logo ارائه مقالات و محتوای مهدوی
ازشناسي عوامل زمينه‌ساز پيدايي وگرايش به جريان مدعي يماني در كشور عراق با نگاهي به فقه نظام
ازشناسي عوامل زمينه‌ساز پيدايي وگرايش به جريان مدعي يماني در كشور عراق با نگاهي به فقه نظام   
علي كارشناس 
چكيده

در بررسي جريان‌هاي انحرافي، اولاً، پيدايي جريان‌ها و ثانياً، گرايش مردم به آن‌ها، از اهميت بسزايي برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، تبيين عوامل زمينه‌ساز پيدايي و گرايش به جريان مدعي يماني در كشور عراق با نگاهي به فقه نظام است. روش پژوهش «توصيفي- تحليلي» با استفاده از منابع كتابخانه‌اي و فضاي مجازي است. يافته پژوهش آن است كه راهكار مقابله با جريان مدعي يماني، توجه به فقه نظام سياسي، فقه نظام اقتصادي، فقه نظام فرهنگ در حوزه علميه نجف اشرف و گذار از انديشه فقه فردي به سوي فقه نظام اجتماعي با همه گرايش‌هاي آن است. همچنين توجه به اين نكته ضروري است كه ايجاد تشكيلات موازي توسط جريان احمداسماعيل، با نظريه فقه نظام مغايراست. از سوي ديگر، مرز ميان تفكر سكولار و فقه نظام، همانا قابليت جمع ميان فقه فردي و تفكر سكولار است؛ چرا كه وجه اشتراك اين دو، جدايي دين از سياست است؛ در حالي كه در فقه نظام، هيچ دوگانگي‌يي ميان دين و سياست وجود ندارد؛ بلكه سياست جزئي از دين است. بر اين اساس تمسك به آراي عمومي بر عرف عقلا و سيره عقلا مبتني است و با عرفي شدن دين كه زاييده حاكميت نگرش سكولار به دين است، تفاوتي بنيادين دارد.

واژگان كليدي: جريان، مدعي يماني، عوامل زمينه ساز، عوامل گرايش، عراق، فقه نظام.

مقدمه

بي‌‌ترديد، جامعه عراق، جامعه‌اي يكدست و منسجم نيست و طيف‌هاي مختلفِ مذهبي- قومي- سياسي را شامل است. شيعيان، اهل سنّت، كردها و تركمان‌ها چهار طيف اصلي جامعه عراق هستند كه در ميانشان گرايش‌هاي مختلف مذهبي و سياسي به چشم مي‌خورد. از سوي ديگر، عراق، انباشتي از ناكامي‌هاي سياسي را تجربه كرده است؛ از كودتا، استبداد، ايدئولوژي‌هاي تماميت‌خواه و حكومت‌هاي ناكارآمد تا جنگ با همسايگان، شكست‌هاي تحقير‌آميز بين‌المللي، تحريم‌هاي سخت، اشغال، جنگ داخلي و حتي افتادن به دام يك گروه تروريستي مسلح چون داعش كه نتيجه مشترك تمامي اين رويدادها و ناكامي‌ها، بدترشدن وضعيت زندگي مردم عراق و ايجاد بحران‌هاي سياسي بوده است (كارشناس، 1400الف: ص210-219). ناكارآمدي نظام سياسي و ضعف احزاب سياسي عراق نيز به بحران سياسي در اين كشور دامن زده است؛ بنابراين، عراق از نظر سياسي، در وضعيت شكننده‌اي قرار دارد و زيرساخت‌هاي كشور ويران و گام‌هاي اساسي براي بازسازي اين زيرساخت‌ها انجام نگرفته است. سيستم پارلماني عراق و احزاب سياسي، به شدت درگير كسب قدرت ناكارآمدي سيستم سياسي كشور است؛ از جمله عدم نمايندگي مطالبات معترضان؛ فقدان روش پايداري براي حل مشكلات و قدرت بيش از حد شبكه‌هاي مجازي و ماهواره‌اي در شروع تظاهرات و اطلاع‌رساني (ابطحي و ترابي، 1394: ص53-81). جريان مدعي يماني با بهره برداري از اوضاع شكننده سياسي عراق به تبليغ جريان خويش اقدام كرده است.

در بحث راجع به يك موضوع، دو جنبه مهم از آن قابل دستيابي است: نخست، توصيف و تشريح آن پديده[1] و دوم، تبيين علل زمينه‌ساز پيدايي و گرايش به آن.[2]اين مقاله تنها در صدد تبيين علل زمينه‌ساز پيدايي و گرايش به جريان مدعي يماني از منظر فقه نظام است.

در پژوهش حاضر با اين پرسش مواجه‌‌ايم كه عوامل زمينه‌ساز پيدايي و گرايش جريان مدعي يماني در عراق با رويكرد فقه نظام چيست؟

فرضيه مقاله آن است كه از جمله عوامل زمينه‌ساز پيدايي جريان مدعي يماني در عراق، ويژگي‌هاي خاص جامعه عراق از حيث ساختار سياسي، اقتصادي و فرهنگي است. همچنين عوامل زمينه‌ساز گرايش جريان مدعي يماني در عراق، حاكميت نگرش سكولار در عراق، كمك به قشرهاي ضعيف جامعه عراق است.

در زمينه عوامل زمينه ساز پيدايي جريان احمداسماعيل و گرايش به آن در كشور عراق، تاكنون اثر مستقل و نظام‌مندي تدوين نشده است؛ ولي كتاب «الشُّهُبُ الاحمدية علي مدّعي اَلمَهدويَّةِ؛ دعوة احمدالحسن في الميزان»، نوشته شيخ احمد سلمان پس از توضيحي در مورد دعوت احمداسماعيل، به نقد ادعاهاي وي مي‌پردازد. كتاب «اَلرَّدُ القاصم لِدَعوَةِ المُفتَري عَلَي الاِمامِ القائم (عج)»، نوشته شيخ علي آل محسن نيز به نقد تفصيلي جريان يماني مي‌پردازد. مقاله اميرمحسن عرفان در فصلنامه انتظار موعود با عنوان « عوامل پيدايش مدعيان دروغين مهدويت و گرايش مردم به آنان » (عرفان، 1388: ص145-174)؛ به تبيين عوامل پيدايش مدعيان دروغين مهدويت و گرايش مردم به آنان به طور عام و نه با پردازشي خاص به جريان مدعي يماني نيز مي‌پردازد. بر اين اساس، پژوهش حاضر، نوآورانه است؛ همچنين رويكرد پژوهش حاضر بر فقه نظام مبتني است كه در واقع نقد آراي مدعي يماني در زمينه ايجاد حكومت اسلامي در عصر غيبت به شمار مي‌آيد.

1. ادبيات نظري تحقيق

پي بردن به مفاهيم اصلي به كار رفته در تحقيق، سنگ بناي القاي درست مطالب است. از اين رو، به تبيين مفهوم جريان و فقه نظام پرداخته مي‌شود:

1-1. جريان

«جريان»، از ريشه «جَرَيَ» و به معناي جاري ساختن و مشي كردن است (فراهيدي، 1409: ج6، ص174؛ ابن عباد، 1414: ج7، ص175 و زمخشرى، 1997: ص91) و در اصطلاح تشكّل، جمعيّت و گروهِ اجتماعيِ معيّني است كه علاوه بر مباني فكري، از نوعي رفتار ويژه اجتماعي برخوردار است (خسرو پناه، 1388: ص9-10). برخي نويسندگان، جريان را حركت مستمر نظام‌مند ِبي‌وقفه مي‌دانند. بر اين اساس، شناختِ ابعادِ مختلف حركت يك جنبش از آغاز تا پايان، «جريان‌شناسي» ناميده مي‌شود (آرشيو اتاق نقد فرق انحرافي مركز تخصصي مهدويت). به عبارت ديگر، طبقه بندي، علل پيدايش، علل گرايش مردم، جامعه‌ هدف مدّعيان، ترفندها، شگردها و روش تبليغ، كارگزاران و عوامل (تأسيس‌كننده، تبيين‌كننده، ترويج‌كننده)، خاستگاه‌‌‌‌‌‌ (جغرافيايي، فكري و اعتقادي)، بررسي ديدگاه‌هاي كلامي و فقهي، بررسي پيامدهاي اجتماعي، اقتصادي، اعتقادي، سياسي و امنيتي را جريان شناسي يك جنبش و حركت مي‌نامند(همان). جريان داراي سه ويژگيِ «اجتماعي بودن»، «دارا بودن تشكّل و جمعيت»، «برخورداري از انديشه مشخّص و رفتار معيّن مرتبط با آن» است (همان، ص10). تعريف مختار در زمينه جريان عبارت است از: حركت نظام مندي كه بر عقبه فكري منسجم مبتني باشد.

