مرکز مجازی مهدویت

سيرة حضرت مهدي(عج)

مقدمه

« لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»

پروردگار عالم به انسان، مدال اشرف مخلوقات و خليفة الله بودن را در ميان مخلوقات عطا فرموده است. و انسان موجودي است كه مي تواند از حزيز خاك تا اوج افلاك خود را بالا ببرد و با ملكوتيان هم نشين گردد. اين استعداد و قابليت بايد شناخته شود و با راهنمايي و رهبري قرآن و عترت به مرحله بهره وري برسد. تا انسان،گنجينه نهفته درون خويش را بشناسد و به كمال و اوج سعادت برسد و اين نمي شود مگر با سرمشق قرار دادن سيره انبيا و امامان معصوم (علیهم السلام).

(ره چونان رو كه رهروان رفتند)

چنانچه پروردگار عالم، به عنوان خالق انسان، نمونه و سرمشق انسانيت را وجود مقدس پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) معرفي مي نمايد، كه او اسوه حسنه و نمونه كامل انسانيت است. و بعد از او مسلماً جانشينان او مي توانند اين نقش مهم را براي هدايت انسان تا سر منزل سعادت عهده دارد شوند. آنان که آخرينشان ، ذخيره الهي است كه سرچشمه همه خوبي ها و معدن همه زيبايي هاست. انسان كامل كه تمام صفات الهي را آيينه وار به ما مي نماياند به سان خورشيدي است كه از پرتو وجودش همه موجودات به اندازه قابليت خود فيض مي گيرند.

او محور چرخه هستي است. او مركز پرگار فضيلت هاست. او عصاره خوبيهاست. و او دريايي است كه قطرات ناچيز باران با پيوند به او دريا مي شوند.

ما بر آنيم كه ذره اي از اين هستي و قطره اي از اين دريا باشيم. به او بپيونديم و با او باشيم تا بودن را تجربه كنيم. سيرت او سير انسانيت است به سوي كمال. سخنش، سكوتش، پيامش، مهرش، رأيش، رهبریش، هدايتش، عبادتش، بندگيش، عدلش، دادرسي؛ همه و همه اشعه هايي است كه از خورشيد وجودش به ما مي رسد. ایشان را بشناسيم و در آن سيره و صفات تامل كنيم تا بتوانيم بهتر او را الگوي خويش قرار داده و در زندگي فردي و اجتماعي از او بهره گيريم.

سيرت

روش و رفتار و سيره امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دو دوره قابل بررسي است، يكي عصر غيبت و ديگري دوران ظهور. ا زآن جا كه اين سيرت ها مي تواند براي ما نمونه ها و سر مشق هاي خوبي باشد، مناسب است در اين مقام در باره برخي از سيرت ها به اشاره سخني بياوريم.

الف. عصر غيبت

امام شئونی دارد، شان هدايت و رهبري، حفظ مسلمين و شيعيان، ايجاد زمينه و تهيه ياور براي انقلاب جهاني خود و ... آن حضرت به تمامي شئون و ظايف خود به بهترين وجه اقدام مي كند و هر آن چه با غيبت ناسازگار باشد، تماماً مورد عنايت آن حضرت مي باشد. همچنان كه در روايتي نيز آمده است: «الانتقاع بي في غيبتي فكالانتفاع بالشمس اذا غيبتها عن الابصار السحاب».[1]

بهره بردن از من در عصر غيبتم مانند بهره بردن از آفتاب است هنگامي كه زير ابر ها باشد.

