مرکز مجازی مهدویت http://mahdi313.com مرکز مجازی مهدویت نقش فرهنگ جاهلیت در شهادت امام حسین علیه السلام http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1864 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1864 تغیییرات در زمینه فرهنگ و ارزشها می تواند سبب تحولات بنیادین گردد ولی به راستى چه تحولى در جامعه اسلامى روى داد، كه آمادگى پذيرش چنين فاجعه اى را يافته بود؟

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 تغیییرات در زمینه فرهنگ و ارزشها می تواند سبب تحولات بنیادین گردد ولی به راستى چه تحولى در جامعه اسلامى روى داد، كه آمادگى پذيرش چنين فاجعه اى را يافته بود؟مردم آن زمان كه هنوز ياد و خاطره گذشته نه چندان دور در اذهانشان بود و ديده يا شنيده بودند كه پيامبر (ص) را دیده بودند چگونه در مقابل آنچه پيش روى بود دست بر دست نهادند و شريك جرمى بزرگ در تاريخ بشريت شدند؟ چرا عليه آنان كه چنين ظلمى عظيم به پاداشتند به اعتراض بر نخاستند، چه تغييرات و دگرگونيهايى در دنياى آن زمان پيش آمد كه خليفه مسلمين! براى تحكيم موقعيت خويش دست به كشتار خاندانى زد كه در تفكر دينى مردم مى بايستى جايگاه والايى داشته باشند؟
چرا آنان كه به چشم خويش ديده بودند كه پيامبر6 حسين7 را بر زانوان خويش مى نشاند و بر لبانش بوسه مى زد، (اب‍ن ح‍ی‍ون ص112، ) و هم اكنون بر آن لبان تازيانه زده مى شود، جز انگشت شمارى، (م‍س‍ع‍ودی ، ج 2، ص 66.) دهان نگشوده و اعتراض نكردند و چرا آنها كه به گوش خويش شنيده بودند كه پيامبر حسنین را سرور جوانان اهل بهشت معرفی کرده بود (طب‍ران‍ی ، ج 3، ص 38،) قتل امام حسين و يارانش را ديدند و شنيدند اما سكوت كرده و لب فرو بستند؟
و هزاران پرسش ديگر.
در اين زمينه، آنچه بايسته پژوهش است، بررسى ساز وكارهاى اين تغيير بعد از رحلت نبی مکرم اسلام است تا معلوم شود كه چگونه و چه عاملى در اين تغييرات نقش اساسى داشته اند.
به نظر ما عامل اصلي در وقوع اين واقعه جانگداز روند تدريجي جايگزيني فرهنگ جاهليت به جاي فرهنگ غدير(امامت و ولايت) و تهي كردن جامعه از فرهنگ ناب غدير بود دراين نوشتار بر آنيم كه تحولات پيش آمده در جامعه اسلامى را كه زمينه ساز فاجعه عاشورا شد، به صورت اجمال و اختصار بيان داريم

بررسی نقش امام حسین در اضمحلال فرهنگ جاهليت
دیدیم جامعه اسلامی که با بعثت پيامبر مکرم اسلام و تلاش های پى گير او و اصحابش از بدترين روش زندگى به متعالى ترين آن فراخوانده شد و در اندك زمانى دگرگونى فاحشى يافت و قوانين و احكام اسلامى بر آن حاكم شد و غلط گرديد، دين اسلام به عنوان عنصرى نجات دهنده آدمى كه نگرش جامع به هستى داشت و دنيا و آخرت را هم چون پديده اى واحد و جدا ناپذير مى ديد، تا آنجا پیش رفت که باورهاى پاك و آسمانى جاى گزين عقايد خرافى در آن. پس از پيامبر (ص) چيزى نگذشت كه در ميان صحابه براى رسيدن به قدرت دنيايى اختلاف افتاد و دين به عنوان عاملى توجيه كننده خواسته هاى آنان درآمد. که مصداق روشن آن جريان سقيفه بنى ساعده بود كه هر يك از مهاجرين و انصار، بى توجه به دستورات نبى اكرم (ص)، اما با تمسك به برخى عناصر دينى، در پى كسب قدرت بر آمدند( ج‍ع‍ف‍ری ، ص 41 )
اين كجروى و دنيا خواهى در تمامى زواياى زندگى مسلمانان سايه افكند. جهاد، مبارزه ايثار و از خودگذشتگى و تحمل سختيهاى طاقت فرسا كه در گذشته براى تقرب به خدا و كمال يابى بود، در خدمت رسيدن به غنيمت و بيرون كردن حريف از ميدان رقابت به كار گرفته شد.
دين در ميان بيشترين مردم به تبع ا ز سردمداران وكارگزاران، وسيله و ابزارى براى آسوده زيستن و بى دغدغه بودن تلقى شد و اين به علت روند تدريجي جايگزيني فرهنگ جاهليت به جاي فرهنگ غدير(امامت و ولايت) و تهي كردن جامعه از فرهنگ ناب غديربود. اين امر تا آنجا پيش رفت كه امام حسین پیرامون آن فرمود ((الناس عبيد الدنيا، و الدين لعق على السنتهم، يحوطونه ما درت معايشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون ; (اب‍ن ش‍ع‍ب‍ه ، ص 174): مردم برده هاى دنيا هستند و دين لقلقه زبانشان است، تا آنجا از دين حمايت و پشتيبانى مى كنند كه زندگيشان در رفاه باشد. و آنگاه كه به آزمون در آيند دين داران اندك اند.)) جامعه عصر امام حسين )ع) از چنين ويژگيهايى برخوردار بود و به تبع آنچه كه بيان شد اخلاق و فرهنگ و ارزشها دگرگونى يافته و جاى خود را به ضد آنها داده بود.
در چنين جامعه اى حق پايمال مى شود و ظالم جان مى گيرد، خونها ريخته مى شود و خاندان عترت و طهارت به اسارت برده مى شود، احكام الهى زير پا نهاده شده و فساد رواج مى يابد ولى كسى فرياد نمى زند يا از آن رو كه نمى داند چه مى گذرد و يا مى داند و نمى تواند و يا مى داند و مى تواند ولى مى ترسد. اما هيچ يك توجيه كننده كوتاهى آنان كه در اين جامعه زندگى مى كنند نيست.
امام حسين )ع) بيش از هر كس ديگر در تصوير زمانه خويش كوشيده است. وى تحول در ارزشهای اسلامی و جایگزینی ارزشهای جاهلی را در خطبه اى چنین بيان مى دارد)) اما بعد، بر ما همان فرود آمد كه مى بينيد; به راستى اوضاع زمان دگرگون شده، زشتيها آشكار و نيكي ها و فضيلتها از محيط ما رخت بسته، از ارزشهاى انسانى چيزى جز اندكى به مانند قطره هاى مانده در ته ظرف آب، چيزى نمانده است، مردم در زندگى ننگين و ذلت بارى به سر مى برند كه نه به حق عمل مى شود و نه از باطل روگردانى مى شود. شايسته است در چنين محيط پليدى، انسان مؤمن فداكارى كند و به ديدار حق بشتابد. من در چنين فضايى مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمگران را چيزى جز نكبت نمى دانم)) (ابن طاووس ص69.) امام حتی در وصيت نامه معروف خويش به محمد حنفيه، كه در آن به انگيزه قيام خود اشاره دارد به اصلاح ارزشهای جامعه و تحقق سنت پیامبر مکرم اسلام (ص) تصریح می دارند ((انى لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امه جدى، اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و بسيره سيره جدى و ابى على بن ابى طالب (ص‍ادق‍ی ، 188)
با اينكه امام7 مى داند كه در اين حركتى كه آغاز كرده است كشته شدن و اسارت خاندان وجود دارد (ق‍طب راون‍دی ص 26 ) اما انگيزه دين خواهى و ضرورت اصلاح جامعه انسانى وى را به پيش مى برد و اعلام مى كند كه نه از روى خودخواهى و يا خوشگذرانى و نه براى فساد و ستمگرى، بلكه به منظور امر به معروف و نهى از منكر قيام كرده است و مى خواهد در امت جدش اصلاح را جستجو كند و به سيره رسول خدا و على7 عمل نمايد. این چنین است که امام حسین7 به جنگ و مبارزه با ضدارزشهای رایج در جامعه می رود تا بار دیگر نسیم حیات بخش نبوی را در جامعه ساری و جاری کند.