1-2. فقه نظام

«فقه نظام»، فقه بررسي نظامات ديني است؛ زيرا فقه به دو بخش يعني فقه خُرد يا فقه فردي و فقه مسائل كلان (فقه نظام) تقسيم مي‌شود. فقه نظام، فقهي است كه در زمينه ساحت‌هاي كلان اجتماعي، اعم از سياست، اقتصاد و فرهنگ به فقاهت مي‌پردازد. در حقيقت، فقه نظام، فقه نظام‌ساز است كه متكفل رفع نيازهاي فقهي نظام اسلامي در بعد كلان است. بر اساس نظريه فقه نظام، اين فقه متكفل استنباط نظامات اجتماعي است. فقه نظام يعني فقهي كه متكفل كشف نظامات اجتماعي از منظر شريعت در عرصه سياسي، اقتصادي و فرهنگي است. در حقيقت فقه نظام، احكام مكلف كلان را تعيين مي‌كند و حكومت، يعني مجموعه حاكم و كساني كه به امر آن حاكم زندگي خود را نظم مي‌دهند و نظم زندگي آن‌ها به‌وسيله آن حاكم انجام مي‌گيرد.

2. عوامل زمينه‌ساز پيدايي جريان مدعي يماني

«احمد بن اسماعيل بن صالح الصِّيمُري السُّوَيلَمي البَصري اَلحلفي»، ملقّب به «احمد الحسن» در سال1968 ميلادي (1387ق) در منطقه‌اي بنام «هُوَير» از توابع «زُبَير» از استان بصره متولّد شد. وي در جولاي سال 2002 ميلادي (جمادي الاول1423ق) دعوت خود را در شهر نجف اشرف آغاز كرد (انصاري، بي‌تا: ص36) و ابتدا خود را «يماني» ناميد. پس از مدتي، مدّعي سفارت امام زمان (عج) و آن‌گاه مدّعي فرزندي امام زمان (عج) شد (كوراني عاملي، 1391: ص20). اين پديده در سال‌هاي پاياني حاكميت صدام رخ داد. احمداسماعيل پس از سقوط صدام، با كمك برخي از باقي‌مانده‌هاي رژيم بعث از جمله برادرش- كه از افسران بعثي به شمار مي‌رفت- تشكيلات وسيعي را در مناطقي همچون نجف، كربلا، ناصريه، بصره و مِيسان(العماره) به راه انداخت (الخيون، 2012: ص576-590).

شناخت عوامل زمينه‌سازپيدايي جريان احمد اسماعيل، نيازمند تحقيقي عميق در ابعاد گوناگون اين مسئله است. به طور كلّي عوامل زمينه‌ساز پيدايي ادعاي احمد اسماعيل در كشور عراق، در چند محور قابل پيگيري است: نخست، ويژگي‌هاي خاص جامعه عراق و دوم، تأثير نگاه خاص صدر ثاني به نشانه‌هاي ظهور. توضيح هر يك از عوامل زمينه‌ساز به شرح زير است:

2-1. ويژگي‌هاي خاص جامعه عراق

جامعه عراق، طي دهه‌هاي گذشته تاكنون با بحران‌ها و چالش‌هاي مختلفي از جمله چالش تجزيه از منظر متغيّرهاي داخلي رو به رو بوده است و اين بحران‌ها، آن را به كشوري تبديل كرده است كه در روابط بين الملل از آن به عنوان «دولت شكننده» ياد مي‌شود (كارشناس، 1400الف: ص291). حضور همه جانبه امريكا و طرح تجزيه عراق توسط بايدن، پرورش نسل آينده رهبران عراق توسط امريكا در قالب برنامه «اليپ»- كه در آن، در هر دوره 52 نوجوان عراقي تحت آموزش‌‌هاي فسادانگيز امريكا به دور از نظارت والدين و دولت عراق، آموزش مي‌بينند- و نيز مداخله منفي و مخرّب برخي كشورهاي منطقه در مسير بي‌ثبات كردن عراق و نيز گرايش‌هاي واگرايانه كردها؛ از مهم‌ترين علل بحران در جامعه عراق است (همان). جريان مدعي يماني با بهره برداري از اوضاع شكننده سياسي عراق به تبليغ جريان خويش اقدام كرده است. در ادامه به ويژگي‌هاي خاص جامعه عراق از ابعاد سياسي، اقتصادي و فرهنگي كه سبب پيدايي جريان مدعي يماني شده است؛ پرداخته مي‌شود:

2-1-1. ساختار سياسي جامعه عراق

ساختار قومي مذهبي و نژادي چندپاره عراق، همراه با وجود تاريخي حكومت‌هاي خودگردان، باعث معماهاي امنيتي مختلفي در عراق شده است و اين ناديده انگاشتن ساختار اجتماعي و فقدان مباني هويّت ملي و نبود يكپارچگي اجتماعي و به‌عنوان يكي از ضعف‌هاي اساسي عراق همواره وجود دارد (ر.ك. رستمي و سفيدي، 1395: ص83-111). براي نمونه استقلال طلبي كردها از دولت مركزي عراق، بيش‌ترين تأثير را بر تجزيه عراق داشته است.

از ديگر سو، شكل نگرفتن هويّت جمعي براي سامان سياسي دولت‌ها، به حدي مهم است كه از آن به عنوان يكي از مهم‌ترين زمينه‌هاي ايجاد بحران براي دولت‌ها در عراق ياد مي‌شود. عراق از زمان شكل‌گيري در سال1921ميلادي (1339ق) تا كنون يكي از كشورهايي است كه با اين مشكل روبه رو بوده است. ساختار سياسي و واقعيات اجتماعي، اين كشور را به سمتي سوق داده است كه از دولت‌هاي پادشاهي تا حكومت‌هاي ديكتاتوري و حتي در سيستم دموكراتيك امروزي عراق اين مشكل يكي از زمينه‌هاي بحران‌زا به شمار مي‌رود (ر.ك. يزداني و شيخ حسيني، 1392: ص217-235).

از اين‌‌رو، فقدان حكومت منسجم در عراق و ايجاد مشكلات امنيتي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي براي مردم در اين كشور، سبب پيدايي جريان احمداسماعيل در عراق شده است.

احمداسماعيل با سوء استفاده از ضعف‌ها و مشكلات عراق، تشكيلات وسيعي به راه انداخت. تشكيلات وي در شهرهاي نجف، كربلا، ناصريه و بصره متمركز است. وي با تشكيل لجنه‌‌هاي مختلف، جريان خود را سامان داد. اين لجنه‌‌ها عبارتند از: لجنه علمي، لجنه ديني، لجنه امنيتي، لجنه اطلاع رساني، لجنه مالي و لجنه نظامي (آرشيو اتاق نقد فرق انحرافي مركز تخصصي مهدويت).

اين لجنه‌ها به منزله دولت موازي در جامعه عراق نقش ايفا مي‌كردند تا مردم عراق را از سكولار حاكم بر كشور عراق دور سازند. همين امر با توجه به اشتياق مردم عراق به نظام سياسي مبتني بر اسلام، مسئله انتظار و مهدويت، سبب جذابيت جريان مدعي يماني براي آنان گرديد و برخي از آنان جذب اين جريان شدند.