اصولاً آن حضرت را غايب ناميده اند، چون ظاهر نيست نه آن كه حاضر نيست. غيبت به معناي حاضر نبودن تهمت ناروايي است كه به آن حضرت زده اند. و آنان كه بر اين پندارند فرق ميان ظهور و حضور را نمي دانند. آمدن آن حضرت به معناي ظهور است نه حضور و شيفتگان آن حضرت ظهورش را از خدا مي طلبند نه حضورش را. همين است كه وقتي ظاهر مي شود همه انگشت حيرت به دندان گزیده و با تعجب مي گويند كه او را پيش از اين هم ديده اند. براي به دست آوردن سيره آن حضرت در دوران غيبت مي توان برخي روايات ،دعاها زيارت نامه ها، توقيعات و نامه هاي آن حضرت به بعضي از شيعيان و يا نقل قول هاي متواتر از افراد كاملاً مورد وثوق كه به شرف حضور نائل آمده اند را مورد دقت قرار داد. آنچه بيش از همه در ميان ادعيه،توقيعات و... به چشم مي خورد ،عنايت خاص آن حضرت به وضعيت شيعيان و گرفتاري هاي آنان در دوران غيبت است. به برخي از نكاتي كه در اين متون آمده اشاره مي شود:

  1. آگاهي از وضعيت و احوال شيعيان

در توقيع براي شيخ مفيد آمده است: «فانا نحيط علماً بانبائكم و لا يعزب عنا شيئ من اخباركم.»[2] ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده و مخفي نمي ماند.

  1. حفظ و نجات شيعيان از گرفتاري ها و شر دشمنان

در همان توقيع چنین آمده است: «انا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم، و لولا ذلك لنزل بكم اللاواء و اصطلمكم الاعداء.»[3] ما در رسيدگي و سر پرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده ايم، كه اگر جز اين بود دشواري ها و مصيبت ها بر شما فرود مي آمد و دشمنان شما را ريشه كن مي نمودند.

از جمله اين موارد نجات مردم بحرين از دست نوكران و دست نشاندگان استعمار است. آنجا كه نخست وزير اين كشور حيله و نقشه اي ريخت كه قرار شد با شيعيان همچون كفار حربي از اهل كتاب رفتار شود يا جزيه پرداخته و ذلت پرداخت آن را تحمل كنند، و يا مردانشان كشته و زنان و كودكانشان به اسارت گرفته شوند و حضرت در خنثي ساختن اين توطئه نقش بزرگي داشت.[4]

  1. حضور در ميان مردم

«ان يكون صاحبكم المظلوم، المجحود حقه، صاحب هذا الامر يتردد بينهم و يمشي في اسواقهم و يطأ فرشهم و لا يعرفونه حتی یأذن الله له أن يعرفهم نفسه.»[5] صاحب اين امر در ميان آن ها راه مي رود در بازارهايشان رفت و آمد مي كند روي فرش هايشان گام بر مي دارد ولي او را نمي شناسند مگر آن هنگام که خداوند به او اجازه دهد كه خودش را معرفي كند.

در روايتي از امام اميرالمومنين (علیه السلام) نيز چنين آمده است: «فورب علي ان حجتها عليها قائمه، ماشيه في طرقاتها داخله في دورها و قصورها، جواله في شرق الارض و غربها، تسمه الكلام و تسلم علي الجماع، تري و...»

سوگند به خداي علي، حجت خدا در ميان آن ها است در كوچه و بازار آن ها گام بر مي دارد و بر خانه هاي آنان وارد مي شود در شرق و غرب جهان به سياحت مي پردازد و گفتار مردمان را مي شوند و بر اجتماعات آن ها وارد شده، سلام مي دهد. او مردمان را مي بيندو..[6]

حضور هميشگي در مراسم حج

«يحضر الموسم كل سنه فيري الناس فيعرهم و يرونه و لا يعرفونه.»[7]

آن حضرت هر سال در موسم حج حضور مي يابد، همگان را مي بيند و مي شناسد، اما ديگران او را مي بينند و نمي شناسند.

5 و 6 و... دست گيري درماندگان، راهنمایي گمشدگان، شفاي بيماران لاعلاج، خير خواهي و نصيحت و دعا براي مومنان، شركت در تشييع برخي از آنان، حل بعضي از مشكلات علمي علماء ،خبر دادن از پاره اي رويداد هاي مهم و... دست گيري باطني افراد، از جمله هاي كار هاي آن حضرت در اين دوران است چه او را بشناسند و چه مستقيماً توسط خود آن حضرت صورت گيرد و يا توسط برخي از ياران و خواص آن حضرت.