تبلور فرهنگ جاهليت اين بار در قالب انتظار ویرانگر
مقوله انتظار ويرانگر همان برداشت نادرست از مفهوم انتظار است كه آن را مي توان نوع ديگري از فرهنگ جاهليت دانست. فرهنگ جاهليت اگر در سده هاي اوليه سبب ريخته شدن خون امام حسين(ع) شد اين بار در قامتي جديد سبب تحريف در مقوله انتظار گرديده است. و موجب رواج نوع نادرستي از مفهوم انتظار در جامعه گرديده است كه ما از ان به عنوان انتظار ويرانگر نام مي بريم که فلج کننده و باز دارنده است در واقع نوعی اباحی گری است که همواره مورد مذمت و سرزنش قرار گرفته است که همراه با جمود و خمود است. لذا لازم است براي تبيين هرچه بيشتر اين موضوع قدري بيشتر آن را مورد واكاوي قرار دهيم.
در مقوله انتظار ويرانگر عمدتا در حد اصلاح فردی با ابزار دعا برای تعجیل در فرج منجی و صدقه دادن برای سلامتی صاحب الزمان و گریه شوق در فراق مهدی(عج) خلاصه می شود و گاهی انحراف در این بینش به حدی است که با تفسیر بعضی روایات، ترویج فساد و ظلم در دستور کار قرار می گیرد. اینان معتقدند که جامعه بایستی به حال خود رها شود و کاری به فساد نباید داشت تا زمینه ی ظهور برای دنیایی که پر از ظلم و فساد است، فراهم آید.
اگر چه در این دیدگاه برخی انتظار فرج را در دعا برای فرج و امر به معروف و نهی از منکرهای جزیی، منحصر و خلاصه دانسته اند و بیشتر از آن وظیفه ای برای خویش قایل نیستند؛ ولی گروهی دیگر، پا را از این فراتر نهاده اند و حتّی امر به معروف و نهی از منکرهای جزیی را نیز برنمی تابند چرا که معتقدند، از آن جا که در دوران غیبت، کاری از آنها برنمی آید، تکلیفی برعهده ندارند. امام زمان (عج) خود، هنگام ظهور، کارها را حل می کند!!؟ اینان هر حکومتی را به هر شکل، تا قبل از ظهور باطل و بر خلاف اسلام می دانند.
در یک قالب کلی می توان مختصات این نوع انتظار را در فراگیر شدن ظلم و ستم، غرقه شدن در تباهی ها و نظاره گر بودن نسبت به آن ها، نا امیدی و یأس و پذیرش شکست در حوزه ی فرد و اجتماع، قبول ذلّت و تن دادن به هر بدبختی در حوزه ی فردی و اجتماعی، ذلت در مقابل بیگانگان و تن دادن به هر زبونی و یوغ بیگانه و عدم استقلال و آزادی، قانع بودن به وضع موجود وعدم کوشش برای تحقق وضعی بهتر،دانست
در این نوع بینش تعطیلی بسیاری از آیات و روایات، اگر نگوییم همه، مانند:امر به معروف و نهی از منکر، سیاست داخلی و خارجی، چگونگی برخورد با کفّار و مشرکان، دیه، حدود، دفاع از محرومان در اقصای عالم و.. را داریم چون اکثریت قاطع روایات در جهت اصلاح امور فرد و جامعه است.
در انتظار ویرانگر، نوع برداشت از انتظار این است که، ظهور و قیام حضرت صرفاً ماهیت انفجاری و برق اسا دارد، و از اشاعه ظلم ها، تبعیض ها، اختناق ها و حق کشی ها ناشی می شود، و این انفجار وقتی رخ می دهد که اصلاح به نقطه صفر برسد و حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد.، پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است. این نوع تفکر، حاصل برداشتِ قشریِ از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود علیه السلام است که صرفا ماهیت آن را انفجار می دانند و معتقدند که این انقلاب فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم، تبعیض، اختناق، حق کشی و تباهی ناشی می شود. به نظر آنان، این انقلاب نوعی سامان یافتن است که معلول پریشان شدن است. بنابراین هر اصلاحی محکوم است؛ زیرا هر اصلاح به مثابه یک نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع، نقطه روشنی هست، منجی بزرگ ظهور نمی کند.
اینان بر خلاف روح شریعت هر گناه، فساد، ظلم، تبعیض، حق کشی و هر پلیدی به حکم اینکه مقدمه صلاح کلی است و ظهور منجی را قریب الوقوع می کند، روامی دانند ؛ زیرا هدف،وسیله های نامشروع را مشروع می کند. پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است. پاره ای دیگر از این افراد به طور طبیعى، در برخورد با موانع و مشکلات جامعه راه اعراض و کناره گیرى را در پیش گرفته و نسبت به حوادث و وقایع- به هر نحوى باشند- بى تفاوت مى مانند. انان در این حالت، میدان را به حریف واگذارده و فقط تماشاگر بازى است و نهایت نقشى که دارد ابراز انزجار است از آنچه هست و امیدوارى بى حاصل و موهوم به آنچه باید باشد. اینان با در پیش گرفتن چنین راهى، به چنین پندارى گرفتارمی آیند که هرچه وضع بدتر شود، بهتر است و به گمان و باور انان، زمان ظهور نزدیک تر خواهد شد.!!؟
اینچنین نگرشی به مقوله انتظار – که متاسفانه در جامعه ما نیز رگه های از ان دیده می شود - در یک کلام سبب مشکل تر ساختن حرکت و قیام امام زمان می گردد،چرا که حرکت امام زمان علیه السلام روال طبیعی دارد و قرار نیست همه ی امور،به صورت معجزه آسا توسط او و یارانش انجام پذیرد. بالطبع قیام امام زمان علیه السلام زمینه سازی و آمادگی می طلبد لذا هر چه فساد و تباهی بیش تر باشد، نه تنها به ظهور امام کمک نمی کند بلکه کار امام علیه السلام و مبارزه او سخت تر و طولانی تر میکند.
منشا سوء نگرش به مقوله انتظار – که ما از ان به عنوان انتظار ویرانگر یاد می کنیم – در کوته فکری وعدم بصیرت کافی به دین است مهم ترین عامل چنین نگرشی در عدم فهم صحیح از روایاتی است که که ظلم و جور آخر الزمان را مطرح می کنند اینان بر اثر فهم ناقص از روایات اینگونه استنباط می کنندد که، یا کاری به فساد و تباهی نباید داشت و در مقابل آن موضع بی طرفی اتخاذ کرد و یا حتّی دیگران را به گناه فرا خوانده تا جهان را هر چه سریع تر گناه فراگیرد و مصلح کل بیاید غافل از این که،اولا به طور بدیهی، همیشه عالم پر از ظلم بوده است و ثانیا از روایات برنمی آید، همه بایستی ظالم یا فاسد گردند.تا ظهور اتفاق افتد
نگاهی کوتاه و گذرا به جهان نشان می دهد که ظلم عالم را فرا گرفته است، عدّه ای ظالمند و بسیاری مظلوم؛لذا هیچ منافاتی وجود ندارد که در کنار این ظلم و جور، دوستان و منتظران آن حضرت، با زمینه سازی مثبت و آینده ساز، در اندیشه ی مقدمه چینی برای انقلاب جهانی ایشان باشند.به عنوان مثال شیخ صدوق روایتی از امام صادق علیه السلام نقل می کند مبنی بر این که این امر تحقق نمی پذیرد مگر این که هر یک از شقی و سعید به نهایت کار خود برسند(صدوق، ج2، باب 33،)
پس سخن در این است که گروه نیک بختان و گروه بدبختان هر کدام به نهایت کار خود برسند. نه اینکه نیک بختی در کار نباشد و فقط اشقیاء به منتها درجه ی شقاوت برسند. تا امام ظهور کند. این افراد غافل از این هستند که، این روایات را می بایست از طریق صحیح مورد تفحص قرار داد و چنانچه روایتی از لحاظه مستندات رجالی و درایه ای دارای اشکال بود می بایست کنار نهاده شود.
آفتِ دیگری که از خلال انتظار ویرانگر دامان جامعه را می گیرد، توهّم اسقاط کلّ تکلیف از فرد به دلیل عدم استطاعت به کل است ؛ یعنی چون قادر به اصلاح کل نیست،لذا تکلیف هم ساقط است؛ این همان نظریه صفر و صدی است که رایج است در اینجا، چون اصلاح کل، تنها به وسیله ی امام زمان(عج) مقدور است و از دیگر افراد بر نمی آید، پس هیچ تکلیفی وجود ندارد؛ غافل از این که اگر اصلاح کلّ مقدور نیست، آن مقداری که مقدور باشد، ساقط نشده است. معروف است: ما لا یدرک کلّه، لا یترک کلّه؛ آنچه که همه ی آن دست یافتنی نیست، به تمام هم رها نمی گردد.
در مقوله انتظار ویرانگر شاهد رشد توهّم بادکنکی هستیم به این مفهوم که امام زمان علیه السلام کارهای خود را به وسیله ی اکراه و اجبار یا صرفاً معجزه آسا انجام می دهد. پس نیاز به مقدمات و زمینه سازی نیست لذا در این صورت فرد هیچ تکلیفی ندارد فقط باید بنشیند تا مصلح بیاید و تمام کارها را به سامان برساند.
در فرایند انتظار ویرانگر هدف، وسیله را توجیه می کند: مصادق بارز همان اصل الغایات تبرّر المبادی :هدف ها وسیله های نامشروع را مشروع می کند، پس در اینجا بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه ی فحشا و فساد است. اینجاست که گناه هم لذّت و کامجویی است و هم کمک به انقلاب مقدس یعنی مصداق بارز همین شعر معروف
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد (صالح مدرسه ای، ص 126)
آرنولد توین بى (Arnold Toyn bee)، مورّخ معاصر انگلیسى، معتقد است: در برابر هر تهاجمى، که جامعه با آن مواجه مى شود، پاسخى هست و این پاسخ است که حیات و ممات جامعه در گرو آن است. تولّد جامعه با پاسخ تهاجم آغاز مى شود؛ با پاگرفتن جامعه، اندک اندک تهاجم ها نیز نوعشان تفاوت مى کند و بنابراین، پاسخ هاى نوین به تهاجم هاى نوین ضرورت مى یابد. تا زمانى که جامعه در برابر هر تهاجم پاسخى بدهد که در خور آن تهاجم باشد، همچنان رو به رشد و نمو خواهد بود. رکود و وقفه از زمانى شروع مى شود که سلسله جنبانان و متولّیان و مدیران جامعه در مقابل تهاجم هاى نوین، همان پاسخ هاى کهنه را تکرار کنند. پاسخ هاى قدیم نمى توانند تهاجم هاى نوین را دفع کنند و از این رو، به تدریج، موجبات افول و زوال جامعه فراهم مى آید. ( مصباح یزدی، ص 144)
بنابراین، اگر جامعه على رغم اعتراض به وضع موجود، ساکت و ساکن باشد، به یقین جامعه اى مرده و بى حرکت است که هیچ گونه نقشى نمى تواند در جهت تغییر آن ایفا نماید.
بدیهی است چنین دیدگاهی از نظر دین مبین اسلام و مکتب رهایی بخش شیعه، کاملاً اشتباه است چرا که همان طور که حکومت حضرت مهدی علیه السلام ریشه کن کننده ی ظلم و جور و برپا کننده ی عدل مجسّم است تهی از قلدری و قساوت می باشد؛ پیدایش ان نیز می بایست مبتنی بر چنین امری باشد ودر یک قالب کلی از ظلم و جور دور و از قساوت و قلدری برکنار و از دروغگویی و ریاکاری خالی باشد. چون قداست هدف، مبرّر وسیله ی گناه نمی شود، گناه جز گناه نمی زاید. با ظلم نمی شود عدل را به پا کرد. با عقده ی انتقام نمی توان دادگری کرد.( صدر،صص 87 - 88،)
اهمیّت مسأله انتظار سازنده و ویرانگر در این است که هرگونه تحلیلی در این رابطه، بستر دیدگاه ها و عملکردهای متفاوتی، برای فرد و اجتماع خواهد بود و وظایف منتظِر را در دوران غیبت تا ظهور دولت کریمه، رقم می زند. لذا، جنبش های متفاوت و پویایی سیاسی و اجتماعی و یا رکود و عدم تحرک جوامع و افراد بسته به تبیین این معناست.

