مرکز مجازی مهدویت

خلافت مؤمنان، وعده الهي


مقدمه:

خداوند به انسان‌هایی كه ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌ اند، وعده می‌دهد كه خلافت و حكومت در زمین را به آنان واگذار می‌کند و دینشان را پابرجا و برقرار می‌سازد و در چنین زمانی، آرامش و  امنیت كامل، در جهان ایجاد می‌شود و آدمیان به عبادت و بندگی خدا می‌پردازند. این امرموضوع نوشتار حاضر می باشد.

متن آیه

( وَعَدَ اللّهُ الذينَ آمَنُوا مِنْكُم وَ عَمِلُوا الصّالِحاتَ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الاَرض كَما اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مَنْ قَبْلِهِم وَ لَيُمَكِنَنَّ لَهُم ْ دينَهُم ْ الَّذي ارْتضي لَهُم وَ لَيُبَدِّلَنَّهُم مِن بَعْدِ خَوفِهِم ْ اَمناً يَعْبُدُونَني لايُشرِكُون بي شيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَاولئِك هُمُ الْفاسِقُون)؛[1[

«خدا به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين زمين جانشين [خود] قرار دهد؛همان گونه كه كساني را كه پيش از آنان بودند جانشين خود قرار داد. و آن ديني كه بر ايشان پسنديده است، به سودشان مستقر مي كند، و بيمشان را به ايمني مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزي را با من شريك نگردانند و هر كس پس از آن به كفر گرايد، آنانند كه نافرمانند».

تبیین آیه‌ی شریفه

آيه شريفه از وعده‌اي بسيار زيبا خبر مي‌دهد؛ خداوند به مؤمنان صالح وعده مي‌دهد كه:

1. براي آنان جامعه اي صالح مخصوص خود درست مي‌كند و زمين را در اختيارشان قرار مي‌دهد.

2. دينشان را در زمين چيره و برتر مي‌سازد.

3. امنيت را جايگزين ترسشان مي‌كند.

4. فقط خداي را عبادت مي‌كنند.

اين آيه خطاب به امت پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) بوده و خداوند در آن از تعبير )وعد( استفاده كرده‌است و وعده‌هاي خدا تخلف بردار نيست. بنابراين، مفاد آن اين مي‌شود كه خداوند، به گروهي از امت پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) وعده استخلاف روي زمين را داده است. اين گروه دو ويژگي مهم و اساسي دارند:

1. ايمان، كه همه اعماق وجودشان را پر كرده است.

2. عمل صالح، كه همه اعضا و جوارحشان در خدمت و اطاعت مولا است.

اين وعده چند ويژگي دارد:

الف. خلافت بر روي زمين

خلافت؛ يعني، مسلط شدن بر كل زمين و استفاده از موهبت‌هاي آن. البته خداوند متعال خلافت روي زمين را به امت‌هاي صالح پيشين؛ (مانند قوم نوح و صالح) نيز عطا فرموده بود به نظر مي‌آيد مراد از اين خلافت و حكومت، تنها اصل جانشيني است، نه گستره و محدوده آن؛ يعني، همان گونه كه ديگران به حكومت و خلافت در زمين ـ هر چند در منطقه اي محدود ـ رسيدند، شما هم مي‌رسيد. اينكه چرا براي همه زمين از كلمه الارض استفاده شده، دليل هاي متعدد دارد؛ از جمله: 1. اصل اطلاق است، قيد زدن نياز به دليل دارد. 2. تمكين دين مورد رضايت و امنيت كامل، زماني اتفاق مي‌افتد كه سراسر زمين، تحت حاكميت و سيطره اينان باشد. 3. رواياتي كه در ذيل آيه وارد شده است.

ب. تمكين دين مورد رضايت خدا

تمكين هر چيزي برقرار كردن آن در يك مكان است و اين كنايه از پايداري، تزلزل نداشتن و زوال ناپذيري آن چيز مي‌باشد؛ به گونه اي كه اگر اثراتي داشته باشد، هيچ مانعي جلوي تأثير آن را نمي‌گيرد. تمكّن دين در آيه به اين معنا است كه بر سر راه آن هيچ گونه كفر و شركي ايجاد نكنند. اوامر و دستوراتش محترم شمرده شده و بدان عمل شود. اصول و معارفش مورد پذيرش همگان بوده و همه به آن معتقد باشند و درباره آن اختلاف نكنند.

