مرکز مجازی مهدویت

منجي گرائي از ديدگاه قرآن (آيات وراثت صالحان)

مقدمه

منجي گرائي از خصوصيات انديشه انسان هاست به همين خاطر هيچ گروه يا قومي را نمي بينيد مگر اينکه به شخصيتي به عنوان منجي اعتقاد دارند. مسئله ایمان به ظهور منجی بزرگ اعتقادی عمومی و قدیمی در میان همه اقوام و مذاهب است و این به فطری بودن این موضوع گواهی می‌دهد. اين عقيده فقط مختص اديان الهي و آسماني نيست بلکه اين اعتقاد در باور کساني که کتاب آسماني ندارند هم وجود دارد. درمورد منجي گرائي مقالات متعددي به چاپ رسيده و در بعضي کتب نيز به همراه مطالب ديگر سخني از آن به ميان آمده است که همگي آنها از مطالب مفيد و گرانسنگي برخوردارند و من در مطالعاتم از آنها استفاده هاي شاياني بردم. اما آنچه مورد نظر نگارنده است نگرشي به منجي گرائي از ديدگاه قرآن مي باشد و به لحاظ اينکه پرداختن به موضوعي بدين وسعت از حوصله اين مختصر خارج است و بايد آن را تحت عنوان يک کتاب در چند جلد قطور مورد بررسي قرار داد،لذا بر آن شدم که به بررسي يک دسته از آيات در موضوع مذکور بپردازم از اين رو آيات وراثت صالحان را انتخاب کرده و با استفاده از ديدگاه مفسرين و روايات معصومين( عليهم السلام)  سعي در اثبات منجي گرايي از اين طريق نموده ام البته با استمداد از الطاف الهي و تاييدات امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشریف)

منجي گرائي در اديان:

 منجی‌گرایی در آیین یهود

یهودیان پس از نخستین ویرانی شهر قدس، همواره در انتظار رهبر الهی فاتحی بودند که اقتدار و شکوه قوم خدا را به عصر درخشان داوود و سلیمان برگرداند. شخصیت مورد انتظار، «ماشیح» (مسح شده) خوانده مي‌شد. دل‌های بنی‌اسرائیل از عشق مسیحای موعود لبریز بود و در مقابل حاکمان ستمگر، همواره منتظر رهبر رهایی‌بخش بوده‌اند. به اعتقاد یهود، رهبر موعود الهی از ذریه اسحاق فرزند یعقوب و از نوادگان داوود به شمار می‌آید و هنوز زاده نشده است. در امریکا، کنیسه‌اي به نام Indespensationalism تأسیس شد که تعداد اعضایش شش میلیون نفر هستند. اعضای آن به بازگشت مسیح اعتقاد دارند که از جمله شرایطش، برپایی دولت صهیونیستی و تجمع یهودیان جهان در فلسطین است. از جمله اعضای این کنیسه می‌توان به جورج بوش اول و ریگان، رئیس‌جمهوران اسبق امریکا اشاره کرد.[1]

منجی‌گرایی در آیین مسیحیت

در کتاب مقدس به آمدن دوباره مسیح برای سلطنت، در قسمت‌های زیادی از عهد عتیق و عهد جدید اشاره شده است و ویژگی‌هاي روز‌های پیش از آمدن مسیح را توضیح مي‌دهد. به اعتقاد آنها مسیح پس از ظهور، تخت پادشاهی خود را برپا می‌کند و امت‌ها را داوری مي‌نماید. در دایرة‌المعارف کتاب مقدس، حضرت مسیح در حالی تصویر گردیده که سوار بر اسب سفید و هم‌راه لشکریان آسمان مي‌آید تا با عنوان شاه شاهان، در زمینی که مملو از شرارت است، داوری کند و سلطنت هزارساله خود را به همراه افراد مقدس آغاز نماید. در این مدت، شیطان را هزار سال می‌بندند و به چاه ‌هاویه می‌افکنند تا در سرتاسر این مدت از فعالیت او جلوگیری شود. به اعتقاد مسیحیان، این رهبر موعود الهی، مسیح ‌بن مریم از ذریه اسحاق از فرزندان یعقوب و از نوادگان داوود است که به دست یهود کشته شد و خدای متعال وی را زنده کرد و به آسمان برد و در آخر دنیا، وی را مي‌فرستد تا وعده‌اش را توسط وی محقق سازد.[2]