نتیجه گیری پایانی
تحولات پيش آمده پس از رحلت رسول اكرم (ص) به ويژه درعصر فتوحات، زندگى كردن بى دغدغه و همراه با آسايش و آرامش را براى عربهاي مسلمان به ارمغان آورد و تن پرورى حاصل از اين وضع مجال هرگونه قيام و اعتراض را از آنان گرفته بود. همچنین تفسيرهاى ناصواب وغير صحيح از دين و سنت، از آغازين روزهاى رحلت رسول خدا (ص) فهم درست دين را براى افراد جامعه مشكل ساخت، از اين رو هر نوع رفتار و قانونى در جامعه گاه در نظرشان دينى و ارزشى جلوه مى كرد.
اصلى ترين انحراف سياسى امت اسلامى در این دوران و در طول تاريخ، از ماجراى سقيفه آغاز مى شود كه در خلال آن پس از تمرد از دستور و نص صريح نبوى مبنى بر اولويت امام على7 جهت جانشينى، امامت و ولايت در عرصه ظاهرى و دنيوى از امام7 گرفته شد و پس ازآن با احياء ريشه هاى ارتجاعى زندگى سياسى - اجتماعى جاهلى و قبيله اى، روند برگشت به اين دوران تيره آغاز و به شدت دنبال گرديد.
فضاى مسموم و تبليغاتى پيش آمده در جامعه اسلامى به ويژه پس از قتل عثمان و تقابل مسلمانان با يكديگر، بسيارى را به كنج خلوت و عبادت كشانده و از صحنه هاى سياسى بيرون برده بود. تبديل خلافت به ملوكيت و تبعات منفى بعدى آن انحراف برخاسته از قضيه سقيفه را كامل ساخت و با افزايش گمراهى مردم و هواپرستى و هوس زدگى آنها توسط سياستهاى وقت بويژه به وسيله معاويه -، امام على7 و امام حسن7، به تدريج مساعدت مردمى را از دست دادند و با تحميل جنگهاى عديده به آنها و توقف عمليات اصلاحى شان، سرانجام در نهايت مظلوميت به شهادت رسيدند. آنچه مسلم است تحقق انحراف مزبور از اسلام اصيل و راستين، به صورت تدريجى و سلسله مراتبى بود و مى توان شدت اين انحراف را از عصر حكومت خلفاى اول، دوم و سوم و دوران حكومت معاويه، از كم به زياد و بسيار زياد، مرتبه بندى كرد.
آنچه متقن است در اين سه دوره، حتى در دوره معاويه، هنوز به صراحت از هدم و نابودى اسلام سخن رانده نمى شد و هنوز تظاهر به اسلام و اسلام خواهى رواج داشت. اما با مرگ معاويه در سال شصت هجرى و روى كار آمدن يزيد، شرايط به گونه اى گرديد كه اين خليفه شرابخوار و متظاهر به فسق، علنا از محو اسلام و نابودى آن و ضرورت برگشت به عصر جاهليت سخن راند و همين امر بود كه باعث شد امام حسين7 اين وضعيت غير قابل تحمل را بر نتابد و در جهت اصلاح و انجام امر به معروف و نهى از منكر، جان خويش را در راه احياء سنت نبوى و علوى فدا نمايد و بدين وسيله حيات مجدد اسلام راستين را با خون خويش تضمين كند.اگرچه خون امام حسين(ع) تا حدود زيادي سبب تبيين قضايا گرديد ولي فرهنگ جاهليت پس از ان نيز دوا م داشت و در عرصه هاي مختلف و به شيوه هاي گوناگون در قالب اسلاميت دوام يافت كه يكي از مظاهر ويرانگر ان در دوران ما ايجاد اسيب و افت در مقوله حياتي و مهم انتظار است كه ما از ان به عنوان انتظار ويرانگر ياد كرديم. در واقع همان فرهنگ جاهلي كه سبب ريخته شدن خون امام حسين(ع) گرديد اينك در هيبت انتظاري ويرانگر مانع از تحقق شرايط و ايجاد امادگي فردي و اجتماعي براي ظهور امام زمان (عج) گرديده است.

 

 

پدیدآونده :محمد اسماعيل زاده

]]>
داستان های حسینی و مهدوی برای کودکان http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1852 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1852 ]]> Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

1. سفر
علي آقا، بقال سر محله، تازه از كربلا آمده بود. پدرم وقتي از اداره به خانه آمد گفت: آقا سعيد مثل اين كه علي آقا از كربلا آمده چون پارچه زيارت قبولي بالاي سر خونه اونها زده‌اند.
بعد از ناهار و استراحت براي زيارت قبولي برويم خانه آن ها، چون مرد خوش اخلاق و با انصافي است كه در اين مدتي كه در اين خانه هستيم واقعاً‌از هر جهت، همه اهل محل از دست او راضي هستند.
بعد از ظهر همراه پدر به خانه علي آقا رفتيم.
علي آقا شروع كرد به تعريف كردن از مسافرتش به كربلا و آن قدر با حال و جالب مطالبي را گفت كه دوست داشتم ساعت‌ها حرفهايش ادامه پيدا كند كه چون چند نفر از اهالي محل آمدند پدر با علي آقا خدا حافظي كرد و به خانه آمديم.
بعد از ساعتي پدرم رو به من كرد و گفت: آقا سعيد مثل اين كه خيلي توفكري، از وقتي كه از خانه علي آقا آمده ايم هيچي نگفتي و در فكر خودت غوطه وري، مگر طوري شده.
گفتم نه بابا. علي آقا طوري از كربلا تعريف كرد كه دوست داشتم‌اي كاش منم مي‌توانستم بروم و از نزديك قبر امام حسين ع  را زيارت كنم.
اين را گفتم و بغض گلويم را گرفت و ديگر چيزي نگفتم.
پدرم گفت سعيد جان خدا انشاءالله قسمت كند دسته جمعي برويم زيارت.
گفتم انشاءالله.
پدرم بلند شد و از كتابخانه مفاتيح آورد و گفت سعيد جان الان كه از نزديك نمي‌توانيم زيارت امام حسين ع  داشته باشيم بيا الان كه حال و هواي كربلا پيدا كرديم يك زيارت عاشوراي با حالي با هم بخوانيم.
پدر هنوز مفاتيح را باز نكرده شروع كرد به خواندن: السلام عليك يا اباعبدالله.
بعد از تمام شدن زيارت عاشورا رو به من كرد و گفت: سعيد جان مي‌دانستي امام زمان (عج) پيام داده اند و سفارش كرده اند ما را به خواندن زيارت عاشورا و در جايي سه مرتبه فرموده اند: چرا زيارت عاشورا نمي‌خوانيد. عاشورا، عاشورا، عاشورا.

2. روزنامه ديواري
سال گذشته، خانم حسيني معلم پرورشي مدرسه سر صبحگاه گفتند: بچه‌هاي عزيز ماه محرم امام حسين ع  و ياران فداكارش نزديك است و مي‌خواهيم مسابقه روزنامه ديواري در مدرسه در اين موضوع داشته باشيم.
هر كلاسي با كمك همديگر يك روزنامه ديواري آماده كنيد كه از ميان آن‌ها به بهترين روزنامه ديواري كه داراي مطالب خوب و خواندني همراه با طراحي و خط زيبا باشد از طرف مدرسه جايزه خواهيم داد.
من نيز همراه بچه‌هاي كلاس شروع كرديم به جمع آوري مطالب از كتاب هايي كه درباره امام حسين ع  و روز عاشوراي حسيني نوشته شده بود.
مطالب جمع آوري شده را به مرضيه موسوي داديم تا آن‌ها را روي مقوايي بزرگ كه تهيه كرده بوديم با خط خوش همراه با طراحي و نقاشي آماده كند.
چند روز بعد كه روزنامه ديواري را آورد واقعاً‌ قشنگ، ديدني و خواندني شده بود فقط يك قسمت آن خالي بود. بچه‌ها علت را از او پرسيدند. گفت: مطالبي را كه آورده بوديد همه را استفاده كردم و چون از قبل مقوا را طراحي كرده بودم، اين قسمت مطلب كم آوردم و فعلاً خالي گذاشتم كه همفكري كنيم و آن را پر كنيم.
هركس چيزي گفت. من گفتم: بچه‌ها بياييد چند سطري از مصيبت‌ها و سختي‌هاي امام حسين ع  در روز عاشورا را بنويسيم و بعد از آن روزنامه ديواري را با دعاي تعجيل در ظهور و فرج امام زمان (عج) به پايان برسانيم.
همه بچه‌ها اين نظر را قبول كردند و خدا را شكر روزنامه ديواري كامل شد و اتفاقاً چون حسابي روي آن زحمت كشيده بوديم، كلاس ما برتر شد و همگي خوشحال شديم.
ولي آنچه بيشتر از همه مرا خوشحال كرد اين بود كه شنيدم امام زمان (عج) فرموده اند: هر مؤمني كه مصيبت جد شهيدم امام حسين ع  را ياد آوري كند و آنگاه براي تعجيل من دعا نمايد همانا من دعا گوي او هستم.

3. هواپيما
چه كيفي دارد مسافرت با هواپيما، آن هم به همراه خانواده.
اين حرف خواهرم زينب توي هواپيما بود.
مادرم گفت: زينب جان دعا كن قسمت همه علاقه‌مندان اما رضا ع  بشود كه با صحت و سلامتي و دلي‌خوش به زيارت آن حضرت بروند.
امسال عيد به پدرم گفتم: من و خواهر جون تصيميم گرفتيم براي اين‌كه يك مسافرت مشهد با هواپيما برويم هرچه پول عيدي داريم به شما بدهيم، مادر هم قول همكاري داده، شما هم اگر شده وامي، نمي‌دانم اضافه كاري و خلاصه به هر شكلي كه شده، زحمت بكشيد كه انشاء الله اگر قسمت باشد اين مسافرت جور شود، كه الحمدلله با تلاش همه اعضاي خانواده، الان داخل هواپيما هستيم به طرف قبر مطهر علي بن موسي الرضا ع .
زينب از پدرم پرسيد، پدر جان آيا امام زمان هم سوار هواپيما مي‌شوند؟
پدر گفت: دخترم نمي‌دانم.
از پدر پرسيدم: بابا من مي‌توانم از ياران و سربازان امام زمان ع  بشوم؟
اين را كه گفتم، زينب خنده‌اش گرفت و گفت: تو فعلاً مواظب باش با دوچرخه تو جدول خيابان نخوري بعد اين سؤال را بكند.
پدر گفت: زينب جان نخند با اين روحيه‌اي كه من از شماها سراغ دارم انشاء الله كه از ياران امام زمان ع  باشيد كه افتخار من و مامان باشيد.
فقط توجه داشته باشيد فلز و موادي كه در هواپيما استفاده مي‌شود با فلز و موادي كه در ماشين استفاده مي‌شود فرق مي‌كند: در هواپيما خيلي مواد بايد سبك و داراي مقاومت زياد باشد و علت آن هم اين است كه هواپيما اگر وسط آسمان خراب شد ديگر كاري نمي‌شود كرد برخلاف ماشين كه آن را به كنار مي‌زنند و درست مي‌كنند ياران امام زمان ع  بايد مثل ياران امام حسين ع  در روز عاشورا باشند كه با همه سختي‌ها و مشكلات از امام زمانشان دفاع كردند و او را تنها نگذاشتند.
مسافرين محترم كمربندها را ببنديد به فرودگاه مشهد نزديك مي‌شويم.