2-1-2. ساختار اقتصادي جامعه عراق

كشور عراق به لحاظ ژئوپلتيك جايگاه مهمي در منطقه غرب آسيا دارد و به لحاظ بافت انساني و اشتراكات ديني و فرهنگي، از اهميّت بسزايي برخوردار است؛ به طوري كه استقرار يا عدم استقرار اوضاع سياسي، امنيّتي و اقتصادي اين كشور مي‌تواند، بر منطقه غرب آسيا تأثير مستقيم و غيرمستقيم داشته باشد (ر.ك. كرسي آزاد انديشي «بحران عراق؛ ۲۱ آبان 1398). عراق از منظر اقتصادي، كشوري است كه چهارمين ذخيره نفت جهان را در اختيار دارد؛ با اين حال۲۲ و نيم درصد از جمعيت ۴۰ ميليوني‌اش، فقير هستند. بر اساس اعلام بانك مركزي عراق، اين كشور با ۷۱ ميليارد دلار بدهي (۴۲ ميليارد بدهي داخلي و ۲۹ ميليارد بدهي خارجي) مواجه است (همان).

انتظار افزايش فرصت‌هاي اقتصادي و شغلي و ريشه‌كن كردن فساد گسترده در سطح كشور، از جمله خواسته‌هاي مردم عراق است. وضعيت بد اقتصادي، ناشي از بيكاري جوانان و سطح درآمد پايين و سطح سواد كم در جامعه عراق (كارشناس، 1400الف: ص210-219)؛ خود عاملي است بر دامن زدن به ديگر بحران‌ها مانند پيوستن به گروهك‌هاي تروريست يا جريان‌هاي انحرافي به‌عنوان منبعي براي كسب درآمد و يا تثبيت هويت كه هرج‌ومرج ناشي از اختلافات را دامن مي‌زند.

اوضاع اقتصادي عراق، سبب شد كه مردم عراق به دنبال راه گريزي از اين بحران اقتصادي باشند و با توجه به اين كه اسلام، داراي فقه نظام اقتصادي است و بديلي از سوي حوزه علميه نجف در برابر نظام اقتصادي ليبرال معرفي نشده بود؛ عواملي مانند اباحه خمس توسط اين جريان در عصر غيبت، سبب جذابيت اين جريان براي مردم عراق گرديد.

2-1-3. ساختار فرهنگي جامعه عراق

ساختار فرهنگي جامعه عراق از نفوذ خرافات و افراد منحرف، فقدان انديشه راهبر و فقر فكري در زمينه آموز‌هاي مهدويت رنج مي‌برد. اين عوامل فرهنگي خود زمينه ساز پيدايي جريان‌هاي انحرافي، به ويژه جريان مدعي يماني است:

الف) نفوذ خرافات و افراد منحرف در ميان برخي مردم عراق

پس از انتفاضه شيعيان در عراق، صدام كه كانون مخالفت و مقابله با خود را حوزه‌هاي علميه تشخيص داده بود، تعداد زيادي از جوانان بعثي را كه توانايي‌‌هاي بالايي در جاسوسي، سازماندهي، تحليل و ايجاد آشوب و بلوا داشتند؛ را به عنوان طلبه راهي حوزه‌هاي علميه كرد. از جمله اين افراد «ضياء عبدالزهره الكرعاوي» و نيز «احمداسماعيل بصري» بودند. «ضياء عبدالزهره الكرعاوي» كه افسري بعثي به شمار مي‌رفت، دوره‌هاي آموزش مُرتاضي را در هند سپري كرده بود و پس از انتفاضه در ميان طلبه‌هاي حوزه علميه نجف و ساير شيعيان زنداني حضور يافت. وظيفه او، بيان اخبار و اطلاعات زندانيانِ شيعي براي دستگاه استخبارات عراق بود. «ضياء عبدالزهره الكرعاوي»، با ترفند پيشگويي و تعبير خواب با همكاري دستگاه‌هاي بعثي، گروهي را جذب خود ساخته و بعد از سقوط صدام و آزادي از زندان، گروهك «جند السماء» را تأسيس كرد و با ادعاي مهدويت با احمداساعيل همراه و متحد شد (كارشناس، 1400ب: ص72).

احمد اسماعيل نيز به همراه برادرش - كه از افسران رژيم بعث به شمار مي‌رفت- در اواخر حكومت صدام از سوي دستگاه استخبارات عراق، مأموريت يافت تا با نفوذ در حوزه علميه شهيد آيت‌الله سيدمحمد صدر، اخبار حوزه را براي استخبارات رژيم صدام بيان كند؛ احمداسماعيل و ضياء ‌عبدالزهره ‌الكرعاوي در سال 2007ميلادي (1428ق) تصميم گرفتند در يك عمليات نظامي، يك هزار و 200 نفر از مراجع، علما و روحانيان نجف را به قتل برسانند؛ اما عمليات آن‌ها فاش و محل تجمع آن‌ها بمباران گرديد كه در اين حمله بيش از دو هزار نفر از اعضاي اين گروه‌ها، از جمله 200 نفر از پيروان احمداسماعيل كشته شدند. دومين عمليات نظامي اين جريان پس از عمليات ناموفقشان در نجف رخ داد. اين جريان تلاش داشت كه در روز تاسوعا طي عملياتي به رهبري سيد حسن الحمامي، شهرهاي نجف، كوفه، بصره و ناصريه را تصرف كند و مراجع و علماي اين شهر را به قتل برساند كه اين عمليات به جز در شهر بصره كه به صورت ناقص اجرا شد، ناموفق ماند و عوامل آن، همچون سيد حسن حمامي دستگير شدند (كوراني عاملي، 1391: ص12-19). اين مسئله داراي پيشينه تاريخي نيز بوده است. براي نمونه سيدمحمد بن فلاح مشعشع- در عهد ابن فهد حلي- پس از دستيابي به كتاب علوم غريبه و عجيبه و كرامات مهيبه ابن فهد حلي به برخي رموز و اسرار غيبي آگاهي يافت و ادعاي نيابت از امام مهدي (عج) را مطرح نمود كه ابن فهد حلي نيز فتواي قتل وي را صادر كرد (شيبي، 1963: ص270). از سوي ديگر، بر اساس منابع موثق، 24 تشكل ماسوني، تفكرات انحرافي اين جريان را در عراق ترويج مي‌كنند (كارشناس، 1400الف: ص208).

از اين‌‌رو، خرافه‌گرايي و جذابيت پيشگويي و كارهاي خارق العاده از سويي و وجود تشكل‌ها و افراد منحرف و جوياي نام از سوي ديگر، زمينه فرهنگي را براي گرايش به احمداسماعيل، هموار ساخت؛ چرا كه فقه نظام فرهنگ كه از اجزاي فقه نظام است براي مردم عراق، تبيين نشده بود.

ب) خلأ فكر و انديشه راهبر

فقدان شخصيت‌هاي انديشه‌ساز و فرهنگ‌ساز براي جوانان عراق، سبب بروز خلأ فكري بزرگي در ميان آنان شده است؛ جريان يماني نيز از اين خلأ فكري براي القاي گفتمان باطل خود سوء استفاده كرده است. همچنين سطح فرهنگي پايين در جامعه عراق و شيوع جهل و بي‌سوادي در كنار رشد و گسترش رسانه‌هاي ويرانگر غربي سبب پيدايش جريان‌ انحرافي يماني شده است؛ به گونه‌اي كه اكنون بيش از1200 شبكه ماهواره‌اي در عراق به ترويج سكولاريسم و بي‌ديني مشغول هستند (ر.ك. اكبري، 1389: ص159). بر اين اساس، خلأ فكر و انديشه راهبر، زمينه جذب برخي افراد ساده لوح و برخي خواص را مساعد ساخت.