ب. دوران ظهور

  1. سيرت تربيتي و اخلاقي

«اذا قام قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اكمل به اخلاقهم.»[8] چون قائم ما قيام كند، دستش را بر سر بندگان مي گذارد و عقول آن ها را متمركز ساخته و اخلاقشان را به كمال مي رساند و در پرتو عنايات و ارشادات حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مغزها و انديشه ها شكوفا مي شود و بدين وسيله تمام كوته بيني ها و تنگ نظري ها و رذائل اخلاقي كه منشأ بسياری از ناهنجاری های اجتماعي است ، از بين مي رود.

تؤتون الحكمه في زمانه.[9]

در دولت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حكمت و علم به میان مردم آورده میشود.

«يدعوالناس الي كتاب الله و سنه نبيه والولايه لعلي بن ابي طالب و البرائه من عدوه.»[10] او مردم را به سوي كتاب خدا سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و لايت علي بن ابي طالب و بيزاري از دشمنان او دعوت مي كند.

«و في ايام دولته تطيب الدنيا و اهلها.»[11] در روزگار او دنيا پاكيزه مي شود و اهل دنيا نيكو مي شوند.

تحليل سيرت تربيتي و اخلاقي

بايد توجه داشت كه زير بناي هر حكومت موفقي، تمدن و فرهنگی است كه مردم از آن بهره مندند. لذا حكومت حضرت كه كاملترين حكومت هاست مبتني بر رشد تربيتي و اخلاقي انسان مي باشد، نه بر پايه قدرت نظامي گري.

  1. سيرت اجتماعي

«يملاءها قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و عدواناً.»[12] زمين را سراسر قسط و عدل مي كند همان گونه كه سراسر ستم و دشمني شده بود.

«فيريكم كيف عدل السيره.»[13] مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شما نشان خواهد داد كه روش عادلانه چگونه است.

«و يذهب الزني و شرب الخمر و يذهب الربا، و يقبل الناس علي العبادات و تؤدي الامانات و تهلك الاشرار و تبقي الاخيار.»[14] روابط نامشروع، مشروبات الكلي و ربا خواري از بين رفته و مردم به عبادت و اطاعت روي مي آورند، امانت ها را به خوبي رعايت مي كنند اشرار مردم نابود شده و افراد صالح باقي مي مانند.

«اما والله ليدخلن عدله جوف بيوتهم، كما يدخل الحر و القر»[15] مهدي عدالت را هم چنان كه سرما و گرما وارد خانه ها مي شود، وارد خانه هاي مردم كند، و دادگري او همه جا را بگيرد.

تحليل سيرت اجتماعي

روايات فوق بيانگر بعد ديگري از ابعاد حكومت متكامله حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. و آن از برجسته ترين سيره هاي آن حضرت است. اما بايد به اين نكته توجه داشت كه گرچه انسانها تشنه عدالتند، ولي عدالت هدف نيست بلكه مقدمه است براي دستيابي انسان به مكارم والاي اخلاقي.

  1. سيرت سياسي

«اذا قام القائم ذهب دوله الباطل.»[16] هنگامي كه قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قيام كند هر دولت باطلي از بين مي رود.

   «اذا قام القائم لا يبقي ارض الا نودي فيها شهاده ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله.»[17]هنگامي كه مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف)قيام كند زميني نماند مگر اين كه در آنجا گلبانگ «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله» طنین انداز گردد.

«ليس شانه الا السيف.»[18] او فقط شمشير را شناسد.

«اللهم انا نرغب اليك في دولة كريمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله.»[19] خدايا از تو اميد داریم كه دولت با كرامت آن امام را به ظهور آوري و اسلام و اهلش را با آن عزت بخشي و نفاق و اهل نفاق را ذليل وخوار گرادني.

تحليل سيرت سياسي

چرا شمشير؟

يكي از سؤالاتي كه جاي بحث و تحليل دارد اين است كه چرا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با شمشير قيام مي كند؟ در مقدمه بايد گفت كه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نه اينكه فقط با شمشير بلكه با شمشيري كه پشتوانه آن عدالت است قيام مي نمايند. روزگار ظهور آن بزرگوار روزگاري است كه زمان موعظه و نصيحت به سر آمده. روزگار جدايي حق از باطل و خواري منافقان و رسوايي چندچهرگان است. كسي فرصت فريب و نيرنگ بازي را پيدا نمي كند تا به ظاهر خود را از مومنان معرفي كند ولي در پس پرده بخواهد خيانت كند و از پشت خنجر بزند.