4. پيراهن
دايي جون سلام.
خوب تازگي‌ها سايه‌ات سنگين شده، نمي‌گي بچه‌ خواهري داريم، نداريم، زنده است، مرده است.
نكنه و ضعت خوب شده به فقير، فقرا سر نمي‌زني!
لااقل مي‌آمدي پيراهن مشكي كه برايت دوخته‌ام را مي‌گرفتي.
اي بلا، مگه دوختي، خوب زود خياط شدي، البته با وجود ايثارگراني مثل من كه پارچه در اختيار تو گذاشتيم، زودتر از اينها هم بايد خياط مي‌شدي.
دايي جون، اين عوض دست شما درد نكنه است.
نه دايي، شوخي كردم، استعداد و مهارت تو به دايي‌ات رفته، آخه مي‌گويند: بچه حلال‌زاده به دايي‌اش ميره و بعد از اينها، انشاء الله هرچه با اين پيراهن بر امام حسين ع  عزاداري و سينه‌زني كردم تو هم در ثوابش شريك باشي.
خيلي ممنوع دايي جون، راستي وقتي پيراهن را مي‌دوختم، اين سؤال به ذهنم آمد كه چرا خداوند در روز عاشورا با فرشتگانش امام حسين ع  و ياران او را كمك و ياري نكرد؟
شما كه پاي سخنراني حاج آقاها زياد مي‌رويد، اين سؤال مرا پاسخ بدهيد؟
دايي جان، سؤال خوبي است و بدان كه اتفاقاً فرشتگان براي ياري امام حسين ع  آمدند.
در حديثي امام رضا ع  مي‌فرمايند: چهار هزار فرشته‌ براي نصرت و ياري حسين ع  به زمين فرود آمدند، آنان هنگامي كه نازل شدند، ديدند حسين ع  كشته شده است، از اين‌رو، ژوليده و غبار آلود در نزد قبر آن حضرت، اقامت كردند و همچنان هستند تا اين‌كه قائم (امام زمان ع ) قيام كند و آنان از ياوران و سپاه آن حضرت خواهند بود و شعارشان «يا لَثاراتِ الحُسين» است.

5. پرچم
ماه رمضان امسال برايم خيلي جالب و خوب بود.
قبل از ماه رمضان با كاظم كه رفيق چندين و چند ساله هستم، تصميم گرفتيم، امسال در ماه مبارك رمضان هر شب نماز جماعت را در يكي از مسجدهاي شهر بخوانيم. خيلي برايم جالب بود، هر مسجدي حال و هواي خودش را داشت. بعضي از مساجد اكثر آن را پيرمردها بودند، بعضي از آنها اكثر آن را جوانان پر كرده‌ بودند بعضي از آنها بعد از نماز افطاري شير و خوراكي مي‌دادند، بعضي از مساجد، خادم‌هاي باحالي داشت و صدها خاطره‌ جالب ديگر.
چند روز مانده به روز قدس، با كاظم تصميم گرفتيم يك پرچم درست كنيم. پارچه‌اي سفيد تهيه كرديم و روي آن عبارت «مرگ بر اسرائيل» را نوشتيم و به دو طرف آن چوب وصل كرديم.
روز قدس يك طرف آن را كاظم و طرف ديگر آن را من گرفتم.
در حين راهپيمايي، كاظم به من گفت: چرا اين اسرائيلي‌ها با مسلمانان خصوصاً شيعه دشمني مي‌كنند؟
فكر مي‌كنم ما را نمي‌شناسند؟
تا سؤالش تمام شد، آقايي از پشت سر، دست روي شانه كاظم زد و گفت: پسر گلم، اتفاقاً خوب مي‌شناسند و چون مي‌شناسند دشمني مي‌كنند و مي‌دانند كه ماها كساني هستيم كه نمي‌گذاريم اينها در جهان زورگويي كنند و جهان را به ظلم و فساد بكشند.
به او گفتم: ببخشيد شما؟
گفت: من مهندس مسعوديان هستم.
به او گفتم: از كجا مي‌گوييد اسرائيلي‌ها ما را مي‌شناسند.
با مهرباني به من نگاه كرد و گفت: چندين سال قبل 400 انديشمند اسرائيلي در «تل آويو» همايشي را تشكيل دادند و به اين نتيجه رسيدند كه شيعه دو نگاه دارد: نگاه سرخ و نگاه سبز.
منظورشان از نگاه سرخ، عاشورا و الهام بخشي از آن است كه بوسيله آن با الگو قرار دادن امام حسين ع  زير بار ظلم نمي‌روند و زندگي با ظلم را ذلت مي‌دانند و منظورشان از نگاه سبز، ظهور امام زمان ع  و انتظار اوست كه باعث تداوم و استمرار قيام و حركت شيعه مي‌شود و بعد از قيام، آن را زمينه‌ساز ظهور مي‌داند و از هيچ قدرت و تهديدي هراس ندارند.

پدیدآونده: محمد يوسفيان

]]>
عباس گونه تربیت کنیم http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1851 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1851 ]]> Thu, 01 Jan 1970 03:53:17  داستان تولد حضرت ابوالفضل العباس  عليه السلام  ، حاوي نکات قابل ملاحظه‌اي است که مي‌تواند سر مشقي نيکو براي تربيت مهدوي فرزندان باشد. براي روشن شدن اين مطلب، مناسب است، ابتدا به نقل داستان تولد علمدار کربلا و عواملي که آن حضرت را به يار باوفا براي امام زمان دوران خويش تبديل نمود، اشاره و از آن به عنوان الگو و نمونه‌اي موفق در پرورش فرزندان خويش بهره برداري نماييم.
 بعد از شهادت حضرت فاطمه زهرا عليها السلام ، اميرمؤمنان حضرت علي  عليه السلام   به برادرش عقيل فرمود: «براي من بانويي انتخاب کن تا از او فرزندان شجاع و دليري نصيبم شود»؛ گويا حضرت، از همان ابتدا براي تربيت ياور حضرت سيدالشهدا عليه السلام  برنامه‌ريزي کرده بود. عقيل نيز که آگاه به نسب قبايل مختلف عرب بود، ‌انگشت اشاره بر ام‌البنين سلام الله عليها نهاد و حضرت علي  عليه السلام   با او ازدواج کرد تا در روز رويارويي عظيم حق و باطل، فرزندانش يار و ياور امام دوران، حسين بن‌علي عليه السلام  باشند و مسير هدايت را تا ابد زنده و روشن بدارند. در حقيقت امام علي  عليه السلام   فرزند دلبندش را براي واقعه کربلا ذخيره گذاشت و نام بلندش را عباس نهاد.
 ميرمؤمنان علي  عليه السلام   او را از اين رو عباس ناميد که به شجاعت، شکوه به صولت و خشم او در پيکار با دشمنان آگاهي داشت.1
 ايشان براي اين‌که فرزندي براي ياري حسين عليه السلام  در واقعه کربلا به جاي خود داشته باشد: اوّل آنکه همسري انتخاب مي‌کنند که بتواند چنين فرزنداني بياورد و در دامان خود آنها را تربيت کند. دوّم آنکه با انتخاب اسم مناسب، يعني عباس، از همان روزهاي نخستين به او تلقين مي‌کند که بايد داراي ويژگي‌هايي که در مفهوم اسم او هست باشد. سوّم آنکه با بوسيدن دستان آن فرزند مي‌خواهد بفرمايد که اين دست‌ها بايد طوري آموزش ببينند که بتوانند در روز عاشورا ياري و حمايت جانانه از امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  را داشته باشند. چهارم آنکه در هنگام شهادت خود، عهد و پيماني از حضرت عباس  عليه السلام   مي‌گيرند و دست امام حسين  عليه السلام   را در دست او نهاده و به او مي‌فهماند که بايد تا پاي جان از امام خود حمايت کند.
 جالب اين‌که حضرت ام‌البنين سلام الله عليها نيز براي آماده کردن فرزند دلبند خود، جهت انجام اين مأموريت و مسئوليت مهم، درس ادب، احترام و ياري فرزندان فاطمه عليها السلام  را از زمان کودکي به فرزندان خود مي‌دهد. او خود واقف به مقام و مرتبه امامان بوده و خود را از همان روز اول خادمه آنها به حساب مي‌آورد؛ لذا در تاريخ ثبت است هنگامي که مي‌خواهد وارد خانه علي  عليه السلام   شود، اول از امام حسن  عليه السلام   و امام حسين  عليه السلام   اجازه مي‌گيرد تا ايشان اجازه دهند به عنوان خدمتکار وارد خانه شود و بعد وارد مي‌شود.
 حضرت ابوالفضل عليه السلام  از همان روزهاي اول تحت تأثير تربيت حضرت علي  عليه السلام   و مادرش ام‌البنين سلام الله عليها ، نگاهي از سر عشق و علاقه نسبت به فرزندان فاطمه، به ويژه امام حسين  عليه السلام   داشته و همواره با احترام و ادب نسبت به آنها رفتار مي‌کرد، هميشه مانند غلام و عبد در مقابل مولاي خود در کنار امام حسين  عليه السلام   مي‌نشست. از اين رو حضرت امام صادق  عليه السلام  ، در زيارت‌نامه او ويژگي ممتاز او را عبد صالح خدا بودن و «المطيع لله و لرسوله و لأميرالمؤمنين و الحسن و الحسين؛ مطيع خداوند، پيامبر و امامان»، بر مي‌شمارد و حضرت عباس عليه السلام  را اين‌گونه توصيف مي‌کند: «السلام علي ابي الفضل العباس الواسي اخاه بنفسه؛ سلام بر ابوالفضل العباس، آن عزيزي که برادرش را با ايثار جان خويش ياري کرد». همچنين حضرت ولي‌عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف  در زيارت ناحيه مقدسه، حضرت عباس  عليه السلام   را اين‌گونه معرفي کرده است. «الفادي به الواقي؛ آن عزيزي که خود را فدا کرد و همه تلاش خود را براي حفظ و نگهداري امامش به کار بست».
 