منجی‌گرایی در آیین زرتشت

زرتشتیان منتظر سه موعودند که هر یک از آنها به فاصله هزار سال از یک‌دیگر ظهور خواهند کرد. بر اساس روایات زرتشتی و بر اساس یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد مي‌شود که به نام عمومی «سوشیانس» خوانده مي‌شوند. او آخرین مخلوق اهورامزدا خواهد بود. در فروردین یشت، بند 129، در معنای سوشیانت آمده که او را از این جهت سوشیانت خوانند، زیرا به تمام جهان مادی سود خواهد بخشید. از سوشیانس‌ها با عنوان نوکنندگان جهان و مردانی که هنوز متولد نشده‌اند یاد مي‌شود.[3]

منجی‌گرایی در آیین بودایی

در آیین بودا، منجی موعود با مفهوم «میتریه» (مهربان) تبیین شده است. در الهیات بودایی او را بودای پنجم و آخرین بودا از بوداییان زمینی مي‌دانند که خواهد آمد تا همه انسان‌ها را نجات دهد. در نمادنگاری بودایی، او را به هیئت مردی نشسته که آماده برخاستن است، نمایش مي‌دهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام. در روایات مهایانه‌اي، «شاکیه مونی» که همان «گتمه بودای» مشهور است، چهارمین بودا، و میتریه که پس از او خواهد آمد، بودای پنجم معرفی شده و در بعضی روایات بودایی، گتمه بودای هفتم است و «بوداسف» در آینده، آخرین بودا به شمار می‌آید که ظهور خواهد کرد.[4]

منجی‌گرایی در آیین هندو

در آیین هندو، منجی موعود به نام «کالکی» در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه، یعنی کالی یوگه ظهور خواهد کرد. در این آیین، جهان از چهار دوره رو به انحطاط تشکیل شده است. در چهارمین دوره، یعنی «عصر کالی»، فساد و تباهی سراسر جهان را فرا مي‌گیرد؛ زندگی اجتماعی و معنوی به نازلترین حد خود می‌رسد و زوال نهایی را فراهم مي‌آورد.

منجي گرايي در دين اسلام

در اسلام دو دیدگاه در مورد منجی وجود دارد:

  1. الف) منجی‌گرایی در میان اهل‌سنت

مذاهب مختلف اهل‌سنت مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را باور دارند ولی معتقدند که مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنیا مي‌آید. دانش‌مندان اهل‌سنت در این زمینه اختلاف دارند. بسیاری از آنان مهدویت را نوعی دانسته و گفته‌اند که در آخرالزمان، در زمانی نامشخص، فردی نامعین، از پدر و مادری ناشناخته، با این نام و اوصاف متولد خواهد شد و انجام وظیفه خواهد کرد. شماری از آنان نیز همانند شیعه امامیه، مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را شخصی معین مي‌دانند و معتقدند او پیش از این متولد شده و هم‌اکنون به زندگی خود ادامه مي‌دهد. آن دسته از اهل‌سنت که ولادت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را پذیرفته‌اند اختلاف‌هایی در سال ولادت حضرت دارند. برخی سال ولادت را 255 و برخی سال 258 قمری دانسته‌اند، برخی نهم ربیع‌الاول و شماری دیگر 23 رمضان را ذکر کرده‌اند.[5]

ب) منجی‌گرایی در میان شیعه

شیعه اعتقاد دارد وعده خدا در قرآن به مسلمانان تحقق خواهد یافت و جامعه‌اي بر اساس قسط و عدل و حقیقت ایجاد خواهد شد. بنابراین، علی‌رغم قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جبهه کفر و استکبار و استبداد، مستضعفانِ بیدار شده و آنگاه، امام و رهبر مردم و وارثان قدرت مي‌شوند. شیعه اعتقاد دارد، اسلام دین زندگی است و هرگز کهنه نمي‌شود. به مفهوم دیگر، قرآن به هر قصه‌اي که اشاره مي‌کند و هر عقیده‌اي که در اسلام و در تشیع مطرح مي‌شود باید در زندگی امروز و سرنوشت فردی و اجتماعی و استقلالمان نقش داشته باشد تا آنهایی که به آن اعتقادی ندارند از اثرش محروم باشند.