ج) فقر فكري در زمينه آموزه‌هاي مهدويت

در بستر ناداني و ناآگاهي، حق و باطل در هم مي‌آميزند و اين بستر، تشخيص مصاديق حق و باطل را براي مردم دشوار مي‌سازد (عرفان، 1392: ص80-81). جهل و ناآگاهي مردم نسبت به مهدويت نيز، سبب مهيا شدن بستر فعاليت براي مدعيان عرصه مهدويت شده است. مقوله منجي، موعود و آخرالزمان نيازمند مطالعات تخصصي است؛ زيرا در گستره تاريخ، مدعيان دروغين مهدويت از نبود اطلاعات كافي در اين زمينه بيش‌ترين سوء استفاده را كرده‌اند. يكي ديگر ازعوامل زمينه‌ساز، نابساماني‌هاي اجتماعي و اقتصادي جامعه است. وقتي كه گسست‌هاي اجتماعي در جامعه‌اي فعال شود و مردم در چالش‌هاي اقتصادي باشند، زمينه فعاليت مدعيان دروغين مهدويت فراهم مي‌شود. نجات‌باوري و گرايش به منجي در فطرت همه انسان‌هاست. بنابراين، در اوضاع نابسامان اجتماعي و اقتصادي فرهنگي گرايش به منجي چند برابر مي‌شود و اين گرايش زمينه را براي پذيرش ادعاي دروغ مهدويت فراهم مي‌كند. استعمارگران نيز براي گسترش دامنه و حوزه قدرت خود در سرزمين‌هاي اسلامي و به ويژه كشور عراق، با بدعت گذاري و بنيان نهادن فرقه‌هاي ضالّه و مذاهب ساختگي در برابر فرهنگ اصيل شيعي، زمينه سازي رشد و ترويج آن‌ها را در رأس برنامه‌‌هاي خويش قرار داده‌اند (كارشناس، 1400الف: ص169). جريان مدعي يماني نيز با استفاده از جهل معرفتي مردم در مورد مباني مهدويت و نشانه‌هاي ظهور به تبليغ وسيع و گسترد، افكار انحرافي خود با بهره‌گري از حمايت همه جانبه استكبار و صهيونيسم بين الملل دست يافته است.

2-2. تأثير نگاه خاص صدرثاني به نشانه‌هاي ظهور

احمداسماعيل و تني چند از مدعيان مهدويت ادعاي شاگردي مدرسه صدرثاني را داشتند و به دليل فقدان فهم صحيح نسبت به آموزه‌هاي مهدوي؛ مدعي تأثيرپذيري از نگرش خاص ايشان نسبت به شرايط و علائم و نشانه‌هاي ظهور بودند. از ديدگاه شهيد سيدمحمد صدر، شرايط و علائم و نشانه‌هاي ظهور، حتمي الوقوع هستند؛ زيرا در غير اين صورت، تخلّف شرط از مشروط و علامت از نشانه بودن لازم مي‌آيد كه امري باطل است (صدر، 1412: ج2، ص395). بر اين اساس، احمداسماعيل كه تحصيلات ناقص حوزوي داشت، يكي از نشانه‌هاي ظهور يعني ظهور سيديماني را دستاويز قرار داد و ابتدا مخفيانه و سپس علني به دعوت انحرافي خويش پرداخت (ذوالفقار، 2005: ص152). ساير مدعيان مهدويت كه همزمان ادعاي تحصيل در مدرسه صدر ثاني و ادعاي مهدويت داشتند عبارت بودند از حيدر مشتّت القحطاني (بنك المعلومات الوطني، 2009: ص2)، محمود عبدالرضا لفته الحسني الصرخي (ذوالفقار، 2005: ص200)، و سيدالممهد اليماني- رهبر حركة الممهدون المولويه (بنك المعلومات الوطني، 2009: ص12). بنابراين، به ادعاي مدعيان مهدويت، كتاب «موسوعة الامام المهدي (عج)»، نوشته شهيد سيدمحمدصدر، كه به مثابه مانيفست برخي جريان‌هاي مدعي مهدويت است، در پيدايي جريان مدعي يماني نيز بي‌تأثير نبوده است.

3. عوامل انگيزشي

مقصود از عوامل انگيزشي، شامل عوامل نظري و عملي در ابعاد سياسي، فرهنگي و اجتماعي است كه سبب جذب مردم عراق به جريان مدعي يماني شده كه به شرح زير است:

3-1. عوامل انگيزشي در بعد سياسي

احمداسماعيل با طرح برخي انديشه‌هاي سياسي تلاش كرد بدنه عوام جامعه عراق را به سوي خود، جذب كند و با فعال ساختن انگيزه‌هاي آنان نسبت به جريان خود، آنان را در برابر فقها و نيز نظام حاكم بر عراق، قرار دهد. تبيين عوامل انگيزشي جريان مدعي يماني در بعد سياسي به شرح زير است:

3-1-1. نظريه نفي حكومت

احمداسماعيل با طرح ادعاي فرزندي امام زمان (عج) و عصمت خود، فلسفه تشكيل حكومت در عصر غيبت را زير سؤال برد؛ زيرا به زعم وي، با وجود معصوم، به تشكيل حكومت توسط غيرمعصوم نوبت نمي‌رسد (ر.ك. بصري، 1431ج: ص23). وي از اين رهگذر با نگارش كتاب «حاكمية الله لا حاكمية النّاس» تلاش كرده است با احياي شعار خوارج در زمينه تشكيل حكومت، يعني «لا حكم الا لله» مشروعيت تشكيل حكومت در عصر غيبت را زير سؤال برد و به مقابله با نظريه فقه نظام سياسي اسلام برخيزد. احمداسماعيل بر اين عقيده‌ است كه حكومت مبتني بر رأي مردم باطل است. احمد اسماعيل در اهانتي آشكار به آيت الله سيستاني- مرجع اعلاي شيعيان عراق- مي‌گويد: «سيستاني و امثال او به اين نتيجه رسيده‌اند كه قانون را مردم وضع كنند، تعيين حاكم بر عهده مردم باشد و امور مردم بر اساس شورا اداره شود... حكومت از ديدگاه سيستاني از آن شيطان است» (بصري، 1431:‌‌ ج1-4، ص50). بر اساس ديدگاه احمداسماعيل، هر گونه حكومت بر اساس رأي و نظر مردم شيطاني است و تنها حكومتي كه وي بر رأس آن باشد، حكومتي الاهي به شمار مي‌آيد!

همچنين احمداسماعيل معتقد است: «اين علماي غير عامل در برآورده ساختن انتظارات امام مهدي (عج) شكست خوردند و به تكذيب امام مهدي (عج) و وصي و رسولش[مدعي يماني] بسنده نكردند و مردم عراق را از جهاد پيشاروي او بازداشتند؛ آنان علماي ترسو و خيانتكار هستند» (همان). اين، در حالي است كه نقش بي‌بديل عالمان ديني در گسترش و تعميق انديشه مهدويت قابل انكار نيست.

احمداسماعيل بر اين گمان است كه يا حكومت‌ها الاهي است كه تنها مصداق آن، حكومت وي است و يا طاغوت كه شامل همه حكومت‌ها، جز حكومتِ وي است. به باور وي، آيت‌الله سيستاني در عراق، مردم را به سوي حاكميّت مردم، طاغوت و انتخابات دعوت مي‌كند (ر.ك. بصري، 1431ج: ج1-4، ص228).

بر اين اساس، احمداسماعيل با دموكراسي و مردمسالاري ديني مخالف است و هر گونه انتخابات و شورا را براي تعيين حاكمان، خلاف سنت پيامبراكرم (ص) مي‌‌داند.

از نظر وي، طاغوت‌ها، رهبري امّت را از معصومان[احمد اسماعيل] غصب كرده‌اند (بصري، 1431ب: ج1-2، ص153).