«هيهات، هيهات، يسير بالقتل و لا يستتيب احدا»

زمان او زمان توبه نيست، چون ديگر فرصت توبه نيست و توبه از روي ناچاري ارزشي ندارد. لذا او پستي ها را قدرتمندانه از ميان بر مي دارد و كساني كه درگذشته خويش خون بسياري را وحشيانه پايمال كرده اند وبي رحمانه به فرهنگ و اقتصاد و صعنت بشر خيانت نموده اند به پاي محكمه عدالت خويش مي كشاند و بدين سان مظلومان عالم را ياري مي كند و انتقام هابيل ها را از قابيليان دوران مي گيرد. شمشير مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) براي خون آشامان پست، درندگان متمدن و ابر قدرتان نا انسان، نقمت و عذاب و مرگ است ولي براي محرومان و انسان هاي درد كشيده مظلوم رحمت و حيات.

«و لكم في القصاص حياه يا اولی الالباب.» بقره 179

شمشيرمهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، شمشير انتقام از مستكبران و آدم كشان است. شمشير مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) براي پايان جنگ و خونريزي است. شمشير مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) براي خاتمه دادن به خشونت و بي عدالتي است.

  1. سيرت اقتصادي

«تنعم فيه امتي نعمه لم ينعموا مثلها قط توتي الارض و لا تدخر منهم شيئا و المال يومئذ كدوس، يقوم الرجل فيقول يا مهدي اعطني فيقول خذ»[20]

در آن زمان امت من چنان از نعمت برخوردار شوند كه هرگز امتي آنچنان از نعمت برخوردار نشده باشد، زمين به تمامه محصول دهد و هيچ چيز را از آنان دريغ ندارد و اموال انبوه شود. هركس نزد مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آيد و گويد: به من مالي بده مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بي درنگ گويد بگير.

«و يذهب الربا»[21] در دولت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ربا از بين مي رود.

تحليل سيرت اقتصادي

بشريت در دوران هاي مخلتف، از اختلاف طبقاتي و بي عدالتي اقتصادي رنج فراوان ديده است. گنجهاي قارون صفتان حاصلي جز گرسنگي و فقر محرومان نداشته است و رفع اين مشكل بزرگ در سطح جهان، نيازمند رهبري نيرومند و آسماني است وگرنه منفعت طلبان و دنيا پرستان نخواهند گذاشت كسي منافع آن ها را تهديد كند. مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قاطعانه دست هاي ناپاكي كه مانند اختاپوس بر اقتصاد جهان چنگ انداخته اند را قطع نموده و واژه فقر را از درون تهي مي نمايد، تا جايي كه كسي در خود احساس نيازمندي نمي نمايد تا گدايي كند و خواري در خواست از ديگران را متحمل شود.

  1. سيرت علمي

«العم سبعه و عشرون حرفا فجميع ماجاءت به الرسل حرفان فلم يعرف الناس حتي اليوم غير الحرفين فاذا قام قائمنا اخرج الخمسه والعشرين حرفاً فبثها في الناس و ضم اليها الحرفين حتي يبثها سبعه و عشرين حرفاً.»[22]

علم و دانش 27 حرف( شعبه و شاخه) است و تمام آن چه پيامبران براي مردم آورده اند دو حرف بيش نبوده است و مردم تا كنون جز آن دو حرف را نشناخته اند اما هنگامي كه قائم ما قيام كند 25 حرف ديگر را آشكار مي سازد. «و لاسخرن له الرياح ولاذللن له الرقاب الصعاب ولا رقينه في الاسباب»[23]

بادها را مسخر او خواهم كرد. ابرهاي تندر آگين سخت را رام او خواهيم نمود. او را از طريق اسبابي كه براي سفر به آسمان است به سفر كردن به آسمان ها موفق خواهم داشت.