منجي گرايي از ديدگاه قرآن

در قرآن کريم آيات زيادي بر ظهور منجي در آخر الزمان دلالت دارند؛ بیش از یکصد آیه از قرآن کریم به مصلح کل حضرت بقیه الله ارواحنا فداه تفسیر و تاویل شده است، که علامه بزرگوار، ملا محمد باقر مجلسی رحمه الله در دائره المعارف بزرگ شیعه بحارالانوار ۷۰ آیه را به استناد احادیث وارده از اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) در پیرامون ظهور یکتا بازمانده از حجت های حضرت احدیت نقل کرده است. و اينک ما به بررسي يک دسته از اين آيات خواهيم پرداخت.

آيات وراثت صالحان

آيه اي را که ما در اين تحقيق مورد توجه وپژوهش قرار مي دهيم آيه 105 از سوره مبارکه انبياءمي باشد: «ولقد کتبنا في الزبور من بعد الذکر ان الارض يرثها عبادي الصالحون» در تفاسير آمده است که هر جا خدا در قرآن از واژه «کتب» استفاده کرده منظورش بيان يک سنت يا يک امر واجب است. به طور مثال دراين آيه شريفه: «ولو انا کتبنا عليهم ان اقتلوا انفسکم[6]و اگر ما بر ايشان مي نوشتيم که خودتان را بکشيد...» منظور خداي متعال اين است: «ولو انا الزمناهم و اوجبنا عليهم[7]و اگر ما ايشان را ملزم وبر آنها واجب مي کرديم. يا در اين آيه شريفه : «...کتبنا علي بني اسرائيل...[8]معنا اين است «اي حکمنا الي بني اسرائيل»[9]يعني ما حکم کرديم به بني اسرائيل.» ابن کثير گويد: اين آيه اخبار خداوند متعال است از آن چيزي که حتمي کرده براي بندگان صالحش در دنيا و آخرت که وراثت زمين باشد در دنيا و آخرت. مثل سخن خداي که فرمود: «ان الارض يورثها من يشاء من عباده والعاقبة للمتقين»[10] و اخبار خداست که: اين وعده در کتابهاي آسماني (قبل)هم داده شده است .(مثل تورات و زبور)[11] بنابراين، اينکه صالحان وارثان زمين باشند حکم حتمي خداي متعال است و انجام خواهد گرفت و هيچ کس قادر به تغيير اين حکم نخواهد بود.

منظور از «زبور و ذکر» چيست

زبور کتابي اسماني است که خداي عزوجل بر حضرت داوود پيغمبر (عليه السلام) نازل فرمود که در آن به وارث زمين شدن صالحان بشارت داده شده است. شاید بیشترین اشارات به ظهور و آخر الزمان را باید در زبور حضرت داوود (علیه السلام) جستجو نمود تاجایی که از 150 بخش آن 35 و برخی 55 بخش را مربوط به آخر الزمان می دانند.ما مي توانيم مضمون آيه شريفه 105سوره مبارکه انبياء را در زبور داوود (عليه السلام) مشاهده کنيم: «شروران منقطع خواهند شد اما منتظران خدا وارث زمین خواهند گشت ، بعد از اندک زمانی شروری نخواهد بود و حلیمان وارث زمین خواهند گشت و میراث آنها خواهد بود تا ابد الاباد. خداوند صالحان را تایید می کند ، خدا روزی کاملان را می داند و روزی ایشان خواهد بود ، تا ابد نسل شروران منقطع شده صالحان وارث زمین خواهند شد و در آن تا ابد سکونت خواهند نمود ، جان او در نیکویی شب را به سر خواهد برد و ذریه او وارث خواهند شد.»[12] «و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را انصاف و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهد ساخت. در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود و حکمرانی خواهد کرد از دریا تا در یا و از نهر تا اقصای جهان.»[13] اقوال در معناي زبور و ذکر مختلف است برخي چون ابن جرير طبري گفته اند: مراد از زبور تمام کتب انبياست و مراد از ذکر «ام الکتاب» است که نزد خدا در آسمان است و در آن همه چيز نوشته شده است[14].و بعضي هم گفته اند مراد از ذکر« تورات»است.[15] در بررسی شکلی و محتوایی برخی آیات عهد عتیق به مواردی بر می خوریم که به طرز عجیب و باور نکردنی با مسائل مربوط به منجی شیعیان حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همخوانی کامل دارد. به گونه ای که جای هیچ تردیدی را برای هر انسان منصفی باقی نمی گذارد.