ج. دين مورد رضايت

ديني كه خدا آن را پسنديده است، همانا دين مقدس اسلام است كه در جريان غدير خم با نصب ولايت اميرمؤمنان(علیه السلام) تمام و كمال يافت و كافران از نابودي آن نااميد گشتند:

(اَلْيَومَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَروا مِنْ ديِنكُم فَلا تَخْشَوْهُم وَ اخشَوْنِ اَلْيَومَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ ديِنَكُم وَ اَتْمَمْتُ عَلَيكُم نعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمْ الاسلامَ ديناً)؛[2[

ديني كه ولايت اهل بيت عصمت و طهارت در متن آن قرار دارد اسلام است. و امامت امام علي تا امام مهدي(علیه السلام) را در بر دارد، دين مرضي و مورد قبول خداوند است.

د. امنيت

در چنين دوراني ترس و خوف تبديل به امنيت و آرامش مي‌شود. طبيعي است كه ترس و خوف، عواملي دارد و از بين رفتن آن نيز، نتيجه از بين رفتن اسباب و علل است. پس، در اين دوران هيچ عاملي، باعث نگراني و ترس براي مؤمنان نخواهد بود.

ه‍ . عبادت صحيح

نتيجه چنين حكومتي، اين است كه تنها خداوند عبادت مي‌شود؛ همه مظاهر شرك، از بين مي‌رود؛ عبادات خالصانه تنها براي او خواهد بود و ديگر هيچ معبودي جز خدا، پرستيده نمي‌شود.

تغيير خطاب در آيه از غايب (وعد اللّه) به متكلم وحده (يعبدونني) و استفاده از عبارت نكره شيئاً در سياق نفي كه مفيد عموم است، هر دو به خوبي بر از بين رفتن شرك به طور كامل و حاكميت توحيد دلالت دارد.

علامه طباطبايي(ره) درباره جمله (وَمَنْ كَفَرَ بَعدَ ذلِك...) مي‌فرمايد:

ذلك (كه براي اشاره است) به موعود (وعده خدا) باز مي گردد؛ لذا مناسب است كه كلمه كفر را به معناي كفران (در مقابل شكر نعمت) بگيريم و چنين معني كنيم: هر كس كفران كند بعد از تحقق اين وعده، او واقعاً فاسق است .[3[

طبق اين گفتار، كفر دامنه وسيعي را در بر مي‌گيرد و به اين معنا است كه هر كس اين موهبت الهي را ضايع كرده و از آن استفاه نكند، فاسق بوده و از راه عبوديت و بندگي خارج شده است.

پس از بيان قسمت‌هاي گوناگون آيه، اكنون جاي اين پرسش است كه: منظور خداوند از اين وعده، شامل چه افرادي مي‌شود؟

برخي از مفسران ـ مانند صاحب تفسير نمونه ـ معتقدند: آيه عموميت دارد و نتيجه آن چنين است كه در هر زمان، كه پايه هاي ايمان و عمل صالح در ميان مسلمانان مستحكم شود؛ آنان داراي حكومتي ريشه دار و پرنفوذ خواهند شد. البته بي شك، حكومت حضرت مهدي(علیه السلام) مصداق كامل اين آيه است.[4[

علامه طباطبايي(ره) بيان بلندي در اين زمينه دارد كه خلاصه آن چنين است:

از ظاهر آيه استفاده مي‌شود كه آيه مربوط به برخي از افراد امت اسلام است و اينان داراي مجتمعي صالح خواهند بود. اين جامعه داراي دين مرضي خدا بوده و دين اسلام به گونه اي در جامعه برقرار مي‌گردد كه تزلزلي در آن راه نخواهد يافت و امنيت به گونه اي در آن اجتماع به وجود مي‌آيد كه ديگر از هيچ دشمني (خارجي، داخلي، علني و پنهاني) نمي‌ترسند ]چرا كه همه زمينه‌هاي خوف از بين مي‌رود و لذا خوف تبديل به امنيت مي‌شود[. اين چنين امنيتي است كه جاي امتنان دارد؛ چرا كه آيه در مقام امتنان و منت گذاشتن بر مردم است و امتنان وقتي مناسب و پذيرفتني است كه جامعه از هر جهت در امان بوده و آزادي براي همه باشد. در اين جامعه اخلاص در عبادت عموميت پيدا مي كند و بنيان هر كرامتي غير از تقوا منهدم مي‌شود. اين جامعه با اين صفات تا كنون به وجود نيامده است. پس اگر مصداقي داشته باشد، در روزگار امام مهدي(علیه السلام) مي‌باشد و حق مطلب اين است كه اگر واقعاً بخواهيم حق معناي آيه را به آن بدهيم، آيه جز با اجتماعي كه با ظهور حضرت مهدي(علیه السلام) تشكيل مي شود، قابل انطباق با هيچ مجتمعي نيست.[5[