نتيجه
ما شيعيان ـ که خود را پيرو حضرت علي  عليه السلام   مي‌دانيم و حضرت عباس را الگوي زندگي خود در کنار امامان معصوم با افتخار قبول داريم ـ لازم است جزء منتظرين واقعي ايشان  بوده و آمادگي کامل براي ياري حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  را در خود ايجاد کنيم، بايد فرزنداني رشيد، امام شناس و مطيع ولايت، از خود به عنوان ذخيره براي ياري امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  به يادگار بگذاريم، وظيفه خود را درباره تربيت صحيح آنها به‌کار برده و يقين بدانيم پدران و مادران پرهيزگار و منتظران واقعي با الگوگيري از اين بزرگواران و توسل به آنها مي‌توانند فرزنداني براي ياري امام زمان تربيت کنند که همچون قمر بني‌هاشم وفادار به ايشان باشند.
 
 ________________________
[1] . قهرمان کربلا، ص 84.

پدید آورنده: علی جبار زاده

]]>
وظايف و بايسته‌هاي يك منتظر عاشورايي (3) http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1848 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1848 در شماره گذشته بعضي از بايسته‌هاي يك منتظر از جمله ساده زيستي، تعهد، تخصص و تجربه ارائه گرديد و در اين شماره به تبيين برخي ديگر از آن بايسته‌ها

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

 

در شماره گذشته بعضي از بايسته‌هاي يك منتظر از جمله ساده زيستي، تعهد، تخصص و تجربه ارائه گرديد و در اين شماره به تبيين برخي ديگر از آن بايسته‌ها مي‌پردازيم.

6. شجاعت
يكي از معيارهاي انسان منتظر، شجاعت و جسارت او در دفاع از حق است. نهال نوپاي اسلام، باشجاعت بي‌نظير پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و اميرمؤمنان علي عليه السلام غرس ‌شد و سپس به وسيله ائمه اطهار عليهم السلام آبياري گشت و شكوفا شد. در زمان امام سوم شيعيان حسين عليه السلام اين نهال زنده شد و در برابر گسيل لشكرها چون كوه برجاي خود ايستاد و سستي بر او چيره نشد. وقتي امام عليه السلامقصد عراق كرد عبيد الله بن زياد پي در پي لشكر‌ها در برابرش مي‌فرستاد و جوخه جوخه و دسته دسته دنبال هم مي‌فرستاد، و اين اخطار را به او نمود: «يا بر فرمان پسر زياد و بيعت يزيد سر نهد يا آماده جنگي گردد كه جگر شكافد و رگ گردن ببرد و جان‌ها را به فراز فرستد و تن‌ها را بر خاك سرنگون كند».[1]
ولي امام در مقابل اين‌ها، درس سربلندي و شهامت به مردم آموخت و جانبازي زير شمشير را برخواري برگزيد و چون جدش در بدر ايستاد و با فزوني دشمن و كمي ياوران، بردباري پدرش را در جبهة صفّين و جمل اعاده كرد. در زيارت ناحيه مقدسه آمده است: «با تو آغاز نبرد كردند و در برابر نيزه و شمشير ايستادگي كردي ...».
پس از غيبت حضرت ولي عصر عليه السلام نيز شجاعت آن امام همام، در دل مؤمنان حقيقي، به خصوص عالمان مهذّب وارد شد تا با سختكوشي در راه اعتلاي دين، زمينه ظهور حضرتش را فراهم آورند. امام خميني5  يكي از مصاديقِ آشكار اين گونه افراد بود كه با شجاعتش، اسلام ناب محمدي را به عرصه بين المللي كشاند.

7. حامي و خدمت‌گذار مستضعفان
وظيفه اصلي يك منتظر در زمان غيبت، حمايت و رعايت حال تودة مردم محروم و ضعيف است، گرايش به محرومان و مستضعفان و حمايت از آن‌ها، از شرايط اساسي يك فرد مؤمن و متعهد و منتظر ظهور است چرا كه يك فرد منتظر و متعهد و مؤمن نمي‌تواند خود را وام‌دار مرفّهان بي‌درد بداند بلكه خود را وامدار و حامي و خدمتگزار فقرا و ضعيفان جامعه بايد بداند. زيرا همين قشر مستضعف است كه حامي  و مدافع اسلام است و آن را با حمايت‌ها، پايداري‌ها، فداكاري‌ها و… تاكنون زنده نگه‌داشته است. به همين خاطر است كه خداوند متعال به آنان وعده حكومت جهاني و پيروزي نهايي آنان بر ظالمان و مستكبران داده است.
(وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ).[2]
آن‌هايي كه در خانه‌هاي مجلل، راحت و بي‌درد آرميده‌اند و فارغ از همه رنج‌ها و مصيبت‌هايي كه بر سر جامعه اسلامي و مسلمين مي‌آيد، اين‌ها نبايد مورد حمايت يك منتظر واقعي قرار گيرند. منتظر كسي است كه در تنظيم برنامه‌هاي خود و جامعه خود، اصلي‌ترين مسأله را رفع فقر و محروميت و نجات طبقات مستضعف و محروم و پابرهنگان از مشكلات دوران و سلطه بيگانگان قرار دهد، و همه برنامه‌هاي اقتصادي، توليدي و سازندگي و رونق اقتصادي را بايد به اين هدف متوجه كند و تنها در اين صورت است كه اين برنامه‌ها و اين عملكرد‌ها درست و قابل قبول است.
نامة 53 نهج‌البلاغه مملو از اين حمايت‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي اسلامي است و وظيفه يك منتظر واقعي در اين نامه امام علي عليه السلام به طول كامل و جامع بيان شده است كه ما از آن كه برنامه‌اي است براي همه نسل‌ها و زمان‌ها، نمونه‌اي بيان مي‌كنيم.«ثم الله الله في الطبقة السفلي، من الذين لا حيلة لهم من المساكين و المحتاجين و أهل البؤسي و الزّمني، فانّ في هذه الطبقة قانعاً و معترّّاً فاحفظ لله ما استحفظك من حقّه فيهم»؛ «تو را به خدا، تو را به خدا به گروه فروماندگاني كه هيچ چاره‌اي براي تأمين زندگي ندارند، چه بيچارگان و درماندگان و چه دردمندان و زمين‌گيران توجه كن، زيرا اين طبقه هم قناعت كارند، هم نيازمند، به خاطر خدا آن‌چه را كه خدا از حق خويش تو را حافظ خود گردانده به آنان برساني».[3]
امام علي عليه السلام در نامه 45، فرماندار خويش را توبيخ مي‌كند كه چرا بر سر سفره رنگين حاضر شده‌اي، ايشان خطاب به «عثمان بن حنيف» مي‌فرمايد «مرا گمان نبود كه تو پذيراي طعام قومي باشي كه تهيدستانشان را مي‌رانند و توانگرانشان را فرا مي‌خوانند».[4]
براي جامعه اسلامي، مسؤلين آن، و مردم مسلمان همين دو سه بيان كوتاه و يا بيان‌هاي ديگر كافي است. بله يك منتظر نمي‌تواند ادعاي انتظار داشته باشد. ولي در عمل كوتاهي كند و وظايف خود را نشناسد.
وظايف و بايسته‌هاي يك مصلح و منتظر واقعي را امام حسين عليه السلام و يارانش در كربلا به تمام به نمايش گذاشتند و در سينة تاريخ جاي دادند تا نسل‌هاي آينده از آن درس بگيرند و راه را گم نكنند. قيام كربلا از ابتدايش با شعار اصلاح امت بر ميزان سيره و روش پيامبر صلي الله عليه و آله و امر به معروف و نهي از منكر و مبارزه با ظالم و حمايت از محرومان و مستضعفان شروع شد و در آخر با شهامت و شجاعت و صبر و دوري از ذلت و شهادت خاتمه پيدا كرد. شعار اوليه يك منتظر اصلاح بر اساس دين مبين اسلام و شعار نهايي آن شهادت در ركاب ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف است. يعني همان شعار و همان برنامه‌هاي امام حسين عليه السلام در حركتش از مدينه تا توقف و شهادتش در كربلا و اين برنامه‌ها را منتظر بايد عملي كند وگرنه نه اصلاحي صورت مي‌گيرد، نه حمايت و نه موفقيتي.

ادامه دارد …

_________________________
[1] . در كربلا چه گذشت، ص30.
[2] . قصص، آيه 5.
[3] . نهج البلاغه، نامه 53، ترجمه مصطفي زماني.
[4] . همان، نلمه 45.

پدید آورندگان: مراد اميدي ميرزايي، روح الله اميري

]]>
وظايف و بايسته‌هاي يك منتظر عاشورايي (2) http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1846 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1846 در شماره گذشته، وفاداري به اسلام، التزام و اعتماد به ولايت كه از جمله صلاحيت‌ها، وظايف و بايسته‌هاي يك منتظر است، مطرح شد و در اين قسمت برخي ديگر مورد بررسي قرار مي‌گيرد:

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

در شماره گذشته، وفاداري به اسلام، التزام و اعتماد به ولايت كه از جمله صلاحيت‌ها، وظايف و بايسته‌هاي يك منتظر است، مطرح شد و در اين قسمت برخي ديگر مورد بررسي قرار مي‌گيرد:

3. ساده زيستي
گرفتار جاذبه‌هاي دنيايي و تجملات زندگي مادي شدن از آفات اصلي‌اي است كه هر كارگزار و كا رفرما و هر مدير و غير مدير را تهديد مي‌كند تا جايي كه در مقابل دعوت پسر پيامبر عليه السلام به راحتي ج واب رد مي‌دهند و شانه از هر مسؤوليتي خالي مي‌كنند.
ما در تاريخ شاهد نامه‌هاي كثيري از طرف مردم كوفه به امام حسين عليه السلام هستيم ولي به خاطر علاقه به زخارف دنيا و تعلقات قلبي به مال و منال و جاه و مقام از شركت در جهاد در ركاب امام حسين عليه السلام شانه خالي مي‌كنند.
 كسي كه اسير هواهاي پست نفساني و حيواني بوده چگونه مي‌تواند شتر افسار گسيخته خود را به منزلگاه قناعت و ساده زيستن مهار كند، قلبي كه به منال و جاه و مقام دنيا تعلق پيدا كرد چگونه مي‌تواند درد و رنج محرومان را درك كند و به فكر رفع محروميت‌هاي آنان باشد، چگونه مي‌تواند زمينه‌سازي كند براي ظهورحكومت مستضعفان كه در قرآن به آن بشارت داده شده است. مستضعفانند كه درد و رنج مستضعفان و محرومان را مي‌دانند نه مستكبران. در دنياي امروز چگونه مي‌توان بر هواهاي نفساني و حيواني غلبه كرد، غير از اين‌كه ساده زيستي دواي درد اين همه حرص و ولع و طمع است و يك منتظر مي‌بايست در اين صراط قرار بگيرد تا زمينه ظهور حكومت مستضعفان بر مستكبران فراهم آيد.
منتظران حكومت عدل الهي در زندگي عملي خود مي‌بايست، ساده‌زيستي را به نمايش بگذارند تا هم درد و رنج محرومان را درك كنند و به فكر رفع گرفتاري و محروميت‌هاي آنان باشند و هم بتوانند به عنوان يك كارگزار مصلح در جامعه‌اي اسلامي مورد خطاب كلام امام علي عليه السلام قرار گيرند.
امام خطاب به مالك اشتر مي‌فرمايد: «فإنهم ... أقلُّ في المطامع إشراقاً»؛ آن‌ها (كارگزاران مصلح) از نظر روش اجتماعي، داراي كمترين طمع هستند.4
امام خميني رحمه الله عليه (خطاب به نمايندگان مجلس سوم) مي‌فرمايد:
«آن‌ها كه اسير هواهاي نفساني و حيواني بوده و هستند، براي حفظ يا رسيدن به آن، تن به هر ذلت و خواري مي‌دهند و در مقابل زور و قدرت‌هاي شيطاني، خاضع و نسبت به توده‌هاي ضعيف، ستمكار و زورگو هستند؛ ولي وارستگان به خلاف آنانند».5
منتظر واقعي كسي است كه دنبال راحت‌طلبي نباشد مانند مرحوم مدرس رحمه الله عليه وقتي خانه‌اي 30 و 35 ريالي برايش گرفتند خانه 30ريالي نديده را گرفت. وقتي گفتند «خانه 35 ريالي راحت‌تر است چرا آن را نمي‌گيري؟» فرمود: «چيزي كه استقلال، عقيده و اراده را مورد تهديد قرار مي‌دهد «نياز» است. من نمي‌خواهم به كسي احتياج پيدا كنم، من به اندازه دارايي خود و در حد توان خويش بايد اتاق اجاره كنم، مي‌خواهم محتاج مردم نباشم، احتياج به پول، نوكري مي‌آورد. من مي‌خواهم زبانم براي بيان حقايق و دفاع از مردم محروم و مظلوم، آزاد باشد».6
شهيد مدرس نمونه واقعي يك منتظر مصلح است كه به عنوان سمبل و افتخار تاريخ ما برگزيده شده براي نسل‌هاي آينده و منتظران آينده؛ چرا كه او مصداق اين سخن امام علي عليه السلام است كه فرمود «لا يكون الرجل سيد قومه حتي لايبالي إيُّ ثوبيه لبس». «آدمي آقا و سيد اجتماع خود نمي‌باشد، مگر اين‌كه (زندگي ساده‌اي داشته باشد تا آن‌جا كه) برايش فرق نكند، (در برابر لباس اشراف و فخر فروشان) چه لباسي بپوشد».7
كسي كه تقواي لازم را ندارد و اهل معنويات نيست و اهل دنيا است و فقط براي نام و نشان و استفاده‌هاي شخصي، تلاش مي‌كند، او لايق نيست در ركاب امام حسين عليه السلام و امام زمان عليه السلام باشد يا جزء زمينه‌سازان ظهور باشد.

4. تعهد
تعهد به معناي پافشاري بر اصول و آرمان‌هاي اسلامي و پاي‌بندي به آن‌هاست. لازمه تعهد عملي، پاسداري از ارزش‌هاي اسلام و دين مبين اسلام است و باعث پياده شدن اسلام حقيقي است. بنابراين اشخاصي كه متعهد هستند در صراط مستقيم انسانيت هستند نمونة بي‌تعهدي ياران امام علي عليه السلام در جنگ صفين در صفحات ماندگار تاريخ نقش بسته و نمونة عمل به تعهد 72 يار امام حسين عليه السلام در شب عاشورا را هم تاريخ ناقل آن‌ها است. وقتي امام فرمود: «من بيعت خود را از گردن همه برداشتم از تاريكي شب استفاده كنيد و برويد». گريه و زاري آن‌ها بلند شد. به عنوان نمونه مسلم بن عوسجه رحمه الله عليه بعد از بياني طولاني مي‌فرمايد: «... به خدا سوگند اگر بدانم كه كشته مي‌شوم و زنده مي‌شوم و سپس كشته مي‌شوم و سوخته مي‌شوم و خاكسترم را باد مي‌دهند و هفتاد بار چنان كنند، از تو جدا نشوم تا در آستانت بميرم...».
يك منتظر مي‌بايست به چنين شناخت و معرفت و وفاداري برسد كه به عهد خود در قبال رهبر خود در سخترين شرائط اين‌گونه عمل كند، شرائط و زمانه‌ها گوناگون است يك وقت در حضور امام، يك وقت در غياب امام، بايد با انواع طاغوتيان و وسايل گمراه‌كننده‌شان مبارزه كرد و مقاومت نمود و به اين كشتي ياري رساند كه از تيررس نااهلان در امان بماند يك وقتي شمشير است يك وقتي انواع سي دي و ماهواره و اينترنت و شبكه‌هاي مبتذل و انحرافي است. بايد تا پاي جان ايستاد و به ديگران هم در اين راه ياري رساند. نبايد با اشعاري همچون « اگر خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو» ميدان را خالي كرد جماعت يزيد كجا و ياران امام حسين كجا، 72 نفر تن به اين شعارها ندادند بلكه شعار آن‌ها «هيهات منّا الذلة» در دل و جان تاريخ نقش گرفت و مثل نور درخشان خورشيد، طلايه‌دار راه رهروان است كه منتظران مي‌بايست خود را به اين چراغ برسانند تا راه را گم نكنند چرا كه راه حسين عليه السلام و مهدي عليه السلام يكي است.

5. تخصص و تجربه
تخصص و تجربه چيز‌هايي است كه در طول تاريخ مورد بهره‌برداري قرار گرفته است حتي در ميدان جنگ و براي مقابله با دشمن از اين‌ها استفاده شده و مي‌توان گفت جنگ و جهاد هم بدون اين‌ها دچار تزلزل و شكست مي‌شود. به طوري كه در تاريخ مي‌خوانيم حضرت رسول صلي الله عليه و آله براي جلوگيري از ويراني مدينه نظر سلمان فارسي را برگزيد و اطراف شهر را خندق زد و در كربلا هم امام حسين عليه السلام با مشورت و كمك ياران اطراف خيمه‌ها را خندق و پر از خار و خاشاك كرد براي جلوگيري از دشمن. در داستان موسي و دختران شعيب عليه السلام به ارزش تعهد و تخصص اشاره شده است: «يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ»8 اي پدر او را به خدمت اجير كن كه بهترين كارگزار و خدمت‌گزار (انسان) توانمند و امين است.
حضرت يوسف عليه السلام هنگامي كه به مقام وزارت اقتصاد مصر رسيد، در بيان جايگاه خود فرمود: «اجْعَلْنِي عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ»؛9 مرا بر خزانه‌هاي اين سرزمين بگمار كه من نگهباني امين و دانا هستم. همچنين يكي از حاضران در پاسخ سليمان عليه السلام فرمود: «أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ»؛10 من آن را قبل از آن‌كه از مكانت به پا خيزي، برايت مهيا مي‌سازم همانا من بر اين كار، توانا و امين هستم.
همراهي دو واژة «قوي» و «امين» در اين آيات اين نكته را مي‌رساند كه تخصص به تنهايي كافي نيست، بلكه امانت و تعهد نيز از شروط يك كارگزار مصلح است. بنابراين قرآن كريم، همراهي تخصص و تعهد و تجربه را در كوچكترين كارها تا حساس‌ترين كارها را لازم مي‌داند. با توجه به همين است كه امام علي عليه السلام در عهد‌نامه مالك اشتر مي‌فرمايد: «أنظر في امور عًمّالك ... و تَوَخَّ منهم اهل التجربة و الحياء»؛11 در كارهاي كارگزارانت انديشه كن ... و افراد با تجربه و با حيا را از ميان آنان برگزين.
در همين باره امام صادق عليه السلام نيز مي‌فرمايد: «العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوّابس»؛ كسي كه آگاه به زمان خود باشد، مشتبهات بر او حمله‌ور نخواهد شد.12
آيا غير از اين است كه كارگزاران امام زمان عليه السلام در عصر حكومت بايد اين خصوصيات را داشته باشند تا آقا امام زمان، آن‌ها را برگزيند و به آن‌ها مسؤوليت دهد؟ آيا غير از اين است كه منتظران حكومت منجي بشريت، بايد خود را به اين صفات آراسته كنند و روز به روز در اين زمينه سعي و تلاش و برنامه‌ريزي كنند؟ آيا غير از اين است كه در كنار تخصص در محيط‌هاي آموزشي و پژوهشي بايد اخلاق و تعهد را هم رشد داد و زمينه را براي پديدار شدن منتظران و حتي جامعه منتظر همراه با تخصص و تعهد فراهم كرد؟

ادامه دارد ...
 
__________________________
1. در كربلا چه گذشت، شيخ عباس قمي، ص260.
2. همان، ص261.
3. همان، ص248.
4. نهج‌البلاغه، نامه 53.
5. صحيفه نور، ج19، ص11.
6. داستان‌هاي مدرس، ص65.
7. شرح نهج‌البلاغه، ابن ابي الحديد، ج4، ص272.
8. قصص، 66.
9. يوسف، 55.
10. نمل، 39.
11. نهج‌البلاغه، نامه 53.
12. تحف العقول، ص261.

پدید آورندگان: مراد اميدي ميرزايي، روح الله اميري

]]>
وظايف و بايسته‌هاي يك منتظر عاشورايي (1) http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1844 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1844 در اين نوشته، تلاش بر اين است كه صلاحيت‌ها و شايستگي‌ها كه ياران حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام داشته‌اند در ياران و منتظران حضرت مهدي عليه السلام جستجو و اين صلاحيت‌ها و وظايف را تبيين كنيم

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17 مقدمه
در اين نوشته، تلاش بر اين است كه صلاحيت‌ها و شايستگي‌ها كه ياران حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام داشته‌اند در ياران و منتظران حضرت مهدي عليه السلام جستجو و اين صلاحيت‌ها و وظايف را تبيين كنيم تا انشاء‌الله بهترين شكل ممكن بتوانيم خود را براي مشاركت در آن انقلاب و جهاد مقدس آماده كنيم كه ياري از خداست و پيروزي نزديك (نصر من الله و فتح قريب).
 