تحليل سيرت علمي

اگر علم بشريت بخواهد اصالتي داشته باشد بايد با علم مطلق كه خداي يكتاست پيوند بخورد ولي اگر نهال علم او ريشه در معنويت و مارواءالطبيعه نداشته باشد و محصور در طبيعت و تجربه شود به پوچي مي گرايد و سرانجام بي ثمر خواهد ماند. و چه بسا همين علم مايه بدبختي و تباهي او خواهد شد چنانچه نمونه عيني آن فرود بمب هاي اتمي در شهر هاي هيروشيما و ناكازاكي بوده است.

مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به سان ساربانيست كه كارون بشريت را تا سرچشمه علم و دانائي پيش برده و از آن سيراب خواهد نمود. در دوران ظهور، علوم ظاهري اصالت خويش را در اثر پيوند با علوم باطني مي يابند و آدمي ثمر اين پيوند مبارك را خواهد چشيد و دنيا و آخرتش آباد مي گردد.

«ربنا آتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب النار.»[24]

  1. سيرت قضايي

«يقضي بقضاء داوود و سليمان لا يسال بينه.»[25]

مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر اساس داوري هاي حضرت داوود و سليمان داوري نموده و مطالبه شاهد و دليل نمي كند.

«يحكم بين اهل التوراه بالتوراه و بين اهل الانجيل بالانجيل و بين اهل الزبور بالزبور و بين اهل القرآن بالقرآن.» ... بين اهل تورات با تورات و بين اهل انجيل با انجيل و بين اهل زبور با زبور و بين اهل قرآن با قرآن قضاوت خواهد كرد.

تحليل سيره قضايي

آنچه از مفاد روايات فوق به دست مي آيد آن است كه ما در قضاوت دو گونه علم درايم:

  1. علم باطني
  2. علم ظاهري

علم ظاهري از طريق شاهد وبينه ويا قسم خوردن به دست مي آيد. ولي علم باطني از ناحيه پرودگار عالم به پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)يا امام (علیه السلام) افاضه مي شود كه اين از خصوصيات حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مي باشد و ايشان مامور به عمل به علم باطني مي باشند و در قضاوت ها با استفاه از علم الهي بدون نياز به شاهد و بينه و قسم حكم خواهد نمود.

  1. سيرت احياگري

«و يحيي ميت الکتاب و السنه»[26]

«سیميت الله به كل بدعه و يمحو كل ضلاله ويحي كل سنه»[27] خداوند به وسيله او بدعت ها را نابود مي سازد و گمراهي ها را از بين مي برد و سنت ها را زنده مي كند.

تحليل سيرت احيا گري

عامل تحريف اديان آسماني و گمراهي پيروان آن اديان چيزي نيست به جز بدعت ها و اعمال سليقه هاي شخصي در آن اديان. متاسفانه بعد از پيامبر بزرگوار اسلام بزرگترين بدعتي كه در دين اسلام گذاشته شد، تبديل خلافت انتصابي به خلافت انتخابي بود. يعني مردم، امامي را كه از طرف خدا تعيين شده بود كنار گذاشته و با بي اعتنائي به ماجرای غدیر خم خود به انتخاب جانشين براي پيامبر پرداختند. و از آن به بعد بذر اختلاف و انحراف در دين اسلام كاشته شد كه دامنه آن تا زمان حاضر گسترده شده و مسلمانان هميشه دچار پراكندگي و تفرقه بوده اند. از اقدامات و سيره بارز حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زمان ظهور مي توان برچيدن اختلاف و بدعت ازجامعه مسلمين را نام برد که بدينوسيله حياتي تازه به كالبد دين خواهد دميد.

  1. سيرت نبوي و علوي

«يسير فيهم بسيره رسول الله و يعمل بینهم بعمله.»[28] در ميان آن ها با سيره رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)رفتار مي كند و در ميان آن ها راه و روش او را انجام مي دهد.

«يسير بسيره رسول الله و لا يعيش الا عيش اميرالمؤمنين»[29] از سيره جدش رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)پيروي مي كند و شيوه زندگيش همچون امير مومنان (علیه السلام) است.

