مرکز مجازی مهدویت

بررسي كتاب اختصاص شيخ مفيد (رحمة الله عليه)


مقدمه :


آنچه كه تحقيق پيرامون موضوع مورد بحث را باعث مي شود از يك سو شخصيت ممتاز و جايگاه خاص شيخ مفيد در ميان علماء و فقهاي شيعه بوده و از طرفي ديگر در صورت انتساب اين كتاب به مرحوم مفيد تعداد زيادي از روايات كه در منابع ديگر نبوده و تنها در اين كتاب ذكر گرديده قابل استناد و بهره برداري خواهد شد، و بديهي است كه در صورت اثبات عدم انتساب اين كتاب، نحوه برخورد ما با اين قبيل روايات چگونه خواهد بود. بنابراين ما در اين تحقيق بر آنيم تا به نحوي صحت انتساب كتاب مذكور را به جناب ايشان به اثبات رسانيم

تاريخ شيعه از دير باز تاكنون شاهد درخشش عالمان مجاهد وخستگي ناپذيري بوده كه براي دفاع از كيان تشيع وحفظ ميراث كهن آن در برابر انحرافات وكج روي ها همواره از هيچ تلاشي فروگذار نكرده اند. از جمله اين عالمان وارسته محمد بن محمد بن نعمان ملقب به شيخ مفيد، از علماي شهير وصاحب نامي است كه در قرن چهارم و پنجم مي زيسته، مقام ومنزلت او بي نياز از هرگونه توضيح است، اما اگر بخواهيم دريك جمله به جايگاه و نقش تاثير گذار ايشان در حفظ تراث شيعه اشاره كنيم بايد بگوئيم كه او في¬الواقع پايه گذار اولين سنگر علمي شيعيان پس از غيبت كبري به حساب مي¬آيد و هيچيك از بزرگان شيعه از سال 260 هجري كه آغاز غيبت امام زمان عليه¬السلام است تا دوره او به آن اهميت نبوده اند، زيرا بايد توجه داشت كه شيعه تا اوايل قرن چهارم بواسطه دسترسي به امامان معصوم عليهم السلام و يا نايبان و وكلاي ايشان چنانكه بايد و شايد، براي بوجود آوردن آثار منقح فقهي و كلامي كمرهمت نسبته بودند و عمده آثار شيعه و امهات كتب فقهي اين طايفه از سال 320 هجري به بعد بوجود آمده است و تا زمان مفيد كمتر سابقه دارد كه از عالمي 200 اثر ارزنده باقي مانده باشد. علاوه بر اين توفيقي كه نصيب مفيد شد، پرورش شاگردان زبده¬اي همچون سيد مرتضي وشيخ طوسي بوده كه خود از عوامل ديگر تعظيم و تكريم وي و بقاء نام و مشهور شدن او بحساب مي آيد.
مرحوم نجاشي از شاگردان صاحب نام شيخ مفيد در علم رجال، در بيان گوشه اي از فضائل ايشان مي گويد:
محمد بن محمد النعمان بن عبد السلام بن جابر بن النعمان بن سعيد بن جبير... شيخنا و أستاذنا (رضي الله عنه) فضله أشهر من أن يوصف في الفقه، و الكلام، و الرواية، و الثقة، و العلم، له كتب ... .
و قال الشيخ: محمد بن محمد بن النعمان المفيد، يكنى أبا عبد الله المعروف بابن المعلم من جملة متكلمي الإمامية، انتهت إليه رئاسة الإمامية في وقته و كان مقدما في العلم و صناعة الكلام، و كان فقيها متقدما فيه حسن الخاطر، دقيق الفطنة، حاضر الجواب، و له قريب من مائتي مصنف كبار و صغار، و فهرست كتبه معروف، ولد سنة ثمان و ثلاثين و ثلاثمائة، و توفي لليلتين خلتا من شهر رمضان سنة ثلاث عشر و أربعمائة، و كان يوم وفاته يوما لم ير أعظم منه من كثرة الناس للصلاة عليه و كثرة البكاء من المخالف، و الموافق .
شيخ طوسي مي گويد: محمد بن محمد بن نعمان كه كنيه او ابا عبدالله است و معروف است به ابن المعلم از جمله متكلمان اماميه است كه رياست و مرجعيت شيعيان در عصرش به او رسيد. او در علم و صنعت كلام مقدم بود. او همچنين از فقهاء خوش فكر، زيرك و حاضر جواب بود كه نزديك به 200 جلد كتاب كوچك و بزرگ تاليف نمود كه فهرست آن معروف است. او در سال 338 هجري قمري در حالي كه چند شب از ماه رمضان گذشته بود در سال 413 هجري از دار دنيا رفت. روزي كه او از دنيا رفت روزي بود كه بزرگتر از آن تا به حال ديده نشده زيرا بسياري از مردم اعم از شيعه و سني براي نماز خواندن بر جسدش حاضر شدند در حالي كه بسيار گريه مي كردند. .
سرانجام اين عالم فرزانه بعد از عمري تلاش ومجاهدت در سال 413هجري قمري در حالي كه آثار متعدد وگرانسنگي از خود به يادگار گذاشت در سن 77سالگي در بغداد دار فاني را وداع گفت و درهمانجا به خاك سپرده شد.
آنچه كه تحقيق پيرامون موضوع مورد بحث را باعث مي شود از يك سو شخصيت ممتاز و جايگاه خاص شيخ مفيد در ميان علماء و فقهاي شيعه بوده و از طرفي ديگر در صورت انتساب اين كتاب به مرحوم مفيد تعداد زيادي از روايات كه در منابع ديگر نبوده و تنها در اين كتاب ذكر گرديده قابل استناد و بهره برداري خواهد شد، و بديهي است كه در صورت اثبات عدم انتساب اين كتاب، نحوه برخورد ما با اين قبيل روايات چگونه خواهد بود. بنابراين ما در اين تحقيق بر آنيم تا به نحوي صحت انتساب كتاب مذكور را به جناب ايشان به اثبات رسانيم.