وفاداري به اسلام ـ التزام و اعتقاد به ولايت، [حسن سابقه و عدم احتمال انحراف] ـ ساده زيستي ـ تعهد ـ تخصص و تجربه ـ شجاعت ـ حامي و خدمت‌گزار مستضعفان ـ ارتباط مستمر با مردم ـ امانت داري ـ برخورداري از شعور سياسي ـ اخلاق اسلامي، وطن دوستي و حفظ منافع كشور اسلامي.
برخي از اين صلاحيت‌ها، وظايف و بايسته‌هاست كه به اختصار به آن مي‌پردازيم:

1. وفاداري به اسلام
شناخت اسلام و اعتبار به آن به عنوان مكتبي كه در تمام شئون زندگي انسان‌ها داراي برنامه و هدف است و همچنين وفاداري به احكام آن، از شرايط بديهي و اوليه هر فرد مسلمان است.
كسي كه اسلام را با عنصر پاك و روح تابناكش بپذيرد براي آن جان و فرزند و مال مي‌دهد. مادر وهب بن عبد الله بن حباب كلبي در روز عاشورا همراه پسرش بود. اين مادر و فرزند با دست امام حسين عليه السلام مسلمان شده بودند. بعد از اين‌كه دشمن سر فرزندش را جدا كرد و به طرف لشكرگاه امام حسين عليه السلام انداخت اين مادر سر فرزندش را برداشت و بوسيد و به طرف لشكر ابن سعد انداخت.1 اين مادر و فرزند بعد از اين‌كه مسيحي بودند اسلام را پذيرفتند و به نوايات اسلام كه شهادت و جهاد هم بود وفاداري كردند. يك منتظر و يك مصلح بايد هم از ساحران زمان فرعون درس بگيرد هم از شهداي كربلا. بعد از اين‌كه فرعون به ساحران گفت: «بدون اجازه من، به موسي ايمان آورده‌ايد، برخلاف هم دست و پايتان را مي‌برم و بر نخل آويزان مي‌كنم»، جواب شنيد كه گفتند: «ما به خداي موسي ايمان آورده‌ايم پس به اين قاعده عقلي هم عمل كردند. هر كس چيزي را پذيرفت بايد لوازمات آن را هم بپذيرد. وفاداري به اسلام و دين مبين اسلام و شناخت و اجراي احكام آن از وظايف اوليه يك منتظر است كه مي‌بايست به آن جامه عمل بپوشاند.

2. التزام و اعتقاد به ولايت
التزام به ولايت از اساسي‌ترين شرائط و وظايف يك فرد مسلمان است كه به رهبر خويش كه از طرف خداوند منسوب شده، شناخت كافي و اعتقاد لازم پيدا كند و از روي بصيرت و آگاهي، رهبرش را بشناسد و به اطاعت كردن از او ملتزم و وفادار باشد. در حادثه كربلا ياران حضرت، امام حسين عليه السلام را بارها براي لشكر كفر معرفي كردند. به شعر انس بن حرث كاهلي در ميدان توجه كنيد:
آل علي شيعيان رحمانند بني اميه شيعيان شيطانند2
با اين شناخت و آگاهي است كه مي‌توان رحمان را از شيطان جدا كرد. در زمانه ما ـ كه امام عصر عليه السلام از ديده‌ها پنهان است ـ وظيفه منتظر و منتظران دوچندان است چون اولا: مي‌بايست امام رحمان خود را بشناسند و از بين اين دين‌ها و فرقه‌هاي ضاله گوناگون، دين حق را هم بشناسند و ثانياً ولي فقيه زمان خود را هم از بين اين همه شبهه به درستي تشخيص دهند تا بتوانند در سايه حكومت يك ولي فقيه عادل هم امام زمان عليه السلام را خوب بشناسند و هم زمينه‌هاي ظهور آن موعود الهي را فراهم آورند و اين خيلي مشكل است، در جهان كنوني و امروزي، نبود رهبري واحد در جهان اسلام، از اسباب و علل ضعف و ركود مسلمانان است و در مقابل، وجود رهبري جامع الشرائط و فقيهي آشنا به احكام الهي، از مهمترين عوامل به ثمر رسيدن حكومت اسلامي و زمينه‌ساز براي حكومت موعود الهي مي‌باشد كه يك منتظر با جان و دل پاك بايد براي شناخت آن، شبانه‌روز تلاش كند تا روز به روز بر اعتقاد و التزام به آن بيفزايد نه اين‌كه روز به روز دچار شك و شبهه شود و در دام‌هاي گوناگون سرگرم شود.

3. ساده زيستي
گرفتار جاذبه‌هاي دنيايي و تجملات زندگي مادي شدن از آفات اصلي‌اي است كه هر كارگزار و كارفرما و هر مدير و غير مدير را تهديد مي‌كند تا جايي كه در مقابل دعوت پسر پيامبر عليه السلام به راحتي جواب رد مي‌دهند و شانه از هر مسؤوليتي خالي مي‌كنند. ما در تاريخ شاهد نامه‌هاي كثيري از طرف مردم كوفه به امام حسين عليه السلام هستيم ولي به خاطر علاقه به زخارف دنيا و تعلقات قلبي به مال و منال و جاه و مقام از شركت در جهاد در ركاب امام حسين عليه السلام شانه خالي مي‌كنند اما شخصي مثل حبيب بن مظاهر طوري دنيا را سه طلاقه مي‌كند كه بعد از شهادتش، امام حسين عليه السلام در بالينش حاضر مي‌شود و مي‌فرمايد: «خودم و اصحاب باوفايم را به حساب خدا مي‌گذارم!‌3 اين‌جاست كه امام قيمت و ارزش حبيب بن مظاهر را با به حساب خدا گذاشتن بيان مي‌كند.
كسي كه اسير هواهاي پست نفساني و حيواني بوده چگونه مي‌تواند شتر افسار گسيخته خود را به منزلگاه قناعت و ساده زيستن مهار كند، قلبي كه به منال و جاه و مقام دنيا تعلق پيدا كرد چگونه مي‌تواند درد و رنج محرومان را درك كند و به فكر رفع محروميت‌هاي آنان باشد، چگونه مي‌تواند زمينه‌سازي كند براي ظهورحكومت مستضعفان كه در قرآن به آن بشارت داده شده است. مستضعفانند كه درد و رنج مستضعفان و محرومان را مي‌دانند نه مستكبران. در دنياي امروز؛ ما چگونه مي‌تواند بر هواهاي نفساني و حيواني غلبه كرد، غير از اين‌كه ساده زيستي دواي درد اين همه حرص و ولع و طمع است و يك منتظر مي‌بايست در اين صراط قرار بگيرد تا زمينه ظهور حكومت مستضعفان بر مستكبران فراهم آيد.
منتظران حكومت عدل الهي در زندگي عملي خود مي‌بايست، ساده‌زيستي را به نمايش بگذارند تا هم درد و رنج محرومان را درك كنند و به فكر رفع گرفتاري و محروميت‌هاي آنان باشند و هم بتوانند به عنوان يك كارگزار مصلح در جامعه‌اي اسلامي مورد خطاب كلام امام علي عليه السلام قرار گيرند.
امام خطاب به مالك اشتر مي‌فرمايد: «فإنهم ... أقلُّ في المطامع إشراقاً»؛ آن‌ها (كارگزاران مصلح) از نظر روش اجتماعي، داراي كمترين طمع هستند.4
امام خميني رحمه الله (خطاب به نمايندگان مجلس سوم) مي‌فرمايد:
«آن‌ها كه اسير هواهاي نفساني و حيواني بوده و هستند، براي حفظ يا رسيدن به آن، تن به هر ذلت و خواري مي‌دهند و در مقابل زور و قدرت‌هاي شيطاني. خاضع و نسبت به توده‌هاي ضعيف، ستمكار و زورگو هستند؛ ولي وارستگان به خلاف آنانند».5
منتظر واقعي كسي است كه دنبال راحت‌طلبي نباشد مانند مرحوم مدرس رحمه الله وقتي خانه‌اي 30 و 35 ريالي برايش گرفتند خانه 30ريالي نديده را گرفت. وقتي گفتند «خانه 35 ريالي راحت‌تر است چرا آن را نمي‌گيري؟» فرمود: «چيزي كه استقلال، عقيده و اراده را مورد تهديد قرار مي‌دهد «نياز» است. من نمي‌خواهم به كسي احتياج پيدا كنم، من به اندازه دارايي خود و در حد توان خويش بايد اتاق اجاره كنم، مي‌خواهم محتاج مردم نباشم، احتياج به پول، نوكري مي‌آورد. من مي‌خواهم زبانم براي بيان حقايق و دفاع از مردم محروم و مظلوم، آزاد باشد».6
شهيد مدرس نمونه واقعي يك منتظر مصلح است كه به عنوان سمبل و افتخار تاريخ ما برگزيده شده براي نسل‌هاي آينده و منتظران آينده؛ چرا كه او مصداق اين سخن امام علي عليه السلام است كه فرمود «لا يكون الرجل سيد قومه حتي لايبالي إيُّ ثوبيه لبس». «آدمي آقا و سيد اجتماع خود نمي‌باشد، مگر اين‌كه (زندگي ساده‌اي داشته باشد تا آن‌جا كه) برايش فرق نكند، (در برابر لباس اشراف و فخر فروشان) چه لباسي بپوشد».7
كسي كه تقواي لازم را ندارد و اهل معنويات نيست و اهل دنيا است و فقط براي نام و نشان و استفاده‌هاي شخصي، تلاش مي‌كند، او لايق نيست در ركاب امام حسين عليه السلام و امام زمان عليه السلام باشد يا جزء زمينه‌سازان ظهور باشد.

ادامه دارد
 
___________________________
1. در كربلا چه گذشت، شيخ عباس قمي، ص260.
2. ذخيرة الدراين، عبدالمجيد شيرازي، ص375، ياران شهداي حسين بن علي، مرتضي آقا تهراني، ص238.
3. عند الله احتسب نفسي و حماةُ اصحابي، مقتل الحسين خوارزمي، ج2، ص192؛ بحارالانوار، ج45، ص27، موسوعة كلمات الامام الحسين، ص446..
4. نهج‌البلاغه، نامه 53.
5. صحيفه نور، ج19، ص11.
6. داستان‌هاي مدرس، ص65.
7. شرح نهج‌البلاغه، ابن ابي الحديد، ج4، ص272.

پدید آورندگان: مراد اميدي ميرزايي، روح الله اميري

]]>
کلیپ محرم http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1843 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1843 Thu, 01 Jan 1970 03:53:17  

 

در این بخش می توانید کلیپ های مداحی را مشاهده نمایید.

