقه تا شمال افريقا گسترش يافت، و در سال 853 هجري (1450 ميلادي) در مراكش كاملا جايگير شد (هسكت، 1369: ص353)؛ و اين طريقه در غرب افريقا توسط علمايي همانند شيخ عبدالكريم مغيلي و شيخ مختار الكونتي نشر يافت (الإلوري، 2014: ص 63). [13]. «و لم أورده أيضا للإنكار عليه و الإعتراض، لأني لم أقف علي دليل من أدلة الشريعة يمنع كونه معمرا، و لأنه أيضا كلام ولي من أولياء الله و كلامهم علي أسرار مصونة لا يكشفها غيرهم و الله أعلم بحقيقة ذلك». [14]. «وقد ركز الشيخ عثمان في هذه القصائد علي أمرين: الاول. الوصف الدقيق لشخص المهدي (عج) لإقناع الناس بأن هذه الصفات لا تنطبق عليه و الثاني. بطلان تحديد وقت لخروج المهدي (عج)». |
||
![]() |
||