محور اول: انتساب يا عدم انتساب كتاب به نويسنده

مدعاي ما اين است كه كتاب فوق الذكر از مصنفات شيخ مي باشد و دلائلي كه در رد اين انتساب بيان گرديده ياراي مقابله با ادله مثبتين را ندارد، از اين رو بحث خود را پيرامون بيان ادله موافقين و سپس جواب از ادله مخالفين ادامه مي دهيم.
بخش اول؛ ادله موافقين
ابتدا لازم است فهرست كساني كه كتب شيخ را گزارش كرده اند، نام برده سپس با جستجو در هريك، انتساب يا عدم انتساب اين كتاب به شيخ مفيد ثابت شود. كساني كه كتب شيخ مفيد را نقل يا گزارش كرده اند عبارتند از:
مرحوم نجاشي
شيخ طوسي
ابن شهرآشوب
مرحوم مجلسي
مرحوم آغا بزرگ تهراني
از بين مولفين كتب فوق، مرحوم ابن شهر آشوب، علامه مجلسي و از متاخرين مرحوم آغا بزرگ تهراني به انتساب كتاب مذكور به جناب شيخ مفيد اشاره كرده اند. اما در اين ميان هر چند نام بزرگاني همچون شيخ طوسي و مرحوم نجاشي ديده نمي شود، ولي با اين وجود مي توان اين كتاب را از جمله كتب شيخ مفيد به حساب آورد.
ادله اي كه مي توان بر اين ادعا اقامه كرد عبارتند از:

1.تصريح علامه مجلسي رحمة الله عليه؛

ايشان هم درمقدمه ي بحار الانوار و هم در بخش توثيق مصادر بحار از اين كتاب ياد كرده و آنرا از تأليفات شيخ مفيد مي داند. ايشان در ابتداي جلد اول از كتاب شريف بحار در چند جا به اين موضوع اشاره كرده و مي فرمايند:
و كتاب الإرشاد و كتاب المجالس و كتاب النصوص و كتاب الإختصاص و... كلها للشيخ الجليل المفيد محمد بن محمد بن النعمان قدس الله لطيفه .
و أما كتاب الإختصاص فهو كتاب لطيف مشتمل على أحوال أصحاب النبي (صلی الله  علیه و آله )  و الأئمة (علیهم السلام) و فيه أخبار غريبة و نقلته من نسخة عتيقة و كان مكتوبا على عنوانه كتاب مستخرج من كتاب الإختصاص تصنيف أبي علي أحمد بن الحسين بن أحمد بن عمران رحمه الله لكن كان بعد الخطبة هكذا قال محمد بن محمد بن النعمان حدثني أبو غالب أحمد بن محمد الزراري و جعفر بن محمد بن قولويه إلى آخر السند و كذا إلى آخر الكتاب يبتدئ من مشايخ الشيخ المفيد فالظاهر أنه من مؤلفات المفيد رحمه الله و سائر كتبه للاشتهار غنية عن البيان . واما كتاب اختصاص پس آن كتابي است كه مشتمل است بر زندگي نامه ياران پيامبر ص و ائمه اطهار عليهم السلام كه در آن اخباري عجيب وجود دارد كه ما آنرا از نسخه اي قديمي نقل كردم كه در عنوانش نوشته شده بود: اين كتاب برگرفته شده از كتاب اختصاص نوشته ابي علي احمد بن حسين بن احمد بن عمران رحمة الله عليه. ولي بعد از خطبه و مقدمه كتاب اينگونه آمده كه محمد بن محمد بن نعمان مي گويد: براي من ابو غالب احمد بن محمد زراري و جعفر بن محمد بن قولويه حديث كرد. و همچنين تا انتهاي كتاب تمام احاديث با مشايخ و استادان شيخ مفيد آغاز مي شود كه اين مطلب حكايت از اين دارد كه اين كتاب از مولفات شيخ مفيد رحمة الله عليه است.
ختص لكتاب الإختصاص .
همانطور كه مي دانيم مرحوم مجلسي از طرفي با در اختيار داشتن يك گروه علمي مجرب كه بزرگاني همانند سيد نعمت الله جزائري در ميان آنها به چشم مي خورد و از طرفي به واسطه دسترسي به كتب و نسخ قديمي و استفاده از آنها، كلامش از اتقان بالائي برخوردار بوده كه به سادگي نمي توان از كنار آن گذشت. بنابراين تصريح افرادي همچون علامه مجلسي كه گردآورنده بزرگترين مجموعه حديثي در تاريخ تشيع بوده و خود از دانشمندان در زمينه علم تراجم و رجال به شمار مي آيد، بسيار مي تواند كار گشا باشد.

2.تصريح مرحوم تهراني در الذريعة؛

مرحوم آغا بزرگ تهراني نيز در دو جا از كتاب اختصاص نام برده و بحثي مستوفي ايراد داشته و معتقدند كه كتاب اختصاص كه متعلق به مرحوم مفيد است، مستخرج از كتابي است به همين نام كه شيخ ابوعلي احمد بن الحسين كه از علماي قرن چهارم هجري و معاصر صدوق بوده است، تاليف نموده و ضميمه كتاب العيون و المحاسن مفيد است. بنابراين تصريح يكي ديگر از دانشمندان و متخصصان در حوزه كتابشناسي ما را در رسيدن به مدعاي خود كه همانا صحت انتساب الاختصاص به ابن نعمان است رهنمون مي سازد.

3.وجود مشايخ شيخ مفيد در ابتداي اسناد روايات؛

وجود مشايخ شيخ مفيد در ابتداي اسانيد تمامي روايات مذكور در اين كتاب حكايت از انتساب كتاب اختصاص به اين عالم بزرگوار دارد. علامه مجلسي در اين زمينه مي فرمايد:
و أما كتاب الإختصاص ... لكن كان بعد الخطبة هكذا قال محمد بن محمد بن النعمان حدثني أبو غالب أحمد بن محمد الزراري و جعفر بن محمد بن قولويه إلى آخر السند و كذا إلى آخر الكتاب يبتدئ من مشايخ الشيخ المفيد فالظاهر أنه من مؤلفات المفيد رحمه الله .