 

مشاهده و دانلود

]]>
پیامک با طعم محرم http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1842 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1842 ]]> Thu, 01 Jan 1970 03:53:17 • حسین، میزان سنجش صداقت آدمی است و قبول ولایت حسین، براتِ آزادی انسان از جهنم پلیدیهاست.

• حسین، زیباترین نامی است که در شناسنامه بشر نوشته اند.

• عاشورا، صحنه نمایش فراگیر و فشرده تمامیت کارزار خوبی و بدی است.

• ای خدا! جوششِ چشمه های عاشورا را در قلب ما جاری کن، و دل های ما را از زلال مهرش سیراب گردان.

• محرم، ماه محرم شدن در پیشگاهِ خدا و مَحرم شدن، با حسینیان است.

• عاشورا، قرارگاه عشق است و پناهگاه عاشقان. کیست که از این معبر عبور کند و قرار و پناه نگیرد؟

• عاشورا، تکلیف است و عاشورایی شدن عمل به تکلیف.

• السلام عليكم يااباصالح المهدى (عج)السلام عليك ياامين الله فى ارض وحجته على عباده(ياصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسين تسليت عرض مينمايم)

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦

«حسین جان»؛

گریه،
تنها ثروت این سائل بی دست وپاست،

ثروتم را میکنم خرج عزایت یا حسین.

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦

هیچ غصه ای بالاترازاین نیست که یک عاشورادیگردرراه است ولی هنوزبرامهدی آماده نشدیم...

 

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦

همه چیز با آب زنده می شود … من اما … با اشک برای تو!

ای کشته ی اشک های چشم …

یا حسین

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦

هر آدمی ز رفتن خود ردّ پا گذاشت
اما چرا ز رفتن تو ردّ دست ماند؟

السلام علیک یا ابالفضل العباس (ع)

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦

یاابن الحسن!
گذرثانیه های نیامدنت
سخت است...!
همچو حال عباس...
حین خالی شدن مشک اش...!

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦


این روزها حال امام زمانمون خوب نیست
ایشون داغ دارند
برا سلامتی شون هر روز صدقه کنار بزارید
دعای سلامتی آقا رو فراموش نکنید

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦

این همه آدم رفتند و نیامده اند؛ و فقط یک نفر است که رفت و هنوز هم در تاریخ دارند میگویند:‏ نیامد نیامد...
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد‎...

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦


اجل,این چند هفته دور ما را خط بکش وعده ی ما عصرعاشورا,کنارقتلگاه. اعيادگذشت وخبرازيارنيامد؛آن شمع شب افروزشب تارنيامد؛چندروزدگرمانده كه باناله بگوئيم اي اهل حرم ميروعلمدارنيامدالسلام عليك يا اباعبدالله


♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦

عباس یعنی تشنه در دریا نشستن
عباس یعنی بغض مولا را شکستن

عباس یعنی نفس را هم بنده کردن
عباس یعنی آب را شرمنده کردن

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦

ای داغدار اصلی این روضه‌ها بیا
صاحب عزای ماتم کرب و بلا بیا
تنها امید خلق جهان یابن فاطمه
ای منتهای آرزوی اولیاء بیا

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦

الا ای صاحب قلبم کجایی؟
محرم شد نمی خواهی بیایی؟
خوشا آن شور و حال و اشک و آهت
خوشا آن ناله های نینوایی
خوشا بر حال تو هروقت که خواهی
کنار تربت آن سر جدایی

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦

فصل اشک و سوز و آه از پرده ی دل میشود

باز چشمانم به رنگ سرخ مایل میشود

باز هم روح الامین مرثیه خوانی میکند

کاف و هاء و یا و عین و صاد نازل میشود

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦

السلام علیک یا اباعبدالله
قنوتت: روی دستت اصغرت را ...
رکوعت: خم شدی تا اکبرت را ...
نهادی صورتت را بر روی خاک
بمیرم سجده‌های آخرت را ...
صلي الله علیڪ یا اباعبداللّه الحسیــــــــــن....

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦


به سینه هر که تمنای کربلا دارد!
همیشه در دل خود روضه ای به پا دارد!
کسی که عشق تو دارد دگر چه کم دارد!
بدون عشق تو عالم کجا بها دارد!
السلام علیک یا ثارالله

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦


  يادتان باشد لباس مشكيم را تا كنيد
گوشه اي از قبر من اين جامه را هم جا كنيد
كاش من در شام تاسوعا بميرم تا شما
خرجيم را نذر ظهر عاشورا كنيد

 

♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک محرم♦♦♦♦♦♦♦♦

آن حسینى که شرف یافته دین از شرفش
سر و جان داد ز کف تا نرود دین ز کفش
هدف تیر بلا ساخت على اصغر خویش
تا که سرمشق بگیرد بشر از این هدفش . .

]]>
والپیپر محرم http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1841 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1841 Thu, 01 Jan 1970 03:30:00  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

]]>
پیامک غدیر http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1840 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1840 غدیر یعنی سعادت همگام با ولایت است نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر .عید غدیر عید ولایت مبارک باد.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00

غدیر یعنی سعادت همگام با ولایت است نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر .عید غدیر عید ولایت مبارک باد.

غدیر، یک تاریخ است؛ تاریخی سرخ که اولش مدینه است، میانش کربلا و سرانجامش ظهور.

عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیرالمومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد
غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ یک دریاست؛ رمزی است بین خدا و انسان
کاش رفتگان تاریخ هم برمی گشتند! کاش آیندگان را مجال وصالی بود؛ شاید ما غربت‏ نشینان شهر غیبت هم شاهد می شدیم؛ آن‏ گاه که محمد با گلوی خسته از گذر سال‏ ها، مرتضی را تصنیف کرد.

دریای غدیر، از ریزش آبشارگون وحی بر جان محمد (ص) لبریز است و قامت دین در زلال غدیر خم انعکاس می‌یابد.

سالروز این پیوند باشکوه بر همه پویندگان مسیر کمال و سعادت مبارک باد.

 غدیر در تاریخ یادآور آن نقطه عطفیست که دو سلسله عظیم نبوت و امامت را بهم پیوند داد تا فرآیند سعادت بشری در مسیر پر نشیب و فرازش به نقطه اوج نزدیکتر شود.

 اگر خلق عالم علی را می‌شناختند، دوستش می‌داشتند و اگر خلق عالم علی را دوست می‌داشتند، جهنم آفریده نمی‌شد.

 غدیر، محل تلاقی رودخانه به دریاست. غیر، پیوند نبوت به امامت است. غدیر، قله شکوهنده دستگیری و دلالت پیوسته آدمیان در جاری صلابت اعصار است.

کاش در این نورانی‌ترین لحظات زندگی (ایام عیدا... الاکبر) با باران مداوم حضورش این عطش بی پایان را به پایان برساند که تنها عشق او شایسته تسخیر دل‌هاست.

غدیر درخشان چون گوهری در آفتاب است، وسیع به وسعت ابدیت است و جاری در لحظه لحظه کائنات است.

 علی، برگزیده محمد نیست، بلکه منتخب خداست و پیامبر فقط ابلاغ‌گر پیام الهی نسبت به امامت اوست.

 غدیر دریایی از باور و بصیرت، در کویر حیرت و هامون ضلالت است، تا کام جان‌ها از آن سیراب شود.

- غدیر علی، هنوز هم چشمه‌ای لبریز از آب حیات و دریایی موّاج از کرامت‌هاست.

 

 ولایت امیرالمؤمین (علیه‌السلام)، چشمه حیات لا زمان و لا مکانی است که در جوشش همواره خویش، هیچ کس را از آن بیعت تاریخی محروم نمی‌کند.

 رسول خدا (ص) فرمودند: «یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی»؛ روز غدیر، بهترین اعیاد امت من است.

 غدیر یعنی سعادت همگام با ولایت است نه یک قدم بیشتر و نه یک قدم عقب‌تر، عید غدیر عید ولایت مبارک باد.

- دریای غدیر، از ریزش آبشارگون وحی بر جان محمد (ص) لبریز است و قامت دین در زلال غدیر خم انعکاس می‌یابد.

 غدیر، برکت همه احساس‌های معنوی و دریای جاری خیرات نبوی است.

- غدیر، گل همیشه بهار زندگی است. دریایی بی‌کرانه است؛ جاری بر جان‌های پاک و اندیش‌های تابناک.

غدیر ای باده گردان ولایت
رسولان الهی مبتلایت
ندا آمد ز محراب  سماوات
به گوش گوشه گیران خرابات
رسولی کز غدیر خم  ننوشد
ردای  سبز  بعثت  را   نپوشد
تمام  انبیا    ساغر    گرفتند
شراب از ساقی  کوثر  گرفتن
علیٌ حُبهُ جنه
قسیم النّار و الجنّه
وصی المصطفی حقاً
امام الناس و الجنه
ما زین جهان از پی دیدار میرویم
از بهر دیدن حیدر کرار میرویم
درب بهشت گر نگشایند به روی ما
گوییم یا علی و ز دیوار میرویم
چون نامه اعمال مرا پيچيدند
بردند به ميزان عمل سنجيدند
بيش از همه كس گناه ما بود ولي
ما را به محبت علي بخشيدند
اوصاف علی به هر زبان باید گفت
این ذکر به پیدا و نهان باید گفت
در جشن ولی عهدی مسعود علی
تبریک به صاحب الزمان باید گفت
در فصل خطر امیر را گم نکنید
ان وسعت بی نظیر را گم نکنید
تنها ره جنت از علی میگذرد
ای همسفران غدیر را گم نکنید
اراج دل به تیغ دو ابروی دلبرست
بختش بلند هر که گرفتار حیدر است
دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم
بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان علی اگر نگیرم چه کنم
در خانه دل نوشته با خط جلی
کین خانه بنا شد به تولای علی
در داخل این خانه چو نیکو نگری
هم مهر محمد است و هم مهر علی
نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی، شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد
تعریف علی به گفت و کو ممکن نیست
گنجایش بحر در سبو ممکن نیست
عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است...
یعنی اینکه باطن قبله را در امام پیدا کن! (شهید آوینی)
خورشيد چراغکي ز رخسار عليست
مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست
هرکس که فرستد به محمد صلوات
همسايه ديوار به ديوار عليست
عيد غدير مبارک
نازد به خودش خدا که حيدر دارد
درياي فضائلي مطهر دارد
همتاي علي نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد
عيد غدير خم  مبارک باد.
دلا امشب به مي بايد وضو کرد
و هر ناممکني را آرزو کرد
عيد بر شما مبارک
علي در عرش بالا بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نوشتم
چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟
تمام لذت عمرم در اين است
که مولايم اميرالمومنين است
عيد شما مبارك

]]>