از اسفار پنجگانه تورات در سفر(sefr) پیدایش آمده است: «خداوند بر ابراهیم ظاهر گشته گفت: به ذریه تو این زمین را می بخشم ،تمام این زمین را که می بینی به تو و ذریه تو تا به ابد خواهم بخشید»[16] آیاتی از این دست سبب شده است تا برخی یهودیان، تمامی زمین را ارث پدری خود دانسته و اندیشه های صهیونیستی مستخرج از این آیات تجاوز به دیگر سرزمین ها را جایز بشمارد.»و در جایی دیگر خطاب به ابراهیم (علیه السلام) داریم: « تورا بسیار بارور گردانم و امتهای بسیار از تو پدیدار کنم ،پادشاهان از تو بوجود آیند.عهد خود را در میان خویش و تو و ذریه بعد تو استوار گردانم که نسل بعد از نسل جاودانی باشد » و در فرازی دیگر خداوند خطاب به حضرت ابراهیم اورا پدر امتها می نامد: « نام تو بعد از این آبرام  خوانده نشود بلکه نامت آبراهیم خواهد بود زیرا تو را پدر امتهای فراوان گردانیدم. »[17]در آیه ای دیگر خداوند علاوه بر اشاره به وراثت زمین به صالحان در آخر الزمان سخن از ذریه کثیر ابراهیم (علیه السلام) می کند: « به سوی آسمان بنگر- ستارگان را بشمار اگر خواهی  ذریه تو نیز چنین خواهد بود ، تورا از کلدانیان(بین النهرین) بیرون آوردم تا زمین را به ارث تو بخشم.»[18]بعضي گفته اند که منظور از ذکر درآيه مورد بحث، قرآن است وزبور تمام کتب انبياي پيشين و کلمه«من بعد»تقريبا معادل کلمه «علاوه بر » در فارسي خواهد بود و به اين ترتيب معناي آيه چنين مي شود: « ما علاوه بر قرآن در تمام کتب انبياي پيشين نوشتيم که سرانجام سراسر روي زمين در اختيار بندگان صالح ما قرار خواهد گرفت.»[19] مويد اين مطلب که منظور از ذکر،قرآن است آيات ذيل مي باشد: «وانزلنا اليک الذکر لتبين للناس مانزل اليهم...» و همچنين آيه شريفه ي «انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون»

اقوال در مراد از «ارض»

بيشتر مفسرين اهل سنت مثل ابن جرير طبري ،ثعلبي ،فخررازي سيوطي و... کلمه «ارض » درآيه شريفه را به زمين بهشت تفسيرکرده و دليل آن را اين آيه شريفه ذکر کرده اند:[20] «وقالوا الحمدلله الذي صدقنا وعده واورثنا الارض نتبوء من الجنة حيث نشاء...»[21] برخي ديگر گفته اند مراد از ارض، زمين امت هاي کافر است که امت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) آنها را به ارث بردند.[22] کلمه ارض اطلاق مي شود بر مجموع کره زمين هر چند بعضي احتمال داده اندکه ممکن است مراد ،وراثت همه ي  زمين در قيامت باشد ولکن ظاهر کلمه ي ارض وقتي به طور مطلق گفته مي شود به معناي زمين اين جهان است.[23]همچنين از اطلاق کلمه ارض استفاده مي شود که اين وراثت مختص يک ياچند قسمت از زمين نيست بلکه سراسر کره ي زمين را شامل مي شود و صالحان بر تمامي نقاط زمين مسلط خواهند شد.