از اين‌‌رو، بخشي از پيروان جريان مدعي يماني به جهت مخالفت با نهاد روحانيت و مرجعيت به اين جريان انحرافي ‌پيوسته‌اند. اينان مانند وهابيت به رهبران شيعه و مراجع تقليد، ناسزا و دشنام مي‌گويند و علما و مراجع را تخطئه مي‌كنند. بنابر اين، طبيعي است كه برخي از كساني كه با اين نهاد مشكل دارند، به سمت اين جريان گرايش پيدا كنند.

از سوي ديگر، در چند دهه اخير موضوع حاكميت ديني و به تبع آن ولايت فقيه، در كشور عراق درست معرفي نشده است و دست‌هايي هم در كار بوده تا اين اصل را به‌گونه‌اي ديگر بنمايانند. در هنگام پديد آمدن اين خلأ بزرگ، احمداسماعيل -مدعي يماني- سفارت، وصايت و فرزندي امام زمان (عج) را ادعا كرد و نوك پيكان حمله خويش را ابتدا به‌ سوي مراجع عراق و سپس به سوي ولي فقيه نشانه گرفت؛ با اين مغالطه كه فلسفه وجودي مراجع و ولي فقيه، غيبت امام زمان (عج) است، در نتيجه اكنون با ظهور وصي و سفير و فرزند امام زمان (عج)، وجود مراجع معنا ندارد.

3-1-2. مذمّت وضعيت سياسي موجود

مذمّت وضعيت سياسي موجود و حاكميت نظام مردم سالار ديني و لزوم حاكميّت خدا بر مردمان، از جمله ترفندهاي جريان مدعي يماني است. احمد اسماعيل و يارانش مدعي هستند كه هيچ دليلي بر ولايت فقيه وجود ندارد؛ بلكه تسلّط فقيه بر امور حكومتي نوعي بدعت به شمار مي‌آيد. نشر كتاب و سوء استفاده از احاديث عليه علما و مراجع شيعه، روضه‌هاي خانگي، تبليغات چهره به چهره در اماكن مذهبي و بقاع متبرّكه، حضور در مراسم اعتكاف و حتي تبليغ در خودروهاي عمومي، از جمله شيوه‌هاي تبليغي اين جريان براي القاي سياه‌نمايي در مورد وضعيت سياسي موجود در جامعه اسلامي عراق است (ر.ك. سايت مكتب احمد الحسن(احمد اسماعيل)، دسترسي در : www.almahdyoon.com، 24/12/1398). اين جريان ضمن مخالفت با اصل نظام اسلامي و مخالفت صريح با حوزه، نهاد مرجعيت و روحانيت و نيز ادعاي مقام امامت براي احمداسماعيل مي‌كوشد با استفاده از اين حربه براي جذب حداكثري مخاطب بهره‌‌برداري كند.

احمد اسماعيل معتقد است:

امام مهدي (عج) رسول و وصي خود[احمد اسماعيل] را به عراق فرستاد؛ ولي مردم او را استهزا و تكذيب كردند؛ برخي از ياران او را از اهل و عيال رانده، تبعيد كردند و برخي را كشتند و اجساد پاك آنان را مُثله(قطعه قطعه) كردند...مردم عراق سزاوار عذاب الاهي هستند؛ زيرا هيچ امامي را ياري نكردند و هر گاه امامي آمد؛ او را خوار كرده و كشتند (بصري، 1431الف: ج5، ص205).

احمداسماعيل با مظلوم نمايي سعي در برانگيختن حس همدردي مردم عراق به جريان خود را داشت. از اين‌‌رو، در اين راه از تهديد و ترساندن مردم عراق نيز دريغ نكرد.

احمد اسماعيل در خطاب به مردم عراق مي‌گويد: «شما عراقي‌ها بدقومي براي من بوديد؛ از بزرگانتان – كه تابع آمريكا بودند و با او صلح كردند و دموكراسي آمريكا را تصديق كردند- پيروي كرديد و سرانجام به سقيفه ستمگران، رضايت داديد» (همان، ج1، ص88). اين، در حالي است كه حكومت مبتني بر رأي مردم از سوي عالمان ديني عراق، به ويژه مرجع اعلاي شيعيان _آيت الله سيستاني- تأييد شده بود و قياس انتخابات با سقيفه، قياس مع الفارق به شمار مي‌آيد. براين اساس، ضديّت احمداسماعيل با مردم عراق به جهت طرد شدن از سوي جامعه عراق، نمايان مي‌گردد. وي با سوء استفاده از عقايد مهدوي تلاش كرده است تا احساسات مردم را برانگيزاند و با خود همراه كند. اين ترفند احمداسماعيل به دليل حاكميت فقه فردي بر جامعه عراق بود؛ در حالي كه در صورت حاكميت فقه نظام سياسي اسلام، فضايي براي تنفس جريان احمد اسماعيل پديد نمي‌آمد. در حقيقت مرز ميان تفكر سكولار و فقه نظام، همانا قابليت جمع ميان فقه فردي و تفكر سكولار است؛ چرا كه وجه اشتراك اين دو، جدايي دين از سياست است؛ در حالي كه در فقه نظام، هيچ دوگانگي ميان دين و سياست وجود ندارد؛ بلكه سياست جزئي از دين است؛ بر اين اساس، تمسك به آراي عمومي مبتني بر عرف عقلا و سيره عقلا است و با عرفي شدن دين كه زاييده حاكميت نگاه سكولار به دين است؛ تفاوتي بنيادين دارد.

3-1-3. حاكميت نگرش سكولار در عراق

تحصيل برخي جوانان عراقي در غرب، سبب الهام گيري آنان از انديشه سياسي غرب گرديد و همين جوانان تحصيل كرده در برخي پُست‌هاي كليدي عراق پس از سرنگوني صدام، حاكم شدند و نگرش سكولار را در زمينه حكومت داري اتخاذ كردند (ترابي و ديگران، 1393: ص84)؛ در حالي كه با وجود گسترش كم سوادي در عراق، گرايش‌هاي ديني در ميام مردم عراق قوي است. گرايش‌هاي قوي ديني مردم عراق از سويي و فقدان يك جريان تبليغي قوي در حوزه علميه نجف اشرف از سوي ديگر و ادعاي حاكميت دين توسط جريان مدعي يماني، سبب شد برخي كشورهاي حاشيه خليج فارس و سفارت‌خانه‌هاي اروپايي و امريكا از اين خلأ سوء استفاده كنند و به نشر افكار و انديشه‌هاي انحرافي و ويرانگر از طريق مزدوران خود مانند احمداسماعيل بپردازند (مركز مطالعات عراق، 1399: ص11). جريان مدعي يماني نيز با بهره‌گيري از ابزارهاي فرهنگي چون فضاي مجازي، شبكه‌هاي ماهواره‌اي و راديويي، انتشار وسيع و گسترده كتاب‌هاي احمداسماعيل و انصار او، انتشار روزنامه، تأسيس دانشگاه و حوزه‌هاي علميه متعدّد و شبهه افكني نسبت به مسلّمات شيعه به ميدان آمد (ر.ك. كارشناس، 1400ب: ص341-347) و با طرح نظريه لزوم حاكميت اسلام به جاي نظام سكولار مبتني بر رأي و دموكراسي، توانست عده‌اي از عوام و برخي خواص جامعه عراق جذب جريان مدعي يماني گردند. دليل جذابيت جريان احمداسماعيل، حاكميت «فقه فردي» به جاي «فقه نظام سياسي» بر ذهن و فكر مردم عراق بود؛ چرا كه براساس فقه فردي، سياست از دين جدا است و همان انديشه سكولار توجيه مي‌گردد.

