مرکز مجازی مهدویت

پیوندهای سیاسی عاشورا و انتظار

مقدمه:

برقراری عدالت و معنویت و رسیدن به سعادت و مقابله با ظلم و جور خواسته‌ای همگانی و برخاسته از فطرت بیدار انسان‌هاست. در طول تاریخ افراد و گروه‌ها و مکاتب مختلفی مدعی تحقق آن بوده‌اند ولی نتوانسته‌اند در عمل آن را نشان دهند. امّا شیعه بعنوان مکتبی الهی و انسان ساز، خود را داعیه دار این امر می‌داند. با نگاهی اجمالی به تاریخ شیعه می‌توان این مطلب را یافت، چرا که امامان شیعه برای نیل بشریّت به قلّه‌های رفیع سعادت نه تنها از هیچ تلاشی فروگذار نبودند، بلکه تا پای جان پیش رفته‌اند، که اوج این تلاش را میتوان در مکتب عاشورا به وضوح مشاهده‌ کرد.

نقطه قوت شیعه در این است که برخلاف ادعای سایر گروه‌ها و مکاتب، عاشورا حرکتی مقطعی و گذرا نبوده است، بلکه شیعه در لوای مکتب سرخ حسینی، معتقد به آمدن مصلح جهانی است که قوام بخش و در نهایت سرانجام بخش این هدف والا خواهد بود.

امام خمینی(ره) در این زمینه می‌فرماید:« مسئله كربلا، كه خودش در رأس مسائل سياسي هست، بايد زنده بماند به همان فرمي كه بود، منتها الفاظ تغيير بكند. مصيبت‌ها همان است، مصيبت‌ها تغييري ندارد، بايد آن بعد سياسي كربلا را براي مردم بيان كرد ...اين حركت اسلامي-سياسي بود كه بني اميه را از بين برد، و اگر اين حركت نبود، اسلام پايمال شده بود.» امام خمینی(ره)، صحیفه نور، جلد هجدهم - صفحه 177.

مقام معظم رهبری نیز بیان کرده‌اند:« عاشورا یک حادثه صِرف تاریخی نبود؛ عاشورا یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام بود. حضرت ابی عبدا.. (علیه السلام) با این حرکت یک سرمشق را برای امت اسلامی نوشت و گذاشت. این سرمشق فقط شهید شدن هم نیست؛ یک چیز مرکب و پیچیده و بسیار عمیق است. سه عنصر در حرکت حضرت وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، عنصر عاطفه» از بیانات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در 5/11/84.

بنابراین بررسی پیوندهای این دو نهضت برای بشریت و انسان‌های آزاده و حق طلب راهگشا خواهد بود، که در این مجال برای جلوگیری از بسط این موضوع، فقط به برخی از پیوندهای شاخص سیاسی و اجتماعی آن پرداخته می‌شود.

عناوین مورد بحث

-  تبیین اهداف و آرمان نهضت حسینی و مهدوی (علیهماالسلام)

 - شباهت در زمانه و یاران و شرائط

 - سختی حفظ دین در عصر غیبت و ضرورت معرفت امام ودشمن شناسی

-  کلام آخر (یک پیامک، یک هشدار)

1) تبیین اهداف و آرمان نهضت حسینی و مهدوی (علیهما السلام)

1-1 مبارزه با ظلم و ستمگری:

امام حسين (علیه السلام) حکومت یزید را سبب نابودی دین می‌داند و می‌فرماید:« عَلَى‏ الْإِسْلَامِ‏ السَّلَامُ‏ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ»[1] آنگاه كه امت گرفتار فرمانروایی چون يزيد گردند بايد فاتحه اسلام را خواند. به همین جهت امام با قاطعيت مي‏گويد:« مثلي لايبايع مثله»[2] حضرت مهدي (علیه السلام) نيز با هيچ‏كس سر سازش ندارد، چنانکه در بیان علل غیبت حضرت، یکی از علل را هم مقابله با طاغوت و نداشتن بعیتی از آن‌ها را ذکر کرده‌اند. « ما منّا احدٌ الاَّ و يقع في عنقه بيعة لطاغية زمانه الاّ القائم... لئلا يكون لاحد في عنقه بيعة اذا خرج»[3] امام حسن(علیه السلام) فرمود: هر كدام ازما اهل بيت(علیه السلام) در زمان خود بيعت حاكمان و طاغوت‏هاي زمان را (از روي تقيه) به عهده داريم، مگر قائم... تا هنگامي كه قيام مي‏كند بر گردنش بيعت حاكمي نباشد.

حسين (علیه السلام)،باشهادت خود،باعث رسوايي و درنتيجه نابودي دولت بني اميه شد. مهدي (علیه السلام) نيز با ظهور خود، باعث رسوايي و تزلزل تمامي دولت‏هاي مستكبر، خواهد شد؛ « اذا قام القائم ذهب دولة الباطل»[4] هنگامي كه قائم قيام كند، هردولت باطلي از بين مي‏رود.