4.شهرت انتساب كتاب اختصاص به مرحوم مفيد رحمة الله عليه در بين علماء و فقهاء؛

ازجمله ديگر دلائلي كه مي توان بر صحت انتساب مذكور اقامه كرد، كثرت استنادات و ارجاعاتي است كه علماء و بزرگان شيعه به اين كتاب داشته اند. و همانگونه كه مي دانيم شهرت از جمله ابزاري است كه عالمان دين همواره از آن در جهت اثبات مسائل مختلف از جمله احكام شريعت مقدس كه از اهميت بالا و والائي برخوردار است بهره برده اند؛ و اين خود گواه ديگري بر انتساب اين كتاب به مرحوم شيخ است. به عنوان نمونه افرادي كه نامشان در ذيل مي آيد از جمله كساني هستند كه به اين امر اعتراف و اذعان دارند:
مرحوم حر عاملي در وسائل الشيعة؛
مرحوم محدث نوري درمستدرك الوسائل؛
مرحوم علامه مجلسي در بحار الانوار؛
مرحوم جزائري در كتاب القصص؛
مرحوم نجفي در جواهر الكلام في شرح شرايع الاسلام؛
مرحوم همداني در مصباح الفقيه؛
مرحوم حكيم در مستمسك عروة؛
مرحوم حائري مازندراني در منتهي المقال في احوال الرجال؛
و...

5.سيره مولفين كتب؛

در كتب قديمي رسم بر اين بوده كه مولفين كتاب نام خود را در آغاز كتاب ذكر مي كرده اند. شايد علت اين امر اين بوده كه اگر زماني به هر دليلي مقدمه كتاب كه به عنوان شناسنامه كتاب محسوب مي شده از بين رفت به واسطه نام مولف كه در ابتداي اولين روايات كتاب ذكر شده بتوانند مولف آنرا بشناسند. مرحوم تهراني در بيان اين مطلب مي گويد:
وبعد ما مرّ من الخطبة، قال الشيخ المفيد على ما هو رسم المؤلفين في ذكر اسمهم في أول كتبهم ما لفظه (قال محمد بن محمد بن النعمان حدثني أبو غالب وجعفر بن قولويه عن محمد بن يعقوب) . شيخ مفيد بعد از ذكر مقدمه كتاب همانگونه كه رسم نويسندگان كتب بر اين بوده كه اسم خود را در ابتداي كتاب ذكر مي كردند، اسم خود را در ابتداي كتاب ذكر نموده و مي فرمايد: محمد بن محمد بن النعمان حدثني أبو غالب و جعفر بن قولويه عن محمد بن يعقوب...
در آخر اين بخش مي گوئيم، اگر هيچ يك از موارد مذكور را به عنوان دليل بر مدعاي مذكور نپذيريم، باز هم مي توان از مجموع آنها به عنوان قرينه و شاهد، در اين زمينه استفاده كرده و در نهايت صحت انتساب كتاب اختصاص را به نويسنده جليل القدر به اثبات رساند؛ چرا كه حداقل چيزي كه مخالفين نيز به آن اعتراف دارند اين است كه از اين موارد به عنوان مويد و قرينه مي توان استفاده كرد.