معناي وراثت در آيه

راغب گويد: وراثت و ارث به معناي انتقال مالي است به تو بدون اينکه معامله کرده باشي. و مراد از وراثت زمين اين است که سلطنت بر منافع، از ديگران به صالحان منتقل شود و برکات زندگي در زمين مختص ايشان گردد و اين برکات يا دنيايي است که بر مي گردد به تمتع صالحان از متاع و زينت هاي دنيا پس در اين صورت آيه اشاره دارد به اينکه زمين به زودي از لوث شرک و معصيت پاک مي شود و انسان هاي صالح در آن سکني گزيده و خدا را عبادت مي کنند و هيچ شرکي به خدا نمي ورزند. کما اينکه اين مطلب را قرآن تأييد مي کند. «وعد الله الذين امنوا منکم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض ...... يعبدونني لا يشرکون بي شيئا»[24]

و يا آن برکات اخروي است که مقامات قرب حق تعالي باشد و صالحان آن را در همين حيات دنيوي کسب مي کنند پس آن مقامات از برکات حيات زميني است و آن مقامات نعمت هاي آخرت است که خدا از زبان اهل بهشت به آنها اشاره مي کند. «وقالوا الحمد لله الذي صدقنا وعده واورثنا الارض  نتبوء من الجنة حيث نشاء...»[25] و همچنين اين آيه شريفه «اولئک هم الوارثون  الذين يرثون الفردوس ...»[26] بنابراين، آيه مورد بحث خاص به يکي از دو وراثت دنيوي و اخروي نيست بلکه هر دو را شامل مي شود و مفسريني که( براساس روايات وارده ) آيه را اختصاص به وراثت دنيايي داده و حمل بر دوران ظهور اسلام يا دوران حضرت مهدي (عليه السلام) کرده اند هم راه درستي را نرفته اند زيرا روايات، هر چند متواتر و مسلم هستند اما آيه را تخصيص نمي زنند.[27]

عبادي الصالحون چه کساني هستند؟

اقوال در ميان علماي شيعه و سني مختلف است که به برخي از آنها اشاره مي کنيم؛ فخر رازي آورده است: «عبادي الصالحون و هم محمد( صلي الله عليه و آله و سلم ) و امته»[28]بيضاوي در تفسيرش مي نويسد: «عبادي الصالحون يعني عامة المؤمنين اوالذين کانوا يستضعفون مشارق الارض و مغاربها او امة محمد( صلي الله عليه و آله و سلم )»[29]ابن جرير طبري گويد: «بعضي گفته اند مراد، بني اسرائيل هستند که خداوند در اين آيه، وراثت زمين را به آنان وعده داده و به آن وفا کرده است و استشهاد آورده به قول خداي متعال: «واورثنا القوم الذين کانوا يستضعفون مشارق الارض ومغاربها التي بارکنا فيها..[30][31]»

در بين علماي اهل سنت که متعصب نباشند هستند کساني که گفته باشند حد اقل يکي از مصاديق «عبادي الصالحون » امام مهدي (عليه السلام) و اصحابش است.مانند الحويزي در تفسير نورالثقلين در ذيل اين آيه شريفه که به نقل از تفسير قمي (ره) آورده است: «ان الارض يرثها عبادي الصالحون،قال «القائم و اصحابه»[32]»

اما علماي شيعه با استفاده از روايات معصومين (عليهم السلام) مصداق اتم «عبادي الصالحون» را امام مهدي عليه السلام و اصحابش ميدانند. مرحوم فيض کاشاني رحمه الله به نقل از مجمع البيان مي نويسد: «ان الارض يرثها عبادي الصالحون،قال : هم اصحاب المهدي في آخر الزمان.»[33]فخرالدين طريحي مي نويسد: «عبادي الصالحون اي عبادي المؤمنون.»[34] و در ذيل آن حديث فوق را از امام باقر (عليه السلام) مي آورد. در اين مورد روايات فراواني آمده تا حد تواتر از رسول خدا و ائمه (صلوات الله عليهم اجمعين) از طريق شيعه و سني در شان حضرت مهدي (عليه السلام) و همه آنها دلالت دارند بر اينکه حکومت روي زمين در دست صالحان قرار خواهد گرفت و اينکه مردي از اهل بيت نبي ( صلي الله عليه و آله و سلم)قيام کرده و زمين را پر از عدل و داد مي کند همچنان که از ظلم و جور پر شده است. از جمله آن روايات حديث معروفي است از حضرت پيامبر( صلي الله عليه و آله و سلم) که در اکثر مصادر اسلامي به اين صورت آمده است: «لو لم يبق من الدنيا الا يوم لطول الله ذالک اليوم حتي يبعث رجلا (صالحا )من اهل بيتي يملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» اين حديث با اختلاف کمي در بيشتر مصادر شيعه و سني آمده است.[35]مخفي نماند که معني اين روايات انحصار را نمي رساند بلکه بيان مصداق عالي آن است. و تفسير اين آيه محدود نمي شود به يک قوم و يک ملت بلکه در هر کجا و هر زمان بندگان صالح خدا بر عليه ظلم قيام کنند عاقبة الامر پيروز شده و وارثان و حاکمان زمين خواهند شد.

