مرکز مجازی مهدویت

وظايف و بايسته‌هاي يك منتظر عاشورايي (2)


مقدمه:

در شماره گذشته، وفاداري به اسلام، التزام، اعتماد به ولايت و ساده زیستی كه از جمله صلاحيت‌ها، وظايف و بايسته‌هاي يك منتظر است، مطرح شد و در اين قسمت برخي ديگر مورد بررسي قرار مي‌گيرد:

4. تعهد

تعهد به معناي پافشاري بر اصول و آرمان‌هاي اسلامي و پاي‌بندي به آن‌هاست. لازمه تعهد عملي، پاسداري از ارزش‌هاي اسلام و دين مبين اسلام است و باعث پياده شدن اسلام حقيقي است. بنابراين اشخاصي كه متعهد هستند در صراط مستقيم انسانيت هستند نمونه بي‌تعهدي ياران امام علي (عليه السلام) در جنگ صفين در صفحات ماندگار تاريخ نقش بسته و نمونه عمل به تعهد 72 يار امام حسين (عليه السلام) در شب عاشورا را هم تاريخ ناقل آن‌ها است. وقتي امام فرمود: « من بيعت خود را از گردن همه برداشتم از تاريكي شب استفاده كنيد و برويد». گريه و زاري آن‌ها بلند شد. به عنوان نمونه مسلم بن عوسجه (رحمة الله عليه) بعد از بياني طولاني مي‌فرمايد: « ... به خدا سوگند اگر بدانم كه كشته مي‌شوم و زنده مي‌شوم و سپس كشته مي‌شوم و سوخته مي‌شوم و خاكسترم را باد مي‌دهند و هفتاد بار چنان كنند، از تو جدا نشوم تا در آستانت بميرم...».

يك منتظر مي‌بايست به چنين شناخت و معرفت و وفاداري برسد كه به عهد خود در قبال رهبر خود در سخترين شرائط اين‌گونه عمل كند، شرائط و زمانه‌ها گوناگون است يك وقت در حضور امام، يك وقت در غياب امام، بايد با انواع طاغوتيان و وسايل گمراه‌كننده‌شان مبارزه كرد و مقاومت نمود و به اين كشتي ياري رساند كه از تيررس نااهلان در امان بماند يك وقتي شمشير است يك وقتي انواع سي دي و ماهواره و اينترنت و شبكه‌هاي مبتذل و انحرافي است. بايد تا پاي جان ايستاد و به ديگران هم در اين راه ياري رساند. نبايد با اشعاري همچون « اگر خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو» ميدان را خالي كرد جماعت يزيد كجا و ياران امام حسين كجا، 72 نفر تن به اين شعارها ندادند بلكه شعار آن‌ها « هيهات منّا الذلة» در دل و جان تاريخ نقش گرفت و مثل نور درخشان خورشيد، طلايه‌دار راه رهروان است كه منتظران مي‌بايست خود را به اين چراغ برسانند تا راه را گم نكنند چرا كه راه حسين (عليه السلام) و مهدي (عليه السلام) يكي است.

5. تخصص و تجربه

تخصص و تجربه چيز‌هايي است كه در طول تاريخ مورد بهره‌برداري قرار گرفته است حتي در ميدان جنگ و براي مقابله با دشمن از اين‌ها استفاده شده و مي‌توان گفت جنگ و جهاد هم بدون اين‌ها دچار تزلزل و شكست مي‌شود. به طوري كه در تاريخ مي‌خوانيم حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) براي جلوگيري از ويراني مدينه نظر سلمان فارسي را برگزيد و اطراف شهر را خندق زد و در كربلا هم امام حسين (عليه السلام) با مشورت و كمك ياران اطراف خيمه‌ها را خندق و پر از خار و خاشاك كرد براي جلوگيري از دشمن. در داستان موسي و دختران شعيب (عليه السلام) به ارزش تعهد و تخصص اشاره شده است: { يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ} [1] اي پدر او را به خدمت اجير كن كه بهترين كارگزار و خدمت‌گزار (انسان) توانمند و امين است.

حضرت يوسف (عليه السلام) هنگامي كه به مقام وزارت اقتصاد مصر رسيد، در بيان جايگاه خود فرمود: { اجْعَلْنِي عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ}؛[2] مرا بر خزانه‌هاي اين سرزمين بگمار كه من نگهباني امين و دانا هستم. همچنين يكي از حاضران در پاسخ سليمان (عليه السلام) فرمود: { أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ}؛[3] من آن را قبل از آن‌كه از مكانت به پا خيزي، برايت مهيا مي‌سازم همانا من بر اين كار، توانا و امين هستم.

همراهي دو واژه « قوي» و « امين» در اين آيات اين نكته را مي‌رساند كه تخصص به تنهايي كافي نيست، بلكه امانت و تعهد نيز از شروط يك كارگزار مصلح است. بنابراين قرآن كريم، همراهي تخصص و تعهد و تجربه را در كوچكترين كارها تا حساس‌ترين كارها را لازم مي‌داند. با توجه به همين است كه امام علي (عليه السلام) در عهد‌نامه مالك اشتر مي‌فرمايد: « أنظر في امور عًمّالك ... و تَوَخَّ منهم اهل التجربة و الحياء»؛[4] در كارهاي كارگزارانت انديشه كن ... و افراد با تجربه و با حيا را از ميان آنان برگزين.

در همين باره امام صادق (عليه السلام) نيز مي‌فرمايد: « العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوّابس»؛ كسي كه آگاه به زمان خود باشد، مشتبهات بر او حمله‌ور نخواهد شد.[5]

آيا غير از اين است كه كارگزاران امام زمان (عليه السلام) در عصر حكومت بايد اين خصوصيات را داشته باشند تا آقا امام زمان، آن‌ها را برگزيند و به آن‌ها مسؤوليت دهد؟ آيا غير از اين است كه منتظران حكومت منجي بشريت، بايد خود را به اين صفات آراسته كنند و روز به روز در اين زمينه سعي و تلاش و برنامه‌ريزي كنند؟ آيا غير از اين است كه در كنار تخصص در محيط‌هاي آموزشي و پژوهشي بايد اخلاق و تعهد را هم رشد داد و زمينه را براي پديدار شدن منتظران و حتي جامعه منتظر همراه با تخصص و تعهد فراهم كرد؟

ادامه دارد ...

 پی‌نوشت‌ها:

 [1]. قصص، 66.

[2]. يوسف، 55.

[3]. نمل، 39.

[4]. نهج‌البلاغه، نامه 53.

[5]. تحف العقول، ص261.

پدید آورندگان: مراد اميدي ميرزايي، روح الله اميري