بخش دوم: ادله مخالفين و پاسخ آن؛

در اين بخش به بيان دلائل مخالفين انتساب مي پردازيم؛
يكي از مهمترين و يا تنها دليل و اشكالي كه بر منتسب بودن كتاب اختصاص به شيخ مفيد ممكن است بيان گردد اين است كه اگر اين كتاب از مولفات مرحوم مفيد است پس چرا شاگردان ايشان همچون شيخ طوسي و نجاشي كه ازمتخصصين در اين فن هستند نامي از اين كتاب به ميان نياورده اند؟
اما جوابهائي كه مي توان به اين اشكال داد؛
اولا، مرحوم تهراني در اين زمينه بر اين عقيده است كه نجاشي اين كتاب را از آن جهت كه ضميمه كتاب العيون و المحاسن بوده، ذكر نكرده است، ايشان در بيان اين مطلب مي فرمايد:
( 1890 :
كتاب الاختصاص ) أي المستخرج من الاختصاص الذي الّفه الشيخ أبو علي المذكور - للشيخ أبي عبد الله محمد بن محمد بن النعمان المفيد المتوفى سنة 413 ، استخرجه من الاختصاص المذكور وأدرجه في كتابه الموسوم بالعيون و المحاسن على ما نبينه ..، و الاختصاص هذا من الكتب التي نقل عنها العلامة المجلسي في البحار وجعل رمزه ( ختص ) أوله ( الحمد لله الذي لا تدركه الشواهد ولا تراه النواظر ولا تحجبه السواتر ) إلى قوله ( هذا كتاب ألفته و صنفته و العجت في جمعه و أسباغه و أقحمته فنونا من الأحاديث و عيونا من الاخبار و محاسن من الآثار و الحكايات في معان كثيرة من مدح الرجال وفضلهم وأقدار العلماء ومراتبهم وفقههم ) و الظاهر منه أنه عين خطبة العيون والمحاسن للمفيد و قد بدأ فيه بما استخرجه من كتاب الاختصاص لأبي علي المذكور فسمي المجموع به و إلا فهو عين كتابه العيون و المحاسن الذي ذكر اسمه و فهرس مطالبه في خطبة الكتاب... .
اين مطلب از مقايسه مقدمه اختصاص با مقدمه العيون و المحاسن كه دركتاب الذريعه هم نقل شده پيوست بودن اين دو كتاب آشكار ميشود زيرا خطبه هر دو كتاب كاملا يكسان است، بنابراين نمي توان شبهه نمود كه چون شيخ طوسي و نجاشي نام اختصاص را نبرده اند پس كتاب از مولفات مفيد نيست.
ثانيا: در تعارض ظاهري بين اين دو مطلب كه از طرفي برخي شاگردان مفيد نامي از اين كتاب نبرده اند واز طرف ديگر برخي تصريح به انتساب اين كتاب به شيخ دارند، قول مثبتين مقدم است زيرا شيخ طوسي و نجاشي در اين ميان كلامي در ردّ اين مطلب ندارند و چه بسا اين انتساب را هم قبول داشته ولي به دليل همين ضميمه بودن با كتاب العيون، نامي از آن نبرده باشند. از اينرو تعارضي بين قول به انتساب و عدم آن نيست.
ثالثا: كساني كه قائل به عدم انتساب كتاب مذكور به شيخ مفيد هستند و در اين زمينه به عدم نقل برخي از شاگردان شيخ تمسك مي كنند، دليلشان اعم از مدعاست. زيرا عدم نقل برخي از شاگردان شيخ مفيد اعم از منسوب بودن ونبودن آن كتاب به شيخ مي باشد.

محور دوم: انگيزه تاليف و وجه تسميه؛

بعد از اينكه انتساب كتاب به مرحوم شيخ ثابت گرديد، در ارتباط با انگيزه تاليف كتاب اختصاص بايد بگوئيم كه، ايشان در مقدمه مي فرمايند:
هذا كتاب ألفته و صنفته و ألعجت في جمعه و إسباغه و أقحمته فنونا من الأحاديث و عيونا من الأخبار و محاسن من الآثار و الحكايات في معان كثيرة من مدح الرجال و فضلهم و أقدار العلماء و مراتبهم و فقههم اين كتابي است كه تاليف كردم و تصنيف كردم و در جمع كردن و چينشش دچار بسي زحمت شدم و وارد كردم در آن فنوني از احاديث و چشمه هائي از روايات و كلام هاي نيكي از آثار و حكايات همانند فضائل رجال و علماء و مراتب ايشان و فقه ايشان .
اما در رابطه با علت نامگذاري اين كتاب به اختصاص بايد گفت، چون اين كتاب برگرفته ومستخرج از سه كتاب به نامهاي (الاختصاص) متعلق به ابو علي، كتاب ( فضائل أمير المؤمنين عليه السلام) متعلق به ابن دآب ، ثم ( كتاب الجنة والنار ) متعلق به سعد بن جناح مي باشد لذا نويسنده، اين كتاب را به اعتبار اولين اجزائش كه همان كتاب اختصاص ابو علي است نام گذاري كرده است. صاحب الذريعة در اين باره مي فرمايد:
ثم شرع أولا فيما استخرجه من كتاب الاختصاص لأبي علي المذكور ثم فيما استخرجه من كتاب فضائل أمير المؤمنين (عليه السلام) لابن داب ثم من كتاب الجنة والنار لسعيد بن جناح ثم تراجم جمع من الرجال ومدحهم وفضلهم وفوائد كثيرة ينتهي بها الكتاب ، فهذا الكتاب الموجود هو عين العيون والمحاسن المصرح به في النجاشي وغيره واشتهر بالاختصاص باعتبار أول أجزائه . شيخ مفيد در اين كتاب شروع كرد اولا به پرداختن به آنچه كه از كتاب اختصاص ابو علي گرفته سپس كتاب فضائل امير المومنين  كه متعلق به ابن داب است و بعد از ايندو به كتاب جنت و نار كه متعلق به سعيد بن جناح است پرداخت. بعد از اين شيخ به بيان زندگي نامه برخي از رجال و فضائل ايشان پرداخته و با بيان فوائد زياد ديگري كتاب را به پايان مي برد، پس اين كتاب موجود در حقيقت همان كتاب عيون و محاسن شيخ است كه در رجال نجاشي و ديگران به آن تصريح شده است و اينكه به اختصاص شهرت يافته به اعتبار اولين جزء از اجزاء سه گانه آن است.