«المهدي يقفوا اثري لايخطيء»[30] مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) روش مرا دنبال مي كند و هرگز از روش من بيرون نمي رود.

  1. سيرت فردي

«فوالله ما لباسه الا الغليظ و لا طعامه الا الجشب.»[31] به خدا سوگند كه لباس مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) جز پوشاكي درشت و خوراك او جز خواركي سخت و بي خورش نيست.

«و يشترط علي نفسه لهم، ان يمشي حیث يمشون و يلبس كما يلبسون و يركب كما يركبون و يكون من حيث يريدون و يرضي بالقليل و يملا ألارض بعون الله عدلا كما ملئت جورا، يعبد الله حق عبادته ولاياخذ حاجبا و لا بوابا»[32] او نيز در حق خود تعهد ميكند كه از راه آن ها برود. جامه اي مثل جامه آن ها بپوشد، مركبي همانند آن ها سوار شود آن چنان كه مي خواهند باشد به كم راضي و قانع شود زمين را به ياري خدا پر از عدالت كند آن چنان كه پر از ستم شده باشد. خدا را آن چنان كه شايسته است بپرستد، براي خود دربان ونگهبان اختيار نكند.

تحليل سيره ها( نبوي ، علوي و فردي)

اگر بخواهيم سيره فردي حضرت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) كه همان سيره علوي و نبوي است را درست تحليل كنيم نيازمند به يك مقدمه كوتاهيم و آن اين كه، در يك تقسيم بندي مي توان حكومت ها را به حكومت هاي ديني و غير ديني تقسيم نمود: حكومت غير ديني پايه هايش بر استبداد و خونريزي و قدرت طلبي و استعمار ديگران استوار است ولي حكومت ديني، بر پايه عدالت و خدا محوری و پيوند دنيا با آخرت و دين با سياست استوار است.در اين حكومت، حاكم اسلامي ،خود در زندگي فردي و اجتماعي از نظر عملي يك نمونه كامل است كه داراي علم و دانائي وسيع همراه با زهد و بي علاقگي به ظواهر دنيا مي باشد امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) که پرچم دار حكومت ديني است داراي زهد به معناي واقعي كلمه مي باشد او بدون دلبستگي به قدرت و جاه و مقام و بلكه تنها به خاطر وظيفه ديني و عمل به اسلام و رفتار به سيره نبوي و علوي قيام مي نمايد.

  1. سيره مديريتي

«يكون من الله علي حذو لايغتر بقرابه و لا يضع حجراً علي حجر»[33] او دقيقاً فرمان خدا را اجرا مي كند با كسي حساب خويشاوندي ندارد و سنگي روي سنگ نگذارد.

«المهدي سمح بالمال، شديد علي العمال، رحيم بالمساكين.»[34] مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بخشنده اي است كه مال را به وفور مي بخشد بر كارگزاران و مسولين دولت خويش بسیار سخت گير، و بر بينوايان بسيار رئوف و مهربان است.

«يفرق المهدي اصحابه في جميع البلدان و يامرهم بالعدل و الاحسان ويجعلهم حكاماً في الاقاليم و يامرهم بعمران المدن»[35] مهدي يارانش را در همه شهرها پراكنده مي كند و به آنان دستور مي دهد كه عدل و احسان را شيوه خود سازند و آنان را فرمانروايان كشورهاي جهان گرداند و به آنان فرمان مي دهد كه شهر ها را آباد سازند.

«فيستشير المهدي اصحابه»[36] مهدي با ياران خود مشورت مي كند.

«يعطف الهوي علي الهدي اذا عطفوا الهدي علي الهوي، و يعطف الراي علي القرآن اذا عطفوا القرآن علي الراي... ياذ الوالي من غيرها عمالها علي مساوي اعمالها... فيريكم كيف عدل السيره و يحيي ميت الکتاب و السنه»[37] چون مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهش هاي نفساني را به هدايت آسماني باز گرداند، پس از آن كه رستگاري را به هواي نفس بازگردانده باشند و راي ها و افكار را پيرو قرآن كند، پس از آن كه قرآن را تابع راي خود گردانده باشند...