ممكن است كسي بگويد: هرچند اين آيه مربوط به حكومت حضرت مهدي(علیه السلام) است؛ ولي آيا از اين آيه مي توان استفاده كرد كه ايشان زنده و حاضر است؟

در پاسخ بايد گفت: آري، وجود امام زنده حاضر را از همين آيه و با توجّه به آيات ديگر، مي‌توان برداشت كرد:

1. دين مورد رضايت خدا، اسلام است و اين دين آن هنگام كامل و مورد رضايت خدا قرار گرفت كه پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) در غدير خم؛ امام علي(علیه السلام) را به عنوان خليفه و ولي تعيين كرد و اين ولايت و خلافت را جزء دين قرار داد و وجود آن را باعث اكمال و اتمام دين دانست: (اليوم اكملت...)

پس تا دين هست، ولايت و خلافت نيز بايد باشد و چون در هر زمان دين هست، ولي و خليفه نيز بايد تا قيامت باشد.

2. هر رهبري كه بخواهد حكومت كند، خود بايد براي تشكيل اين حكومت برنامه ريزي كند؛ چنان كه سنت خدا بر اين قرار گرفته است و با رجوع به خلافت و رهبري پيشوايان و پيامبران گذشته؛ اين مطلب روشن مي‌شود. امام زمان(علیه السلام) نيز كه مي‌خواهد حاكميت دوران ظهور را بر عهده داشته باشد، بايد خود رهبري قيام و تشكيل حكومت را در دست بگيرد و نيروسازي كند. پس بايد زنده و حاضر باشد و در راستاي ايجاد انقلاب جهاني و تشكيل حكومت خويش، فعاليت كند.

3. وعده خدا در هر زمان كه مقتضي فراهم و موانع مفقود باشد، امكان پذير است و خداوند اين را به عهده انسان‌ها گذاشته است: (ان اللّه لا يغير مابقوم حتي يغيروا ما بانفسهم)؛ [6] يعني، هر زمان كه انسان‌ها بخواهند، خدا تغيير مي‌دهد. پس هر زمان كه انسان‌ها حاكميت مهدي (علیه السلام) را بخواهند، خداوند آن را رقم مي‌زند. بنابراين بايد امام و رهبر در هر زمان باشد تا با خواست انسان‌ها، قيام جهاني و حكومت عدل برقرار شود. امام صادق(علیه السلام) در روايتي فرمود:

«اِنّهُ لَمْ يَجِيء تَأويلُ هذِه الآيَةِ وَلَو قامَ قائِمُنا، سَيَري مَن يُدرِكُهُ ما يَكُونُ مِن تأويلِ هذِهِ الآيَةِ، وَلَيَبْلُغَنَّ دينُ مُحَمَّد(صلی الله علیه و آله وسلم) ما بَلَغَ اللَّيلُ حَتّي لايَكُونَ مُشرِكٌ عَلَي ظَهْرِ الاَرضِ كَما قال اللّه تَعالي وَيَعبُدوُنَنِي لايُشرِكُونَ بِي شَيئاً»؛[7[

تأويل و مصداق اين آيه هنوز نيامده‌است. هنگامي كه قائم ما قيام كند كسي كه او را درك مي‌كند، تأويل اين آيه را مي‌بيند: هر آينه دين محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) به هر جايي كه شب برسد، مي‌رسد (همه كره زمين)؛ به صورتي كه هيچ مشركي بر روي زمين نخواهد بود؛ همان گونه كه خداوند فرمود: (يعبدونني.(...

نكته: از نظر ترتيب نزول سوره‌ها، آيه 55 سوره نور مي‌تواند تفسير آيه 105 سوره انبياء باشد؛ بدين معنا كه در آيه 105 سوره انبياء اصل طرح و مجريان و گستره آن بيان شده بود، ولي اين آيه ويژگي‌ها و اهداف را بيان مي‌كند.

نتیجه:

بر اساس نتیجه حاصله از موضوع مورد بحث:

از وعده‌های تخلف ناپذیر خداوند، به مومنان صالح و شایسته این است که زمین را در اختیار آنان قرارداده و آنان را حاکمان و خلیفه خداوند بر زمین قرار می‌دهد تا با امنیت و آسایش کامل به عبادت پروردگار شان بپردازند و زندگی سعادت مندانه‌ای را برای خویش رقم‌زنند.

پی‌نوشت‌ها:

[1]. نور/ 55.

[2]. مائده / 3