3-2. عوامل انگيزشي در بعد اقتصادي

احمداسماعيل با سوء استفاده از بحران‌هاي اقتصادي در كشور عراق و با بهره‌گيري از كمك مالي، حاميان خود در محور غربي- عربي تلاش كرد تا قشرهاي ضعيف جامعه عراق را به سوي خود متمايل كند و در آنان انگيزه لازم براي جذب شدن به اين جريان را فراهم آورد. عوامل انگيزشي جريان مدعي يماني در بعد اقتصادي به شرح زير است:

3-2-1. كمك به قشرهاي ضعيف جامعه عراق

طرفداران احمداسماعيل با استفاده از ضعف اعتقادي و گاه اقتصادي جامعه، در گسترش دايره مريدان او سعي و تلاش در برخي مناطق افراد معتاد و يا فاقدِ توان مالي را حمايت مي‌كنند و با توزيع پول و غذا در ميان آن‌ها، بيان مي‌دارند كه اين غذاها از جانب فرزند امام زمان (عج) براي شما فرستاده شده است و با اين اقدامات به تبليغ اين جريان انحرافي مي‌پردازند (مركز مطالعات عراق، 1399: ص15). جريان مدعي يماني با به كاربستن شيوه‌هاي متنوع توانسته است كه در دو سطح عوام و خواص جامعه، مخاطباني را جذب اين جريان سازد؛ تا جايي كه برخي روحانيان و استادان دانشگاه‌هاي عراق نيز در اين جريان گرفتار شده‌اند. همچنين بيش‌تر افراد جريان مدعي يماني از معلّمان، استادان آموزشگاه‌ها و دانشجويانِ كشور عراق هستند. تنها در بخش نظامي جريان مدعي يماني، داشتن مدرك تحصيلي شرط نيست؛ ولي در ساير بخش‌ها داشتن مدرك، شرط ورود به جريان مدعي يماني است. برخي شخصيت‌هاي مهم و سران عشاير در شهرهاي ناصريّه، حلّه و بصره كه داراي سوابق فعاليت در حزب بعث هستند، با جريان مدعي يماني در ارتباط هستند (همان، ص11). به طور معمول گرايش به اين جريان از سوي كساني است كه در عين حال كه گرايش مذهبي دارند؛ سطح معلومات ديني‌شان ضعيف است. براي نمونه طلبه‌هاي مبتدي به اين جريان بيش‌تر گرايش پيدا كرده‌اند و طيف ديگر از گروندگان به اين جريان، افراد كم برخوردار و قشر مستضعف هستند كه به لحاظ اقتصادي وضعيت مناسبي ندارند. بنابراين، عمده دليل جذب افراد به اين جريان، فقر فرهنگي – فكري- بصيرتي يا فقر اقتصادي است؛ در ميان همه اين عوامل، بيش از همه فقدان نگرش نظام‌مند به فقه اقتصاد(فقه نظام اقتصادي) بيش‌تر رخ مي‌نماياند كه معلول حاكميت فقه فردي بر انديشه علماي حوزه علميه نجف و سپردن زمام اقتصاد به دست حاكمان داراي تفكر ليبرال است.

ث) عملكرد ديوان اوقاف در عراق

عملكرد ديوان اوقاف در عراق، در استفاده از خودروها و ساختمان‌هاي گران‌قيمت و فاخر، (با وجود فقر اقتصادي مردم عراق)، سبب بدبيني مردم عراق و گرايش آنان به جريان‌هاي انحرافي از جمله جريان يماني شده است؛ چنان‌كه خشم مردم بعد از به آتش كشيدن مرقد شهيد محراب و يكي از مسئولان ديوان اوقاف و برخي مؤسسات وابسته به ديوان اوقاف آشكار گرديد (ر.ك. مركز مطالعات عراق، 1399: ص15). عملكرد اشتباه برخي نهادهاي حاكميّتي سبب واگرايي مردم از حاكميّت شده و زمينه را براي جذب شدن به گروه‌هاي انحرافي، به ويژه جريان مدعي يماني، فراهم مي‌سازد. اين همه به دليل فقدان حاكميت فقه نظام بر نهادهاي حاكميتي در كشور عراق بود.

3-2-2. تأسيس مؤسسات عام المنفعة و مراكز تبليغ معارف ديني

تأسيس مؤسسات عام المنفعة توسط جريان مدعي يماني در عراق مانند دارالايتام، دانشگاه، مدارس و كتابخانه، سبب جذب برخي مردم عراق به مدعي يماني گرديد (آرشيو تخصصي مركز تخصصي مهدويت). همچنين تأسيس مراكز تبليغ معارف ديني توسط مدعي يماني در عراق مانند مدرسه انصار الامام المهدي (عج) در نجف اشرف، مَعهَدُ الدِّراساتِ العُليا الدّينيَة و اللُّغَوِيَّة در نجف اشرف، حوزه علميه مهدويه و نيز برگزاري مراسم جشن ولادت معصومان (ع) در عراق سبب جذب برخي خواص و طلاب به جريان مدعي يماني در عراق شده است (كارشناس، 1400ب: ص341). اين مسئله نشانگر گسترش فعاليت‌هاي اجتماعي و فرهنگي جريان احمداسماعيل براي نفوذ بيش‌تر در ميان قشرهاي مختلف مردم عراق است.

4. عوامل گرايشي

مقصود از عوامل گرايشي، عواملي است كه سبب گرايش اعتقادي مردم عراق به جريان مدعي يماني شده است كه به شرح زير است:

4-1. اباحه گري و مقابله با برخي احكام و الزامات حكومتي

بخشي از پيروان اين جريان انحرافي به انگيزه اباحه‌گري، به سوي آن تمايل يافته‌اند؛ چنان كه مبلغان مدعي يماني گفته‌اند: «احمدالحسن (احمداسماعيل)، حكم وجوب حجاب را برداشته است و لازم نيست زنان حجاب را رعايت كنند» (سايت رسمي دعوت احمد الحسن(وارثين ملكوت)، 23/12/1398). به تازگي اين جريان براي جذب حداكثري به برخي از زنان كه به احمد اسماعيل ايمان آورده‌اند، دستور داده است كه تن به فحشا دهند (ر.ك. مركز مطالعات عراق، 1399: ص15). اين رذالت‌ها سبب گرايش افراد لاابالي به آن شده است. با توجه به اين كه حجاب از احكام ضروري دين اسلام و از الزامات حكومتي بر مبناي فقه نظام است؛ عملكرد مدعي يماني با فقه نظام مغاير است.

4-2. تكليف گريزي

«تكليف گريزي» از ديگر علل و عوامل گرايش به جريان مدعي يماني در عراق است كه مصاديق آن عبارتند از: حكم به حليت و اباحه خمس توسط مدعي يماني، جواز استفاده از اينترنت و اموال مخالفان و نواصب جريان مدعي يماني كه تبيين آن به شرح زير است:

4-3. حليّت و اباحه خمس

به باور احمداسماعيل، هيچ كس- جز امام و كسي كه امام به او اذن داده است- حق ندارد، خمس را كه مخصوص امام است، دريافت كند. امام نيز به كسي اذن نداده است كه خمس را به نيابت از او دريافت كند. از اين رو، مدعيان فقاهت، حق ندارند اموال ويژه امام را دريافت كرد و سپس در محلّي كه از ديدگاه آنان مورد رضايت امام است، مصرف كنند؛ زيرا آنان از امور مورد رضايت امام زمان آگاه نيستند (بصري، 1431الف: ج5، ص48). اين رويكرد احمداسماعيل بيانگر خصومت وي با فقها و علماي دين است.

احمداسماعيل، خمس را به امام و اوصياي امام معصوم (احمداسماعيل و اتباعش) متعلق مي‌داند و معتقد است: «آن‌ها اين اختيار را دارند كه هر طور بخواهند در خمس تصرف كنند... خمس را واجب يا اسقاط كنند (ببخشند)» (سالم، 1431: ص5و9). اين، در حالي است كه بر اساس روايات تنها امام معصوم (ع) و مجتهد جامع الشرايط، حقّ تصرّف در خمس را دارا است.