محور سوم: نوع نگاه نويسنده به روايات و عناوين موضوعات مهدوي مطرح شده در آن؛

اين كتاب مجموعه اي است بسيار خواندني كه با حديثي از امام علي بن ابيطالب (عليه السلام) آغاز و با روايتي از حضرت ختمي مرتبت (صلي الله عليه و آله و سلم) به پايان مي رسد.
شيخ در اين كتاب عمدتاً به بيان ويژگيهاي اصحاب پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله) و حضرت علي (عليه السلام) و در موارد ديگر به معرفي مقام وجايگاه ائمه اطهار (عليهم السلام) و در پاره اي ديگر به بيان خصائص مومنين و حقوق آنها بر يكديگر، بيان برخي احكام و شرايع همانند؛ علت حرمت اكل لحم خنزير وشرب خمرو... پرداخته است.
بنابراين شايد بتوان گفت كه نوع نگاه نويسنده به روايات در اين كتاب عمدتا تاريخي و اخلاقي مي باشد.
اما موضوعات مهدوي مطرح شده در كتاب عبارت است از:
في ان شيعة آل محمد صلي الله عليه و آله في دولة القائم سنام الارض وحكامها
فضيلة انتظار الفرج وان المنتظرين افضل من اصحاب القائم عليه السلام
في حقوق الاخوال واخوان زمن القائم عليه السلام
في ان القائم عليه السلام يركب الحاب ويرقي في الاسباب اسباب السماوات السبع والارضين السبع
من علامات الفرج و خروج القائم عليه السلام
اخبار بما سيكون و علامة ظهور القائم عليه السلام
في ان من مات بغير امام مات ميتة جاهلية
عناوين مطرح شده، عناويني بودند كه در فهرست اين كتاب بيان گرديده شده است، البته لازم به ذكر است كه در خلال عناوين ديگر نيز رواياتي مرتبط با مباحث مهدويت به صورت پراكنده وجود دارد.

محور چهارم: نسخ كتاب؛

نسخه هاي اين كتاب و اختلافاتي كه بين آنها وجود دارد بنابر نقل مرحوم آغا بزرگ تهراني به اين شرح است:
توجد نسخة منه في الخزانة الرضوية تاريخ كتابتها سنة 1055 ، ذكر كاتبها أنه كتبها عن مجموعة كلها مستخرجة من كتب القدماء وفيها هذا المستخرج من كتاب الاختصاص لأبي علي المذكور استخرجه منه الشيخ المفيد ونسخة في مكتبة مدرسة سپهسالار بطهران بخط الشيخ العالم المصنف أحمد بن عبد الله بن أحمد بن إسماعيل البحراني النجفي كتابتها سنة 1118 وذكر في آخره انه مختصر - من كتاب الاختصاص لأبي علي المذكور والكاتب هذا دون مجموعة نفيسة أخرى فيها عدة رسائل وكتب علمية وفوائد نافعة فرغ من كتابة بعض أجزائها سنة 1106 ، ونسخة ثالثة في النجف في مكتبة العلامة الأديب الشيخ محمد السماوي وهي بخط الحاج ميرزا محمد بن الحاج شاه محمد الأصفهاني المسكن كتابتها سنة 1085 وعليها تملك الشيخ الحر سنة 1087 ، ثم ولده الشيخ محمد رضا سنة 1105 ثم جمع آخر من العلماء وتقريرهم أنه للشيخ المفيد استخرجه من الاختصاص للشيخ أبي علي أحمد بن الحسين بن أحمد بن عمران

نتيجه:

کلمات کلیدی :