كسي بر شما حكومت خواهد كرد كه غير از خاندان حكومت ها است. او مسؤلان و كار گزاران را به جرم كردار زشتشان كيفر خواهد داد... آن گاه كه مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شما نشان خواهد داد كه روش عادلانه كدام است و آن چه را كه از كتاب و سنت مرده باشد، زنده خواهد ساخت.

تحليل سيرت مديريتي

چنانچه از روايات ذكر شده به دست مي آيد، سياست كلي و جزئي حكومت حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در مديريت جامعه ،مطابق با قوانين قرآني و الهي بوده و در ادامه حركت عظيم پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)و اميرالمؤمنين (علیه السلام) و ائمه معصومين است. قيام حضرت مكمل قيام عاشورا است و همان طور كه حضرت سيدالشهداء علت قيام خود را عمل به سيره پيامبر و به پاداشتن دين خدا و امر به معروف و نهي از منكر معرفي مي نمايد، حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نيز علت قيامشان در همان راستا و با همان اهداف مي باشد.

بذر بدعت هايي كه بعد از رحلت پيامبر كاشته شد (و در سال60 هجري منجر به شهادت امام حسين (علیه السلام) گرديد و بعد از ايشان اسارت و كشته شدن يك يك ائمه را در پی داشت و اين بدعت ها در هر دوره نمود تازه يافت كه تا زمان ما نيز ادامه پيدا نموده و تمام خسارت ها و تباهي ها را به نفع جبهه کفر بوجود آورده) به دست حضرت از ريشه خشكانده مي گردد و سنت ها و دستورات اسلامي در صحنه جهان، حياتي تازه مي يابند و همه جا را عطر افشاني مي نمايد و احكام اسلامي كه حاوي مترقي ترين برنامه براي بشريت است در قالب حكومت جهاني حضرت به اجرا در خواهد آمد و به صورت خلاصه مي توان گفت كه مديريت جهاني دين بر سه پايه استوار است:

  1. رهبري شايسته
  2. قوانين كار آمد و كامل
  3. پيروان معتقد و مطيع

چنانچه مي دانيم، دو مورد اول موجود مي باشد و براي برپا شدن حكومت جهاني امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مورد سوم كه پيروان معتقد و مطيع است هنوز محقق نشده است. لذا مديريت حضرت در دوران غيبت مديريتي است مبتني بر تربيت ياران مطيع و معتقد كه وقتي اين ياران به تعداد313 نفر برسند پايه سوم مورد نياز براي حكومت حضرت نيز ايجاد خواهد شد لذا ما ضمن دعا براي تعجيل در فرج آن بزرگوار بايد براي تشكيل ركن سوم حكومت حضرت كه تربيت ياران مي باشد به صورت فردي و اجتماعي تلاش نمائيم.

نتيجه گيري:

نتیجه کلام اینكه، انسان موجودي يله و رها نيست بلكه او بهره مند از الگوئي آسماني به نام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و سيرت او دستگير و نجات بخش انسان ها است. مهدي و مهدويت شعار نيست بلكه راه و روش حق جويان و خردمندان عالم است. مكتب مهدويت مكتبي حيات بخش و پويا است به سان چشمه اي مي جوشد و تازه به تازه و نو به نو در همه اعصار و دوران رسالت هدايتگري خويش را به خوبي ايفا مي كند. مكتب مهدويت مكتبي كاربردي و علمي است كه در زمان كنوني ،بشريت بيش از پيش نيازمند به شناخت آن و استفاده از آن است. انسان را از مهلكه نا اميدي و منجلاب پوچ گرائي و معزل حيراني و ظلمت سرگرداني نجات مي دهد و از ميان آتش هوا پرستي و خود خواهي گلستاني ابراهيمي مي سازد. بن بست ها را مي شكافد و به سان عصاي موسي راه ايجاد مي كند و انسان را حركت مي بخشد. سيره مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) سيره انبيا است با اين تفاوت كه اين سيره جهان شمول و فراگير مي گردد. مرزها را درهم مي نوردد و رنگ ها و نژاد ها را یکسان مورد عنایت قرار می دهد و اختلاف طبقاتي را مي شكند و انسانيت و معنويت را بر كرسي حكومت عدلش مي نشاند.