احمداسماعيل، معتقد است: «براي دعوت الي‌الله [مقصود دعوت به سوي مدعي يماني است] و كمك به مؤمنان [ايمان آورندگان به احمداسماعيل] جايز است كه انصار احمداسماعيل در خمس تصرف كنند» (بيانيه احمدالحسن (احمداسماعيل)، شعبان 1433). اين بيانيه نشان از تماميت خواهي جريان احمداسماعيل و تفسير آموزه‌هاي ديني بر اساس ميل و خواست فرقه‌اي است.

علاء سالم- رئيس دانشگاه جريان مدعي يماني و صاحب كتاب «رسالة في فقه الخمس»- با توهين به علما و مراجع تقليد مي‌گويد:

فقهاي ضلالت و گمراهي، اموال آل‌محمد (ص) [خمس و وجوهات شرعيه] را براي خود حلال كرده‌اند و مصيبت آن‌جا نمايان مي‌شود كه مشخص شود آن‌ها با امام غايب خود در جنگ هستند؛ زيرا با دعوت امام با فرستادن وصي او و يماني او يعني احمدالحسن[احمداسماعيل]، در جنگ هستند و اموال او (خمس و وجوهات شرعيه) را براي خود حلال كردند (سالم، 1431: ص9).

اين، در حالي است كه بر اساس روايات، فقها امانتداران پيامبران محسوب مي‌شوند كه مجاري امور در عصر غيبت به آنان سپرده شده است. امام عصر (عج) مردم را در حوادث واقعه به فقيهان با شرايط خاصي ارجاع داده و اين قضيه از امور قطعي نزد اماميه است؛ چنان كه آن حضرت مي‌فرمايد: «در پيشامدهاي اجتماعي به راويان حديث ما رجوع كنيد؛ زيرا آنان حجت من بر شما هستند و من خدا خدا بر آنان هستم.»[3]از جمله ‏«فَانَّهُمْ حُجَّتى‏ عَلَيكُمْ» استفاده مى‏شود كه فقها در همه كارهايى كه از شؤون امامت و رهبرى جامعه مى‏باشد، از طرف امام زمان (عج) منصوبند (كريمى، 1378: ص54). مراجعه به فقها در مسائل حلال و حرام و تبيين احكام، يكى از مسائل رايج مسلمانان و از بديهيات اسلام است و علاوه بر آن بر اساس اين روايت، در همه مسائل اجتماعى و سياسى كه به مصالح عمومى مسلمانان مربوط است، براي مردم دستور رجوع به علما و فقها صادر شده است (موسوي خمينى، 1378: ص80). بنابراين، يكي از وظايف فقها، اخذ خمس و وجوهات شرعي و مصرف آن در مصالح جامعه اسلامي است.

4-4. حليت اموال نواصب مهديين

در دين اسلام هر فردي كه شهادتين را اظهار كند، مسلمان است و احكام اسلام بر او بار مي‌‌شود و عرض، خون و مال او محترم است و هيچ دليلي ياراي نقض اين قاعده‌كلي نيست. از ديدگاه فقهاي اماميه اموال تمام مسلمانان غير از ناصبي محترم بوده و محدوده نصب و ناصبي‌گري بر اساس نظر مشهور، تنها شامل ناصب اهل بيت است (زنجاني، 1419: ص378-379)؛ ولي احمد اسماعيل بصري با تصرف در مصاديق «اهل بيت»، افزون بر چهارده معصوم، مهديين و پيروان آن‌‌ها را در دايره «اهل بيت» وارد كرده و با تصرف در مفهوم ناصبي از ديدگاه مشهور علما، معتقد است كه اموال نواصب مهديين و پيروان ايشان، همچون اموال نواصب اهل بيت (ع) احترامي ندارد. به زعم وي، مقصود از ناصبي، دشمن ائمه و يا دشمن مهديين و پيروان احمد اسماعيل و ياران آن‌ها است. از اين‌‌رو، اموال ناصبي حرمت و احترامي ندارد و مي‌توان آن را به طور كامل يا جزئي دزديد؛ به شرط آن‌كه ضرري به طرفداران احمد الحسن نرسد (ر.ك. بصري، 1431الف: ج2، ص141). براي نمونه احمداسماعيل در پاسخ به اين سؤال كه «آيا جايز است بيش از مبلغ حمل و نقل كالا از رئيس شركت پول مطالبه كنم؟»؛ مي‌‌گويد: «اينان، دشمنان و نواصب ائمه و مهديين هستند و مال آن‌ها احترامي ندارد، هر مقدار كه توانستي از مال او تصاحب كن و اين كار براي تو جايز است» (همان، ج4، ص 99). بر اساس اين عبارت، علاوه بر نواصب امامان معصوم (ع) نواصب مهديين، اموالشان فاقد احترام شرعي و تصرّف در آن مجاز است.

همچنين احمداسماعيل در پاسخ به اين كه آيا استفاده شخصي از اينترنت همسايه يا از مراكز غير دولتي جايز است، مي‌گويد: «اگر صاحب مال(اينترنت)از نواصب ائمه يا مهديين و يا پيروان ايشان باشد، در اين صورت اموال او احترامي ندارد و استفاده از اينترنت او جايز است» (همان، ج2، ص141). در اين عبارت، احمد اسماعيل، واژه «نواصب مهديين» و نيز واژه «نَواصِبُ شيعَتِهِم» را با حرف عطف «اَو» به «نواصب الائمه»، عطف كرده است. حرف «اَو» در ادبيات عرب، حرف فصل به شمار مي‌آيد؛ بدين معنا كه هر يك از فصول معطوف، داراي حكم شرعي مستقل است. بر اين اساس، علاوه بر نواصب ائمه، نواصب مهديين و نواصب پيروان مهديين مشمولِ حكم شرعي فقدانِ حرمتِ اموال خود هستند. بنابراين، اگر مسلماني، مهديين و از جمله احمداسماعيل و پيروان وي را دشنام دهد و لعن كند، اموالش فاقد حرمت است. اين، در حالي است كه بر اساس آموزه‌هاي ديني هر گونه تصرّف بي‌اذن در اموال ديگري حرام و موجب ضمان است. اين، در حالي است كه در فقه نظام اقتصادي اسلام، حتي اموال كفار ذمي، محترم است و هيچ كس حق تجاوز به آن را ندارد. بر اين اساس، نگرش احمداسماعيل، بر توهم تكليف براي خويش به منظور نجات مردم عراق از سيطره حوزه علميه نجف و نظام حاكم بر عراق مبتني است؛ در حالي كه حاكميت فقه نظام در عرصه‌هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي در كشور عراق، زمينه جولان اين جريان انحرافي را فراهم نمي‌كرد.



نتيجه‌گيري

كشور عراق به دليل وزن ژئوپلتيك و ظرفيت بالقوه اقتصادي، سياسي و فرهنگي جايگاه مهمي در منطقه غرب آسيا دارد؛ ولي بحران‌هاي مختلف از طرح‌هاي تجزيه تا دخالت مستقيم استعمار انگليس و سپس امريكا در عراق، سبب بي‌ثباتي و ناپايداري كشور عراق در عرصه بين الملل شده است و همين امر موجب پديدار شدن جريان‌هاي انحرافي، به ويژه جريان مدعي يماني در عراق شده است. ادعاهاى دروغين در باب مهدويت به يك‌باره رخ نمى‌نمايند؛ بلكه زمينه‌هاى فكرى، سياسى، اجتماعى، اخلاقى و اقتصادى بر پيدايى آن‌ها تأثيرگذار هستند. چالش‌ها، نزاع‌ها و كشمكش‌هاى سياسى، قبيله‌اى، عقيدتى و فكرى، فقر اقتصادى و فرهنگى، سرخوردگى مردم و نبود انسان‌هاى روشنگر و راهنما، زمينه را براى جريان مدعي يماني در عراق مساعد كرده است. در اين ميان، بررسي عوامل زمينه‌ساز پيدايي و گرايش به جريان مدعي يماني از اهميت بسزايي برخوردار است:

1.عوامل زمينه‌ساز پيدايي جريان مدعي يماني عبارتند از: نظريه نفي حكومت در عصر غيبت و راه اندازي تشكيلات وسيع در عراق در برابر حكومت اسلامي؛

2. عوامل انگيزشي گرايش به اين جريان عبارتند از: حاكميت نگرش سكولار در عراق، كمك به قشرهاي ضعيف جامعه عراق، فقدان كتاب‌هاي انديشه‌ساز و فرهنگ‌ساز در عراق؛

3. عوامل گرايشي در گرايش به جريان مدعي يماني عبارتند از: اباحه‌‌گري و مقابله با برخي احكام و الزامات حكومتي؛ تكليف گريزي و نيز تأسيس مؤسسات عام المنفعة و مراكز تبليغ معارف ديني در عراق؛

4.پيشنهاد ما براي مقابله با جريان مدعي يماني، توجه به فقه نظام سياسي، فقه نظام اقتصادي، فقه نظام فرهنگ در حوزه علميه نجف اشرف و گذار از انديشه فقه فردي به سوي فقه نظام اجتماعي با تمام گرايش‌هاي آن است.