نتيجه:

از مجموع مباحث فوق روشن شد که اعتقاد به منجي(منجي گرايي)يک باور صحيح است و قبل از اينکه يک وعده الهي باشد يک قانون تکويني معتبر است به لحاظ اينکه وقتي ما نظم در خلقت را مشاهده مي کنيم بايد قبول کنيم  که اين نظم به يک نظام صحيح اجتماعي در آينده در عالم انساني منجر خواهد شد و سنت الهي تحقق يافته و وعده الهي براي صالحان محقق خواهد شد و آنان وارثان زمين خواهند گرديد و بدون هيچ خوفي  و شرکي خداي را عبادت خواهند کرد. و چون هيچ قوم و گروهي بدون امام نمي توانند باشند لذا اصلح صالحان حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشریف) که مصداق اتم «عبادي الصالحون» است بر جهان حکومت کرده و زمين را پر از عدل و داد خواهد کرد. 

پی نوشت ها:

[1] سايت آينده روشن

[2] همان

[3] . همان

[4] .همان

[5] .همان

[6] . نساء66

[7] .طوسي،محمد بن حسن،التبيان،ج2،ص247

[8] .مائده 32

[9] . طوسي،محمد بن حسن،التبيان،ج3،ص502

[10] .اعراف128

[11] .ابن کثير ،اسماعيل،تفسير القرآن العظيم،ج3،ص210

[12].مزمور37پندهاي 29،27،18،17،12،11،9

[13] .مزمور72،پندهاي،8،7،4،2

[14]. طبري ،ابن جرير،جامع البيان،ج17،ص136

[15] .همان

[16] .سفر پيدايش،باب12،فراز7

[17] .همان ،باب 17فراز 20 وباب18 فراز 18

[18] .همان ،باب13 فراز 15 وباب 15 فراز 5 تا 8

[19] .مکارم شيرازي،ناصر،تفسير نمونه ،ج13،ص517

[20] .ابن سليمان ،مقاتل ،تفسير مقاتل ابن سليمان ،ج3،ص141

[21] . زمر74

[22] . طبري،ابن جرير،جامع البيان،ج17،ص136

[23] . مکارم شيرازي،ناصر،الامثل في تفسير کتاب الله المنزل،ج10،ص255

[24] .نور 55

[25] .زمر 74

[26] .مؤمنون 11

[27] .طباطبايي،سيد محمد حسين،ترجمه تفسير الميزان،ج14،ص 466

[28] .رازي ، فخرالين،التفسيرالکبير،ج20،ص23

[29] .بيضاوي ،عبدالله بن عمر،التفسير البيضاوي،ج4،ص111

[30] .اعراف 136

[31] .طبري ،محمد بن جرير،جامع البيان،ج17،ص136

[32] .الحويزي ،عبد علي،نور الثقلين،ج3 ،ص464

[33] .فيض کاشاني ،ملا محسن ،الاصفي،ج2،ص793

[34] .طريحي ،فخرالدين،تفسير غريب القرآن ،ص149

[35] . مکارم شيرازي،ناصر،الامثل في تفسير کتاب الله المنزل،ج10 ،ص258

 منبع: مجله مقالات مهدوی؛ http://mahdimag.ir/

 نگارنده: محمد رحماني

در همین زمینه :

نظر شما :