پی نوشت ها:

[1] . بحار الانوار، جلد53، ص181. ابر كنايه از مخفي بودن عنوان و شخصيت است وخورشيد، كنايه از تاثير سود بخش حضرت در جامعه انساني مي باشد.

[2] . الاحتجاج، طبرسي، ص596.

[3] . الاحتجاج؟ طبرسي، 596.

[4] . النجم الثاقب، ص314، بحار الانوار، جلد52، ص178، منتهي الآمال، جلد، ص316.

[5] . الغيبه نعماني، ص84، باب ان في القائم سنه من الانبياء، الكافي، جلد2، ص440، مكيال المكارم، جلد2، ص375.

[6] . الغيبه نعماني، ص72، به نقل از روزگار رهايي، كامل سليمان، ترجمه علي اكبر مهدي پور، جلد1، ص223.

[7] . ر.ک: ج3 ص 340ح 630

[8] . كمال الدين، جلد2، ص440.

[9] . امام باقر (علیه السلام)، بحار الانوار، جلد52، ص336، كمال الدين، جلد2؟ ص675، منتخب الاثر، ص482.

[10] . امام باقر (علیه السلام)، بحار الانوار، جلد52، ص352، به نقل از الغيبه نعماني.

[11] . امام صادق (علیه السلام) روزگار رهايي، جلد2، ص650.

[12] . امام صادق (علیه السلام)، الغيبه، شيخ طوسي، ص32.

[13] . نهج البلاغه، خطبه138.

[14] . امام صادق (علیه السلام)، منتخب الاثر، ص474.

[15] . بحار الانوار، جلد52، ص362. از الغيبه نعماني.

[16] . امام باقر (علیه السلام)، الكافي، جلد8، ص278.

[17] . امام صادق (علیه السلام)، بحار الانوار، جلد52، ص340.

[18] . امام باقر (علیه السلام)، الغيبه، نعماني، ص233، خورشيد مغرب، محمد رضا حكيمي، ص38، از شمشير مهدي براي خون آشامان پست، و درندگان متمدن، و ابر قدرت هاي نا انسان، خون ومرگ و براي انسانيت درد كشيده خرد شده، رحمت و حيات است.

[19] . مفاتيح الجنان، دعاي افتتاح.

[20] . بحار الانوار، جلد51، ص88.

[21] . امام صادق (علیه السلام)، منتخب الاثر، ص474.

[22] . امام صادق (علیه السلام)، بحار الانوار، جلد52، ص336، از الخرايج و الجرايح)

[23] . حديث معراجيه، كمال الدين، جلد1، ص256، بحار الانوار، جلد52، ص37، خورشيد مغرب، محمد رضا حكيمي، ص39.

[24] . روزگار رهايي، جلد2، ص645.

[25] . امام باقر (علیه السلام)،الغيبه، نعماني، ص125.

[26] .او آنچه كه از كتاب و سنت كه مرده است زنده خواهد كرد.

[27] . پيامبر اكرم (ص)، الكافي، جلد1، ص412.

[28] . سفينه البحار، جلد2، ص705، به نقل از روزگار رهايي، ص464.

[29] . امام صادق (علیه السلام)، الغيبه، شيخ طوسي، ص277، بحار الانوار، جلد52، ص354.

[30] . پيامبر اكرم (ص)، منتخب الاثر، ص491.

[31] . امام صادق (علیه السلام)ؤ، الغيبه، نعماني، ص122، بحار الانوار، جلد52، ص254.

[32] . امام علي (علیه السلام)، منتخب الاثر، ص469.

[33] . روزگار رهايي، جلد2، ص950.

[34] . روزگار رهايي، جلد2، ص598.

[35] . امام صادق (علیه السلام)، الامام المهدي، ص271.

[36] . پيامبر اكرم (ص)، الزام الناصب، ص201.

[37] . امام علي (ع)، نهج البلاغه، خطبه138.

منبع: مجله مقالات مهدوی؛ http://mahdimag.ir/fa

نگارنده: محمدرضا امامي نژاد