5. ايجاد تشكيلات موازي توسط جريان احمداسماعيل، با نظريه فقه نظام مغاير است؛ زيرا تنها نظام پذيرفته شده بر اساس فقه شيعي در عصر غيبت، نظام مبتني بر حاكميت ولي فقيه به مثابه نائب امام زمان (عج) و حاكم مبسوط اليد در رأس حكومت است تا مشروعيت ساير قواي حاكم بر جامعه از طريق او، تحقق يابد. از اين رو، راه ‌اندازي تشكيلات موازي، جز اختلال نظام نتيجه‌اي ندارد.

6. مرز ميان تفكر سكولار و فقه نظام، همانا قابليت جمع ميان فقه فردي و تفكر سكولار است؛ چرا كه وجه اشتراك اين دو، جدايي دين از سياست است؛ در حالي كه در فقه نظام، هيچ دوگانگي ميان دين و سياست وجود ندارد؛ بلكه سياست جزئي از دين است؛ بر اين اساس، تمسك به آراي عمومي مبتني بر عرف عقلا و سيره عقلا است و با عرفي شدن دين كه زاييده حاكميت نگاه سكولار به دين است، تفاوتي بنيادين دارد. بنابراين، ديدگاه احمد اسماعيل مبني بر مغايرت رجوع به آراي مردم در انتخابات با حاكميت الاهي وجهي ندارد.



منابع

قرآن كريم.

1. ابطحي، سيد مصطفي و سيد علي‌اصغر ترابي (پاييز 1394). «نقش امريكا در دولت- ملت‌سازي در افغانستان و عراق جديد»، فصلنامه تخصصي علوم سياسي، سال 11، شماره32.

2. ابن ابي زينب نعماني، محمدبن ابراهيم (1397ق). الغيبة، تهران، صدوق.

3. ابن اثير، مبارك بن محمد (1367). النهاية في غريب الحديث و الاثر، قم، اسماعيليان.

4. ابن شعبه حرّاني، حسن بن علي (1394). تحف العقول، قم، اسلامي.

5. ابن طاووس، علي بن موسي (1416ق). التشريف بالمنن في التعريف بالفتن، قم، مؤسسه صاحب الامر (عج).

6. ابن فارس، محمد بن زكريا (1404ق). معجم مقاييس اللغة، قم، مكتب الاعلام الاسلامي.

7. ابن ماجه، محمد بن يزيد (1418ق). سنن ابن ماجه، بيروت، دارالجيل.

8. ابن منظور، محمدبن مكرم (1414ق). لسان العرب، بيروت، دارالفكر.

9. اكبري، حسين (1389). بحران حاكميت در عراق، تهران، مؤسسه انديشه سازان نور.

10. الانصاري، ابومحمد (بي‌‌تا). جامع الادلة، نجف، انصارالامام المهدي.

11. آرشيو اتاق نقد فرق انحرافي مركز تخصصي مهدويت.

12. بصري، احمد اسماعيل (1431ب). العِجل، نجف، انصارالامام المهدي.

13. ______________________ (1432ق). بيانيه شعبان 1432، نجف، انصارالامام المهدي.

14. _______________________ (1431الف). الجواب المنير عبرالاثير، نجف، أنصار الإمام المهدي (عج).

15. _____________________ (1431ج). المتشابهات، نجف، أنصار الإمام المهدي (عج).

16. بنك المعلومات الوطني (2009م). دراسة تحليلية حول حركات المهدوية، بغداد، بي‌‌نا.

17. ترابي، محمد و ديگران (1393). شيعيان عراق پس از 2003ميلادي، قم، مجمع ذخاير اسلامي.

18. الخبّاز، سيدضيا (1436ق). احمداسماعيل ليس من ذريّة الامام المهدي (عج)، نجف، مركز الدراسات التخصّصية في الامام المهدي (عج).

19. خسرو پناه، عبدالحسين (1388). جريان‏شناسى فكرى ايران معاصر، قم، مؤسسه فرهنگى حكمت نوين اسلامى.

20. الخيون، رشيد (2012م). 100 عام من الاسلام السياسي بالعراق(الشيعه)، دبي، مركز المسبار للدراسات و البحوث.

21. ذوالفقار، علي ذوالفقار (2005م). الحركات المهدوية، بغداد، مركز بانقيا للابحاث و الدراسات.

22. زمخشرى، محمود بن عمر (1979م). أساس البلاغة، بيروت، دار صادر.

23. زنجاني، موسي (1419ق). كتاب نكاح، قم، مؤسسه پژوهشي رأي پرواز.

24. الزيادي، حيدر (1431ق). اليماني الموعود حجت الله، نجف، انصارالامام المهدي (عج).

25. سالم، علاء (1431ق). رسالة في فقه الخمس، نجف، انصارالامام المهدي.

26. الشيبي، كامل مصطفي (1963م). الصلة بين التصوف و التشيع، بفداد، دارالزهراء (س).

27. صاحب، اسماعيل بن عباد (1414ق). المحيط فى اللغة، بيروت، عالم الكتب.

28. صدر، سيدمحمد (1412ق). موسوعة الامام المهدي (عج)، بيروت، دار التعارف للمطبوعات‏.

29. طبري، محمدبن جرير (1413ق). دلائل الامامة، قم، مؤسسة البعثة.

30. عرفان، امير محسن (1392). قبيله تزوير، بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود (عج).

31. فراهيدي، خليل بن احمد (1409ق). العين، تهران، هجرت.

32. كارشناس، علي (1400الف). عراق1443، قم، پژوهشگاه علوم اسلامي امام صادق (ع).

33. ______________ (1400ب). تحليل جريان مدعي يماني، قم، پژوهشگاه علوم اسلامي امام صادق (ع).

34. كليني، محمدبن يعقوب (1401ق). الكافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه.

35. الكوراني العاملي، علي (1391). دجال البصرة، قم، باقيات.

36. كريمى، جعفر (1378). ولايت فقيه، تهران، اداره آموزش عقيدتى سياسى نمايندگى ولى فقيه در سپاه.

37. مجلسي، محمدباقر (1403ق). بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث العربي.

38. مركز مطالعات عراق (1399). اطلاعاتي خاص پيرامون جريان مدعي يماني، تهران، مركز العراق للدراسات.

سايت‌ها

1. سايت رسمي دعوت احمد الحسن(وارثين ملكوت)، « ظلم در حكومت فقيه »، دسترسي در: varesin.org. https://www، 23/12/1398.

2. كرسي آزاد انديشي «بحران عراق؛ ريشه‌ها و پيامدها» توسط گروه سياست پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، دسترسي در: http://iict.ac.ir/iraq-، ۲۱ آبان 1398.



[1]. Discription.

[2]. Expanation.

[3]. «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ» (طوسي، 1424: ص177).