دردعای ندبه می‌خوانیم : « أینَ قاسم شوکه المعتدین أینَ هادم ابنیه الشّرک و النّفاق أینَ مبید اهل الفسوق و العصیان و الطّغیان ...أینَ مبید العتاه و المرده» « کجاست درهم شکننده شوکت؟ ستمگران کجاست ویران کننده بناهای شرک و نفاق؟ کجاست هلاک کننده اهل فسق و گناه و طغیان؟... کجاست هلاک کننده مستکبران و سرکشان؟»[5]

درروايات نيز آمده‌است: « يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»[6] دولت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شرق وغرب جهان را فرا گيرد. « اذا قام القائم لايبقي ارض الاّ نودي فيها شهادة ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله»[7] هنگامي كه مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قيام كند زميني باقي نمي‏ماند مگر آن كه گلبانگ توحيد و رسالت پيامبر در آن بلند گردد.

امام حسین (علیه السلام) میفرماید: خدا قائم ما آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را آشکار می‌کند تا از ستمگران انتقام بگیرد… او همان کسی است که زمانی طولانی غائب می‌شود، سپس ظهور می‌کند و زمین را پر از عدل و داد می‌سازد همانسان که از ظلم و جور پر شده‌ باشد.[8]

2-1 اصلاح‏گري‏:

امام حسين(علیه السلام) و مهدي(علیه السلام) دو اصلاح‏گرانی سترگ‏اند. امام حسين(علیه السلام) مي‏فرماید: « انِّي لَمْاَخْرُجْ اَشِراً وَ لا بَطِراً ولا مُفْسِداً وَ لاظالِماً، وَاِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الِاصلاحِ فِي اُمةِ جَدِّي محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) اُريدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ و اَنْهي عَنِ المُنْكَرِ و اَسيرَ بِسيرةِ جَدِّي محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و اَبي عَليِّ بنِ‌ اَبِي‌ طالِبٍ(علیه السلام)»[9] من نه از روي سرمستي و گستاخي و نه براي فساد و ستمگري حرکت کردم بلكه تنها براي طلب اصلاح در امّت جدم حرکت کردم ميخواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و به سيره جدم و پدرم علي بن‌ابي‌طالب عمل كنم. در مورد حضرت مهدي نيز آمده‌است: « ليصلح الامة بعد فسادها»[10] خداوند به وسيله حضرت مهدي(علیه السلام) اين امت را پس از آن‏كه تباه شده‏اند، اصلاح مي‏كند.

3-1 بیداری امّت:

هدف مهدي(علیه السلام)، نجات انسان‏ها از بردگي فكري و برداشتن زنجيرهاي اسارت از آنان است. امام باقر (علیه السلام) مي‏فرمايد: « اذا قام القائم ذهب دولة الباطل»[11] هنگامي كه قائم قيام كند، هر آينه باطل از بين مي‏رود. هدف امامحسين (علیه السلام) نيز در « زیارت اربعين» چنين بيان شده است: « و بذل مهجة فيك ليستنقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضالة» خون خود را تقديم تو كرد، تا انسان‏ها را از ناداني و گمراهي رهايي بخشد. پس هدف هر دو، احياي دين و جلوگيري از انحطاط ارزش‏ها است.

4-1 برگرداندن عزّت‏ دین:

عزّت اساس حركت حسيني و مهدوي است و مي‏تواند اساس سياست راهبردي حكومت ديني در سطح روابط بين المللي باشد. حكومت ديني - به عنوان زمينه ساز دولت كريمه مهدوي - از هرگونه رابطه و مذاكره‏اي كه شائبه ذلّت داشته باشد، پرهيزمي‏كند. منتظر « دولت عزيز»، خود بايد عزيز باشد، چرا که حکومت جهانی حضرت مهدی را عزّت بخش حقیقی دین معرفی کرده‌اند. در فرازهای پایانی دعای افتتاح آمده‌است: « اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ ‏وَأَهْلَهُ‏ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ فِي سَبِيلِكَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ»[12]

امام در روز عاشورا فرمودند: « أَلَا وَ إِنَّ الدَّعِيَّ ابْنَ الدَّعِيِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السَّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَى اللَّهُ ذَلِكَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِيَّةٌ وَ نُفُوسٌ أَبِيَّةٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طَاعَةَ اللِّئَامِ عَلَى مَصَارِعِ الْكِرَامِ»[13] فرمود: اين زنازاده‏ پسر زنازاده مرا در بين دو امر ثابت نگاه داشته است: 1- شمشير كشيدن، 2- ذلّت و خوارى (يعنى انتظار دارد كه ما با آنان جنگ كنيم يا تسليم و دليل آن‌ها شويم) ولى چقدر بعيد است كه ما ذلّت و خوارى را قبول نمائيم؟! خدا و رسول و مؤمنين و عقلهاى پاك و پاكيزه پذيرفتن اين امر را براى من قبول نخواهند كرد، ما قتلگاه‏ها را بر فرمانبردارى ناكسان مقدّم ميداريم.[14]

بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است      که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است

نه ظلم کن به کسی، نی به زیر ظلم رو   که این مرام حسین است و منطق دین است

امام حسين(علیه السلام) مي‏فرمايد: « والله لااعطيکم بيدي اعطاءَالذليلِ و لا اَفِرُّ فِرارَ العبيد»[15] به خدا قسم دستم را (به نشانه بيعت) از روي خواري و ذلّت به شما نمی دهم و مانند بردگان فرار نمي‏كنم. باز فرمود: « موتٌ في عِزٍّ خيرٌ من حياةٍ في ذُلٍّ»[16] مرگ در عزت، بهتر از زندگي در ذلّت است.

کلمات کلیدی :
سیاستعاشوراامام حسینحکومت مهدویانتظار